♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

یه وقتایی که اعمالی روز انجام میدم
و دعایی میخونم ؛ سعی میکنم ترجمشو هم بخونم ..
خیییلی معنا های قشنگی دارن .
توی دعای روز دحوالارض یه جا داشت به خدا می‌ گفت
"خدایا یادم کن ..
وقتی دارم میپوسم و بین توده های خاک قرار دارم ..
و مردم فراموش کار فراموشم‌ میکنن ..!!"
جدی به این فکر کردیم تا حالا ؟!
یه روزی ما هم میمیریم جوری که انگار هیچوقت نبودیم ..
کیا میدونن صد سال پیش اونایی که الان زیر خاکن کیا بودن !؟
چه زندگی ای داشتن ، چه روزایی رو از سر گذروندن ..
چقدر برا خودشون عزیز بودن و غرور داشتن ..
ولی الان دنیا جوریه که انگار اصلا وجود نداشتن ..
مگه اعمال خیرشون که دست به دست بچرخه ..!!
اعمال خیر میتونه ساخت یه مکان مثل مدرسه باشه ..
میتونه گذاشتن یه لوله آب تو یه روستا باشه ..
میتونه کاشت یه درخت باشه ..
میتونه یه آب سرد کن باشه گوشه خیابون ..
و هر چیزی که در توانمون هست ..
چقدر قشنگ به خدا میگه اون موقع تو یادم کن ..
و قطعا خدا به یادمون خواهد بود ..
خدایا چه در دنیا چه در آخرت ما رو تنها نذار ..!!

الهی آمین 🌸✨️💕

شاید یه روز یه کتاب بنویسم ‌..
و اسمشو بذارم مردان بی عرضه ..
یا بی عرضگانی در زندگی زنان ..
و ویژگی آدمایی رو مینویسم که از شدت بی عرضگی 
هرگز نتونستن یه زن رو تو زندگیشون نگه دارن ..!!

.

پ.ن : ربطی به مسائل مالی نداره ها ..

بعضیا کلا تلاشی واسه شناخت روحیه زنان نمیکنن ..

انتظار دارن فله ای رفتار کنن و لایق عشق باشن ..

مگه میشه مراقبت نکرد ؟!‌ مگه میشه ذوق یه زنو کور کرد

و انتظار زندگی آروم و عاشقانه رو ازش داشت ..

بعضی وقتا با خودم میگم فلانی چقدر حیف شد

‌که این همه مهربونی و هنر و انرژیشو شوهرش قدر نمیدونه ..

و اونطوری که باید براش جبران نمیکنه ..

میگم فلانی این همه زحمت میکشه و کار میکنه

این همه هزینه میکنه واسه زن و بچه ش 

چرا خانومش بیخیاله و بها نمیده بهش ..

خب زن تو که تا ۱۱ ظهر خوابی ، وقتی بیدار شدی

یه غذای گرم واسه شوهر و بچه هات درست کن

خستگیش در بره لاقل ، اصلا تزیین هم نمیخواد

میبینی شوهرت ماموریت داره براش میوه ریز ریز کن

اصلا ریز هم نه ، بشور بنداز تو یه نایلون بده بهش

یه ظرف آبلیموی تگری بزن بهش بده تو این گرما

و الله که صد برابر قدرتو میدونه !!

عجیبه برام این رفتارا ‌، خیلی عجیبه !!

مگه ازدواج فقط به شروع زندگی مشترک و بچه دار شدنه ..

مسئولیت پذیری چی میشه !؟ وظیفه هم نه ، لطف چی میشه ؟!

آدم در حق همسرش کم کاری کنه کجا خرجش میکنه دیگه !!

 

یکی از دلخوشی های این روزام گذر روزهاست 

تا برسم به لحظه ای که بچه گربه هام

بلاخره با پاهایی که هنوز نمیتونن سر پا وایسن

و چشایی که تا هفته سوم کامل نمیبینه رو به تماشا بشینم ..

اونجایی که دم ظریف و کوچیکشون رو بالا نگه میدارن

و از شدت نازکی صداشون آدم ضعف میکنه ..

چشای مظلوم و زبون سه سانتی قرمزشون ..

هر گربه ای که تو این خونه به دنیا میاد 

میگم خدایاااا شکرت که لطفتو شامل حالمون میکنی همیشه ..

زجه زدنای یه سال و نه ماه پیشم یادم نمیره ..

وقتی گربه هامونو مجبور شدم از خونه دور کنم ..

مامان بزرگ همین گربه هایی که الان به دنیا اومده رو

روی دیوار خونه دیدم و گفتم اگه اینا برن

تو قول میدی برامون بچه بیاری ‌!؟

و چند ماه بعد از اونا ، دو تا بچه به دنیا آورد ؛ یه نر و یه ماده ..

و حالا گربه کوچولوی ماده مون واسه اولین بار باردار شده ..

شکرت خدا ..

شکر مهربونیت ..

بابا می گفت سیاهه کجا‌ رفته چند وقته ؟!

گفتم اینا وقتی یکیشون باردار میشه

گربه های دیگه باید خونه رو ترک کنن ..

چون گربه باردار احساس خطر میکنه ..

ولی عجیبه که حتی یه بارم نیومد رو دیوار ..

مامان میگه شاید واسه کارای رمالی بردنش ..

چون قبلا چند نفر بهم گفتن گربه سیاهتونو بهم میدی

من گفتم نه اصلاااا ..

گفتم ماده نیست که بچه بیاره ..

نگهبانم نیست پس فکرم جاهای خوبی نرفت ..

نمیگم حتما واسه این چیزاست ولی خب احتیاط کردم ..!!

یعنی چه رنگی ان ؟! 😍🐈🐈‍⬛

پ.ن : الان فقط اون خاکستری پایینیه و مادرش میان خونمون ..

سمت راستیه هم مادر اون دو تا مهربون بالاییه 😍🌸💕

چطوری بعضیا دلشون میاد اینا رو اذیت کنن آخه ..

 

بعضی از کارا حتی نیاز به فکر عمیق هم نداره ..
کاملا مشخصه که جذاب نیست و انجام نشه بهتره ..
یکیش اینه که بعضیا شب عروسیشون اصرار دارن
حتمااا با آهنگ رقصشون به سبک رقاص حرفه ای برقصن ..
خب اگه بلدی که هیچی ، اگه بلد نیستی والا قشنگ نیست
اینکه مثل ربات دستاتو تکون بدی و وسطاش گیج بزنی !!
اصلا تو کلیپا و عکسا همیشه یهویی ها قشنگ ترن ..
همیشه نرمی و لطافت تو حرکات زیبایی میده بهش ..
اینکه ساق دستتو جلو نگه داری و مثل پره های پنکه
مچ دستت رو خشک و سفت بچرخونی چه جذابیتی داره ..
( هر کی اینکارو الان انجام نداد که ببینه منظورم چیه از ما نیست 😂😂)
یا حرکات عاشقانه نمایشی طور مصنوعی ..!!
ولی وقتی با عشق و صمیمی به چشمای عشقت نگاه میکنی
جوری که انگار هیچکس جز دوتاتون اونجا نیست
چه عکسای قشنگ تری میشه ثبت کرد !!
خلاصه هر چیزی مد میشه رو نیاز نیست حتما اجرا کرد ..
خصوصا اگه طرفتون کلا حوصله این چیزا رو نداره
و یه طرفه ست این رقص و انرژی ها ..
هم اون اذیت میشه هم فیلما اونطور که باید نمیشه احتمالا !!
من وقتایی که میخوام عکس و فیلم بگیرم
حتی از بچه کوچولوها ، میگم اصلا فرض کنید من نیستم
به منم نگاه نکنید واسه خودتون بچرخید ..
حرف بزنید ، قدم بزنید ، بخندید ..
و چقدر زیبا میشه خروجیش ..
هرچی طبیعیش قشنگ تره از نظر من ..
چه چهره ، چه فیلم ، چه رفتار ..
ادا رو دوست ندارم هیچوقت ، با آدمای ادایی هم راحت نیستم ..
خاکی و صمیمی و ساده بودن مورد پسندمه !!
 

پایین خونمون کامل زمینای کشاورزیه ..

امسال هم کنارشو سنگ فرش کردن واسه پیاده روی ..

یه درخت بزرگ توت تو یکی از زمیناست ..

که ماشاءالله خیلی پر باره و مزه خوشمزه ای داره ..

هرکی از اون مسیر رد میشه یه نوکی هم میزنه بهش ..😂

دختر خالم از یه شهر دیگه اومده بود خونمون

خیییلی پرنسسی طوره و خوشگل و خوشتیپ اینا

با صندل سفید و لباسای مجلسی گفتم بیا بریم توت بچینیم😂😂

مثل خودم عاشق طبیعت و چیزای طبیعیه ..

گفت واااای خیلی خوشم میاد و حس خوبیه ..

می گفت اینا که میخریم هم خوشمزه ست

ولی اینکه از خود درخته بچینی یه مزه دیگه میده ..

کفشش سیاهه سیاه شده بود ولی می گفت ارزششو داشت ..

من توت قرمز ترش دوست دارم با نمک صورتی 😍💕

اون سیاه خوشش میومد و سیاها بالا بودن ..

یه بنده خدایی رفته بود رو نوک درخته 

داشت واسه خانمش توت سیاه بزرگ میچید ..

یه دونه یه دونه مینداخت تو ظرفش که له نشه ..

چقدر عاشقانه بود این حرکت 😍😂

ذوق نگاهش وقتی خانمش اون توتا رو میخوره و کیف میکنه ..

آجیم گفت کاکا یه تکونش بده سیاها بیوفتن پایین ..

یهو مثل بارش توت ، بارون وار افتادن رو زمین ..

بردارزاده م داشت واسه مامان توت سیاه جمع میکرد ..😍

میگفت مامانم دوست داره ..

منم همون بیرون داشتم توت قرمز میخوردم ..

دیدم رو دیواره تلمبه کناری بعضیا از خودشون ردی به جا گذاشتن ..

یکی دستای سیاهشو چسبونده بود اونجا

منم اسممو نوشتم و چند تا قلب کشیدم کنارش ..😍💕

بعدش از کنار گندم زار قدم زنان رفتیم تو پیاده رو

و چقدر عصرمون رویایی و قشنگ شد ..

یه بیرون رفتن ساده یه روز خاطره انگیز میسازه برامون ..

از تو حرکت از خدا برکت واسه لحظه ها !!😍💕✨️🌸

یکی از آشناهای نزدیکمون ، یکی از عزیزای زندگیم ..

که همه علاقه منو بهش میدونستن

به خاطر ناراحتی بی موردش از داداشم

با من کمی رفتارش تغییر کرد ..

مثلا شاید ۳ درصد به گرمی همیشه نبود ..

اتفاقا من همون موقع که با پسر این خانم تو دعوا بودن

بهش زنگ زدم که بگم دیگران به من ربطی ندارن ..

هر کسی رفتارش به خودش مربوطه نه اطرافیانش ..

نه حتی پدر و مادرش ..

اصلا واسه همینه که سعی میکنم فحش پدر و مادر ندم ..

این شخص پسرش خیانت در امانت کرده بود ..

تازه داداش من شکایتم نکرد ازش فقط گفتم پولمو پس بده

بعد یارو پر رووو رفته شکایت کرده 😐😐

وکیله هم پرونده رو که گشته چند مورد دیگه پیدا کرده

که جا مونده بوده و باید به داداشم برگردونه 😂😂

اومد یه چیزی دربیاره بخوره ، یه چیزی دراورد خوردش!!

بعد به مامانش یه جور دیگه ماجرا رو گفته بود

اونم با ما رفته بود تو قیافه و ..

حتی اگه حق با پسرش بود که نبود ، بازم به ما چه ..

داداشم از من ناراحت شده بود که با خود این شخص

سلام احوالپرسی گرم داشتم و رک گفتم من خوبی های یه نفر رو

واسه این که تو باهاش مشکل داری ، نادیده نمیگیرم ..

گفتم مگه تو میدونی من با چند نفر تو فامیل مشکل دارم؟؟

نه ، چون فقط به خودم مربوطه و توقع بی موردیه

که من انتظار داشته باشم همههه با فلانی بد بشن

چون یارو رو چند ساله بلاک کردم‌ و خوب نبوده !!

خلاصه یه روز زنگ زدم حال مادر اون شخصو پرسیدم ..

ولی حس کردم عمدا داره سرد طور رفتار میکنه ..

جوری که از تعجب یادم رفت خدافظی کنم حتی ..

آجیم کنارم بود و متوجه ناراحتیم شد ..

هلم داد و گفت اسما هنگ کرد ..

با همون گرمی خدافظی کردم و تمام ..

تماااااام ..!!

امکان نداره حتی یک بار دیگه سراغشو بگیرم ..

منی که همیشه تو مناسبتای مختلف 

جزو اولین نفرایی بودم که بهش تبریک میگفتم

و هرجا می رفتم دعاش میکردم ..

منی که وقتی حوصله هم نداشتم بهش سر میزدم ..

اگه کاری ازم میخواست براش انجام میدادم ..

با همه مهربونی هام و کینه ای نبودنم

دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشم باهاش، هیچوقت ..

حتی اون شب تو عروسی که دیدمش بوسیدمش 

باهاش گرم رفتار کردم ولی خب ..

آدمی که چشم رو همه چی میبنده

و چیزی که به من ربط نداره رو به من ربط میده

و واسه خودش دلیل واسه سردی رفتارش پیدا میکنه ؛

لایق موندن تو دایره آدمای اطرافم نیست ..

نسبت به غریبه ها این اخلاقم چند برابره ..

حس کنم کسی داره سرد رفتار میکنه 

چون اهل ارتباط گرفتن با هر کسی نیستم 

همون‌ انگشت شمار آدما رو هم اگه بخوان رفتار سردی نشون بدن

در نطفه رابطه م باهاش رو خفه می کنم !!

دوست ندارم از خودم تعریف بدم ولی یادم نمیاد تا الان

کسی با من آشنا شده باشه و بگه تو آدم بدی هستی ..

حتی بعضیا اگه ارتباطشون قطع شده

شاید واسه توقعی بوده که از من داشتن و من نتونستم اون لحظه

کارشونو انجام بدم چون اهل تعارف نیستم ..

اگه بتونم دریغ نمی کنم و اگه سختم باشه رک میگم نه !!

وگرنه که آسیبی واسه کسی ندارم ..

نه اهل حاشیه م ، نه اهل فضولی ام ، نه اهل غر زدنم

نه انرژی منفی به کسی میدم ، نه از کسی توقعی دارم

تا جایی که ازم  بربیاد سعی میکنم در حد خودم

دیگرانو خوشحال کنم و لبخند بیارم رو لبشون !!

حالا هر کی منو از دست بده اون ضرر میکنه یا من؟!😎😂

امروز از شدت خستگی حالت تهوع گرفته بودم ..

از ۸ تا ۲ بدون یه لحظه بلند شدن بکوب نشسته بودم ..

جوری که پاهام ورم کرده بود ..😐

ولی دیدن چند مورد مهربونی باعث شد حالم خوب باشه ..

- خانمه اومده بود کارشو انجام بده ، هزینه ش میشد سه و نیم ..

هر کاری کرد ازش حق الزحمه شو نگرفت ..

بعد که رفت گفت ایشون دختر فلانیه ..

که باباش قبلا شهردار اینجا بوده 

و کارای خیری در حق این شهر انجام داده ..

واسه همینم ازش چیزی نگرفتم بعنوان قدرشناسی ..

بعدش پشت سر هم بچه هاش زنگ زدن ازش تشکر کردن ..

که این لطف رو در حق خواهرشون انجام داده ..

احترام و احترام متقابل !!

- عمو گفت بمون تا از دانشگاه بیام دنبالت 

منم سر کوچه منتظرش بودم و هوا به شدت گررررم یعنی داغ ..

یه ماشین کنارم نگه داشت یه زن و مرد میانسال بودن

گفت دخترم کجا میخوای بری بیا برسونمت گرمه هوا ..

تشکر کردم و گفتم منتظرم عموم برسه ..

پلاک ۲۸۹ ، الهی هرجای دنیایی همیشه خیر ببینی ..

خدا اولادتو عاقبت بخیر کنه و ذوق کنی براشون !!

- کافه کناری آب معدنی تموم کرده بود ..

یه خانم سن بالا اومد داخل گفت آب ندارید ؟! 

گفت نه فقط آب میوه ست ..

گفت که دیابت داره و شربت براش خوب نیست ..

تو اون گرما معلوم بود خیلی تشنه ست ..

گفت بمون الان از آب سرد کن برات آب میارم ..

قبل از اینکه بیاد لیوانو پر کردم و گذاشتم رو میز ..

گفت به چه سرعتی آماده ش کردی 😂😂

کلی دعای خیر کرد برامون و رفت !! 

خلاصه دیدن همین صحنه هایی حالمو خوب می کنه ..

دیدن آدمایی که ذاتشون مهربونی رو می شناسه ..

و حتی وقتی که میتونن کاری رو انجام ندن

دلشون نمیاد و دنبال شاد کردن دیگرانن ..

ما هم این چرخه رو هر جا و هر چقدر میتونیم ادامه بدیم ..

و دنیا رو جای قشنگ تری کنیم !!😍💕🌸✨️

در لری کلمه ای داریم به نام " سِغده" ..

سنگینی غم این کلمه رو لرا خوب درک میکنن ..!!

فکر کنم به عنوان واحد اندازه گیری غم‌ میشه ازش استفاده کرد ..

وقتی یه نفر اونقدر بغض داره که حتی با گریه و فریاد 

و زجه زدن اون بغض از بین نمیره ..

یه حالتی براش به وجود میاد که اون بغض راه نفسش رو میگیره ..

حتی وقتی به خواب پناه میبره که غمشو از یاد ببره ..

باز هم توی خواب نفساش منظم نمیشه ..

چون سغده باعث یه شوک بزرگ تو بدن میشه ..!!

شبیه سکسکه وقتی یه لقمه غذا تو گلو میمونه ..

با این تفاوت که سکسکه از گلو میاد و سغده از بیخ گلو ..

حتی وقتی کودک غرق در آغوش مادرش میشه ..

وقتی یه نفر اونو بغل میکنه که آروم بشه ..

ممکنه اشکاش بند بیاد اما سغده و نفسای نا منظمش

همچنان تو خواب ادامه پیدا می کنه ..!!

امشب براتون دعا می کنم که هیچوقت هیچکدومتون به سغده نرسید !!

الهی آمین ✨️🌸

♡ 00:00 ♡

از محتویات کشوی من میشه روحیه مو شناخت ..

البته بخشیش اون ته مونده ولی همینا هم خوبه ..!!

عاشق لوازم تحریر رنگی خصوصا خودکارای رنگارنگم ..😍💕

حتی اگه چیزی نیاز نداشته باشم میرم داخل فروشگاه

یا مغازه لوازم تحریری و خودکار صورتی و آبی و بنفش میخرم ..

یا هایلایترای گوگولی رنگارنگ ..!!

به شدت عاشق تفنگ و تیر تفنگم ..

فکر کنم یکی از هدیه هایی که خیلی خوشحالم میکنه

یه جعبه تیر تفنگ برنو باشه 💕😍🌸

اون پلاستیک کوچیک زیر خودکارا میخکه ..

که بوی خیلی خوبی داره و باهاش اکسسوری های سنتی لری

درست میکنن و جاهای مختلفی ازش استفاده میکنن ‌..

خاصیت درمانی هم داره !!

کلی آبنبات چوبی تو وسایلم هست ، که خیلیاشو

نوه هامون برام خریدن ، اینطوری خوشحالم میکنن 😍💕🌸🍭

اون عروسک شب نما رو هم آجیم واسم خریده ..

توی شب می تابه ، خیلی باحاله و فسقلیه ..

انگار توی تاریکی شب یکی داره نگات میکنه ..😍😂

اون دسته کلید نارنجی هم هدیه یه عطر فروشی بود

که با دخترخالم رفتیم ازش خرید کردیم

گفت چون تو معرف ما بودی یه هدیه ناقابل واسه تو ..

یه گل شفلرا هم داد دختر خالم چون اولین خریدش بود ..😍🌱

کاغذای رنگی و دفترچه های کوچیک جینگولی هم حالمو خوب می کنه ..

خلاصه گاهی جنگی و سرسخت ، گاهی ملایم و لطیف ..

امیدوارم آدما اول روحیه جنگی منو بشناسن بعد مهربونی ..

اینطوری احساس راحت تری دارم ..

اینکه از اول مهربون تصورم کنن ، آدمو معذب می کنه یه جورایی ..

البته که من بخوام جنگی بشم غلاف نمیکنم 😐😂

ولی خب دوست ندارم کسی تو ذوقش بخوره

از تصوری که از من داشته تا چیزی که واقعا هستم !!