♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

یکی از دلخوشی های این روزام گذر روزهاست 

تا برسم به لحظه ای که بچه گربه هام

بلاخره با پاهایی که هنوز نمیتونن سر پا وایسن

و چشایی که تا هفته سوم کامل نمیبینه رو به تماشا بشینم ..

اونجایی که دم ظریف و کوچیکشون رو بالا نگه میدارن

و از شدت نازکی صداشون آدم ضعف میکنه ..

چشای مظلوم و زبون سه سانتی قرمزشون ..

هر گربه ای که تو این خونه به دنیا میاد 

میگم خدایاااا شکرت که لطفتو شامل حالمون میکنی همیشه ..

زجه زدنای یه سال و نه ماه پیشم یادم نمیره ..

وقتی گربه هامونو مجبور شدم از خونه دور کنم ..

مامان بزرگ همین گربه هایی که الان به دنیا اومده رو

روی دیوار خونه دیدم و گفتم اگه اینا برن

تو قول میدی برامون بچه بیاری ‌!؟

و چند ماه بعد از اونا ، دو تا بچه به دنیا آورد ؛ یه نر و یه ماده ..

و حالا گربه کوچولوی ماده مون واسه اولین بار باردار شده ..

شکرت خدا ..

شکر مهربونیت ..

بابا می گفت سیاهه کجا‌ رفته چند وقته ؟!

گفتم اینا وقتی یکیشون باردار میشه

گربه های دیگه باید خونه رو ترک کنن ..

چون گربه باردار احساس خطر میکنه ..

ولی عجیبه که حتی یه بارم نیومد رو دیوار ..

مامان میگه شاید واسه کارای رمالی بردنش ..

چون قبلا چند نفر بهم گفتن گربه سیاهتونو بهم میدی

من گفتم نه اصلاااا ..

گفتم ماده نیست که بچه بیاره ..

نگهبانم نیست پس فکرم جاهای خوبی نرفت ..

نمیگم حتما واسه این چیزاست ولی خب احتیاط کردم ..!!

یعنی چه رنگی ان ؟! 😍🐈🐈‍⬛

پ.ن : الان فقط اون خاکستری پایینیه و مادرش میان خونمون ..

سمت راستیه هم مادر اون دو تا مهربون بالاییه 😍🌸💕

چطوری بعضیا دلشون میاد اینا رو اذیت کنن آخه ..