♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

کلا همه دردا درد داره بلاخره ؛ ولی بعضیاش پر رنگ تره ..
مثل دندون درد ..
چند سالی بود که دیگه اذیتی نداشتم بابت دندونام
و امشب دوباره شروع کرد به درد مزخرفش ..
از تو آیینه نگاه کردم و یه کوچولو انگار سیاه شده زیرش
پس سوراخ شده و متوجه نشدم ..
کی حوصله دندون درست کردن داره آخه ..
یه عقلم اون آخره چند ساله دکتر گفته برو بکشش
باهاش زندگی میکنم چون حوصله دندون پزشکی ندارم ..
ولی این یکی ببینم امشب چطوری قراره باهاش شبو سر کنم ..!!
من کلی خاطره با موضوع دندون دارم ..
اول اینو بگم که تو خونه ما کسی حق کشیدن دودی جات نداره
چه سیگار چه قلیون !! بزرگ و کوچیک هم نداره
فقط یادمه روز نامزدی آجیم پونزده سال پیش 
چون طرف بزرگ خاندان بود بابام گفت اشکال نداره قلیون بکشه ..
بابا چون دیابت داره یه نفر تریاک داده بود بهش و گفته بود
یه کوچولوشو بنداز تو چای بخور تا قندت تنظیم بشه ..
خب بابا هیچوقت از اون یه نخود تریاک استفاده نکرد ..
ولی من میدونستم کجا قایمش کرده ..
تا اینکه یه شب دندونم که سوراخ شده بود شدید درد گرفت ..
چون به ریشه رسیده بود باید کشیده میشد ..
ولی من باهاش میساختم که نکشمش !!
شنیده بودم تریاک بریزی تو دندون دردشو آروم میکنه ..
منم رفتم سراغش و قد یه دونه ماش ازش جدا کردم و چپوندم تو دندونم ..
وااااای وااااای نگم از تلخیش ؛ زهر ماااار لنگ مینداخت پیشش ..
نگم از مزه ش ، انگار فاضلاب بود ، اوووق واقعا ..
هرچی آب میریختم تو دهنم تفش میکردم اون مزه نمیرفت ..
درد دندونم یادم رفته بود دیگه ..
فقط تلاش میکردم که حتی یه گردشو تو دندونم نذارم بمونه ..
ولی بازم مزه ش تو دهنم بود ، خیییلی بد بود ..
فرداش هم مجبور شدم و رفتم دندونه رو کشیدم !!😐
حالا اینو نمیدونم چیکارش کنم ..
جوری هم نیست که بشه چیزی ریخت داخلش مثل لیدوکائین ..
ان شاءالله که با مسکن آروم میشه ولی باید برم دندون پزشکی بلاخره !!
وااای نه صدای دستگاه دندون پزشکی 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
اون که میگه کککخخخخخ آب دهنو میکشه داخل ..
من اونو میشنوم حالت تهوع میگیرم ، خیلی حال به هم زنه ..
کاش یه دندون شیری بود و میرفتم تو آیینه
با انبر دست و چاقو می کشیدمش ، ولی نیست !!!

به زندگیم که‌‌ نگاه می کنم ..

میبینم من از‌ همون بچگی یه جاهایی چقدر دیوونگی کردم ..

به قیمت جونم هم شده اینکارو کردم ..

این کار در همه دوره های زندگیم و همین روزا هم هست ..

مثلا مسیری که هیچ شناختی ازش نداشتم رو

صرفا جهت اینکه ببینم تهش چیه رفتم ‌..

بعد وقتی برگشتم گفتن این جا مار و خرچنگ داشته

و من پا برهنه از تو اون جوب زیر درختا رو رد کردم

تا جایی که مطمئن شدم دیگه تهش خبری نی و برگشتم ..

ممکن بود اونجا شیشه های شکسته هم باشه !!

یا تنهایی دم غروب میزدم به دل کوه ..

کوهی که شیبش خیلی زیاد بود ؛ تازه لبه دره هم راه میرفتم ..

حتی سوراخای تو کوه رو با نور گوشی چک میکردم 

ببینم‌ ماری چیزی اون تو هست یا نه ..!!

وقتی می رسیدم اون نوک کوه یه نفس عمیق می کشیدم ..

آبنبات چوبیمو درمیاوردم و لذت میبردم ..

اونم درست وقتی که صدای تیراندازی میومد

و خب تو اون شرایط خطرناکه بالا رفتن ..

چون معمولا به سمت کوه شلیک میکنن ..

به خیال اینکه کسی تو کوهی با اون شیب نیست !!

فکر می کنم آدمایی که دیوونگی نمیکنن

و همیشه محافظه کار و یه جورایی میترسن

هیجان های زندگی رو اونطور که باید لمس نمیکنن ..!!

اگه در خودتون‌می بینید از اینکارا بکنید 

و ببینید چه حس خوبی میده بهتون ..

اون حس شجاعت و قوی بودنه خیلی باحاله ..

البته خیلی خانواده رو نگران نکنید ، من زیاد می کنم اینکارو و اشتباست ..

ولی خب از بچگی در وجود من نهادینه شده

و دارم میبینم که به خواهرزاده هفت سالم هم ارث رسیده !!😐😂

این عکس هم حاصل یکی از گوش نگیر بودنامه

که تنهایی رفتم اون بالا و آبنباتمو نوش جون کردم ..

پ.ن : تقدیم نگاهتون البته بدون آدرس 😂

چون فعلا تصمیمی ندارم که بگم اهل کجام !!

یکی از ارزشمندترین هدیه های تولدم کتاب نهج البلاغه ست
که مامان بهم هدیه داده ، در واقع هدیه های مامانم
سالهاست که کتابه و کتاب مذهبی و معنوی بهم میده ..
که همزمان با بالا رفتن سن ، رشد اخلاقی رفتاری هم داشته باشیم ‌..
هر ورق از این کتاب رو که میخونم دلم میخواد حفظش کنم ..
چقدر شخصیت والایی مولامون علی(علیه السلام) داشتن ..
چقدر نکته های آموزنده ای تو این کتاب هست ..
اصلا ربطی به اعتقادات دینی هم نداره ..
هر کسی با هر اعتقادی میتونه شخصیت های برجسته رو 
الگوی خودش قرار بده و پیشرفت اخلاقی خودش رو شاهد باشه ..
من مناسبتا خیلی برام مهمن ولی انقدر این چند وقته شلوغ بودم
که یادم رفته بود امروز غدیره و دیشب مامان بهم گفت ..
چون طی دو روز گذشته دو ساعت بیشتر نخوابیده بودم
دیشب سرم به بالشت نرسیده خوابم برد و اعمال شب غدیرو انجام ندادم ..
یکی از چیزای که همیشه دلیل مهمی واسه شکر گفتنمه
عشق و ولایت امیرالمومنین و اولاد صالحش تو زندگیمه ..
شکر خدایی که امام علی علیه السلام رو مثل یه پدر
واسه شیعیان و مسلمانان جهان آفرید ..
شکر خدا که نام علی در اذان ماست ..
الهی به حق این روز عزیز ، ما رو در مسیر حق قرار بده همیشه
و دست ما رو از اهل بیت جدا نکنه و اونا رو شفیع ما قرار بده ..
خدا کمک کن اخلاق و رفتار اهل بیت رو الگوی خودمون قرار بدیم 
و در مسلمانی فقط ادعا نباشیم و واقعا شبیه یک مسلمان‌ رفتار کنیم ..
الهی آمین ..😍✨️🍬💕🌸
 

خب همچنان بعد از یه هفته نت من ضعیفه ..

امروز که دیگه افتضااااح بود حتی گوگلم به زور میاورد بالا ..

قبلا ۷۵ گیگ ماهانه میخریدم زیر ۴۰۰ ..

امروز ۵۰ گیگ خریدم ۴۰۰ و خورده ..😐😐

خیلی پر رو واسه خودشون افزایش قیمت میزنن

حجمو هم میارن پایین ‌، سرعتم که نگم‌ دیگه ..

و مردمی که دیگه حوصله اعتراض به این وضع رو هم ندارن ..

همچنان بهم پیام میدن و میگن دلمون برات تنگ شده

یکیشون نوشته بود اینستا بدون خودت صفایی نداره 

گفتم بذار ذوق کنن همه ، یه کم برگردیم به حالت نرمال

فعلا دارن استوری های سه ماهی که‌ نبودنو میذارن ..!!

هر بار که یه ماجرایی تو کشور میوفته چهره های جدیدی از مردم میبینم

مثلا اونی که استوری هاش علیه فلانی بود ؛ الان غرفه و موکب داره !!

هر کسی ممکنه خط فکریش عوض بشه و تغییر کنه

نمیگم این بده یا خوبه ،‌ برام قابل درکه تغییر کردن آدما !!

ولی خب یه مقدار باعث تعجبم میشه که مهم‌ نیست اونم ..

مهم اینه هر کسی مسیری که فکر میکنه درسته رو انتخاب کنه

و حذب باد نباشه و پای انتخابش تو هر شرایطی بمونه ..

نه اینکه اگه باد از یه طرف دیگه وزید یهو رنگ عوض کنه !!

خدا عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه ..

و ما رو همیشه در مسیر درست قرار بده و هدایتمون کنه !!

خلاصه که انگار چیزی تغییر نکرده خیلی ..

همون استوری ها ، همون سبک زندگیا ..

فقط یه سریا این وسط ازدواج کردن و به تعداد بلاگرامون 

احتمالا افزوده میشه ، داستان آشنایی خودشون و آقاییشون !!

دیگه همینا !!

 

 

"سعدیا !! مرد نکونام نمیرد هرگز ..

مرده آنست که نامش به نکویی نبردند .."

همیشه این یه بیت شعر رو برامون میخوند ..

واسه همین رو سنگ قبرش اینو حک کردن !!

فرقی نداشت چه نسبتی باهامون داره ..

همه بهش می گفتیم عمو حاجی ..!!

شوهر خاله م بود اما مثل یه پدر همه دوسش داشتن ..

حتی مامان باباهامون مثل یه پدر بهش نگاه میکردن ..

تا وقتی بود همه فامیلو دور هم جمع میکرد ..

هیشکی حق نداشت از کسی ناراحت بشه ..

هیچوقت نمیذاشت کینه و کدورتی پر رنگ بشه ..

وجودش به غریبه و آشنا خیر می رسوند ..

شبیه یه ستون که دلیل دوام ارتباطا بود ..

یادم نمیاد یه روز تنهایی روی سفره نشسته باشه ..

همیشه کنار سفره ی خونه شون پر از مهمون بود ..

حتی مهربونیش واسه ما که کوچیک بودیم

یه مهربونی فراموش نشدنی بود ..!!

خسته از سر کار بر می گشت خونه و میبردمون پارک .. 

هنوز صدای خنده هامون تو خونه خاله یادمه ..

حتی همین الان که ازش مینویسم اشک تو چشمم جمع شده 

و به اندازه ۱۷ سالی که نیست دلم تنگه براش ..!!

چهره مهربونش .. آرامش وجودش .. لبخند همیشگیش ..

انگار همین لحظه جلوی چشمامه ..!!

هیچوقت نبودنش عادی نشد برامون ..!!

این همه سال از رفتن عمو حاجی گذشت

ولی خوبی هاش هر روز برامون پر رنگ تر شد ..!!

شبیه یه الماس بود توی طایفه ؛ همیشه می درخشید ..

هنوزم اسم و یادش می درخشه ..!!

دنیای ما بعده عمو حاجی خیلی عوض شد ..

چقدر جای خالیش همیشه کنارمون حس میشه !!

عمو فقط ۵۶ سالش بود که سکته کرد و از بین ما رفت ..

سالهای سال حتی روی قبرش نرفتم ، مراسمش هم نرفتم ..

نمی خواستم باور کنم که این یه واقعیته ..

بارها خوابشو دیدم و باهام حرف میزد ..

و بعدها که سنگ قبرشو دیدم دقیقا همونی بود که تو خوابم بود ..!!

چقدر باور نبودنش سخت بود برامون !!

جایگاهت بهشت عموی مهربونم !!

چرا که تا وقتی بودی با خوبی های بی منتت

دنیا رو واسه خیلی ها بهشت کردی .. !!

ممنون میشم شادی روح اموات خودتون و شوهرخاله مهربونم

فاتحه و صلواتی بفرستید ..✨️♥️

.

پ.ن : به رسم پنجشنبه ها ..

 

یه وقتایی که اعمالی روز انجام میدم
و دعایی میخونم ؛ سعی میکنم ترجمشو هم بخونم ..
خیییلی معنا های قشنگی دارن .
توی دعای روز دحوالارض یه جا داشت به خدا می‌ گفت
"خدایا یادم کن ..
وقتی دارم میپوسم و بین توده های خاک قرار دارم ..
و مردم فراموش کار فراموشم‌ میکنن ..!!"
جدی به این فکر کردیم تا حالا ؟!
یه روزی ما هم میمیریم جوری که انگار هیچوقت نبودیم ..
کیا میدونن صد سال پیش اونایی که الان زیر خاکن کیا بودن !؟
چه زندگی ای داشتن ، چه روزایی رو از سر گذروندن ..
چقدر برا خودشون عزیز بودن و غرور داشتن ..
ولی الان دنیا جوریه که انگار اصلا وجود نداشتن ..
مگه اعمال خیرشون که دست به دست بچرخه ..!!
اعمال خیر میتونه ساخت یه مکان مثل مدرسه باشه ..
میتونه گذاشتن یه لوله آب تو یه روستا باشه ..
میتونه کاشت یه درخت باشه ..
میتونه یه آب سرد کن باشه گوشه خیابون ..
و هر چیزی که در توانمون هست ..
چقدر قشنگ به خدا میگه اون موقع تو یادم کن ..
و قطعا خدا به یادمون خواهد بود ..
خدایا چه در دنیا چه در آخرت ما رو تنها نذار ..!!

الهی آمین 🌸✨️💕

شاید یه روز یه کتاب بنویسم ‌..
و اسمشو بذارم مردان بی عرضه ..
یا بی عرضگانی در زندگی زنان ..
و ویژگی آدمایی رو مینویسم که از شدت بی عرضگی 
هرگز نتونستن یه زن رو تو زندگیشون نگه دارن ..!!

.

پ.ن : ربطی به مسائل مالی نداره ها ..

بعضیا کلا تلاشی واسه شناخت روحیه زنان نمیکنن ..

انتظار دارن فله ای رفتار کنن و لایق عشق باشن ..

مگه میشه مراقبت نکرد ؟!‌ مگه میشه ذوق یه زنو کور کرد

و انتظار زندگی آروم و عاشقانه رو ازش داشت ..

بعضی وقتا با خودم میگم فلانی چقدر حیف شد

‌که این همه مهربونی و هنر و انرژیشو شوهرش قدر نمیدونه ..

و اونطوری که باید براش جبران نمیکنه ..

میگم فلانی این همه زحمت میکشه و کار میکنه

این همه هزینه میکنه واسه زن و بچه ش 

چرا خانومش بیخیاله و بها نمیده بهش ..

خب زن تو که تا ۱۱ ظهر خوابی ، وقتی بیدار شدی

یه غذای گرم واسه شوهر و بچه هات درست کن

خستگیش در بره لاقل ، اصلا تزیین هم نمیخواد

میبینی شوهرت ماموریت داره براش میوه ریز ریز کن

اصلا ریز هم نه ، بشور بنداز تو یه نایلون بده بهش

یه ظرف آبلیموی تگری بزن بهش بده تو این گرما

و الله که صد برابر قدرتو میدونه !!

عجیبه برام این رفتارا ‌، خیلی عجیبه !!

مگه ازدواج فقط به شروع زندگی مشترک و بچه دار شدنه ..

مسئولیت پذیری چی میشه !؟ وظیفه هم نه ، لطف چی میشه ؟!

آدم در حق همسرش کم کاری کنه کجا خرجش میکنه دیگه !!

 

یکی از دلخوشی های این روزام گذر روزهاست 

تا برسم به لحظه ای که بچه گربه هام

بلاخره با پاهایی که هنوز نمیتونن سر پا وایسن

و چشایی که تا هفته سوم کامل نمیبینه رو به تماشا بشینم ..

اونجایی که دم ظریف و کوچیکشون رو بالا نگه میدارن

و از شدت نازکی صداشون آدم ضعف میکنه ..

چشای مظلوم و زبون سه سانتی قرمزشون ..

هر گربه ای که تو این خونه به دنیا میاد 

میگم خدایاااا شکرت که لطفتو شامل حالمون میکنی همیشه ..

زجه زدنای یه سال و نه ماه پیشم یادم نمیره ..

وقتی گربه هامونو مجبور شدم از خونه دور کنم ..

مامان بزرگ همین گربه هایی که الان به دنیا اومده رو

روی دیوار خونه دیدم و گفتم اگه اینا برن

تو قول میدی برامون بچه بیاری ‌!؟

و چند ماه بعد از اونا ، دو تا بچه به دنیا آورد ؛ یه نر و یه ماده ..

و حالا گربه کوچولوی ماده مون واسه اولین بار باردار شده ..

شکرت خدا ..

شکر مهربونیت ..

بابا می گفت سیاهه کجا‌ رفته چند وقته ؟!

گفتم اینا وقتی یکیشون باردار میشه

گربه های دیگه باید خونه رو ترک کنن ..

چون گربه باردار احساس خطر میکنه ..

ولی عجیبه که حتی یه بارم نیومد رو دیوار ..

مامان میگه شاید واسه کارای رمالی بردنش ..

چون قبلا چند نفر بهم گفتن گربه سیاهتونو بهم میدی

من گفتم نه اصلاااا ..

گفتم ماده نیست که بچه بیاره ..

نگهبانم نیست پس فکرم جاهای خوبی نرفت ..

نمیگم حتما واسه این چیزاست ولی خب احتیاط کردم ..!!

یعنی چه رنگی ان ؟! 😍🐈🐈‍⬛

پ.ن : الان فقط اون خاکستری پایینیه و مادرش میان خونمون ..

سمت راستیه هم مادر اون دو تا مهربون بالاییه 😍🌸💕

چطوری بعضیا دلشون میاد اینا رو اذیت کنن آخه ..

 

بعضی از کارا حتی نیاز به فکر عمیق هم نداره ..
کاملا مشخصه که جذاب نیست و انجام نشه بهتره ..
یکیش اینه که بعضیا شب عروسیشون اصرار دارن
حتمااا با آهنگ رقصشون به سبک رقاص حرفه ای برقصن ..
خب اگه بلدی که هیچی ، اگه بلد نیستی والا قشنگ نیست
اینکه مثل ربات دستاتو تکون بدی و وسطاش گیج بزنی !!
اصلا تو کلیپا و عکسا همیشه یهویی ها قشنگ ترن ..
همیشه نرمی و لطافت تو حرکات زیبایی میده بهش ..
اینکه ساق دستتو جلو نگه داری و مثل پره های پنکه
مچ دستت رو خشک و سفت بچرخونی چه جذابیتی داره ..
( هر کی اینکارو الان انجام نداد که ببینه منظورم چیه از ما نیست 😂😂)
یا حرکات عاشقانه نمایشی طور مصنوعی ..!!
ولی وقتی با عشق و صمیمی به چشمای عشقت نگاه میکنی
جوری که انگار هیچکس جز دوتاتون اونجا نیست
چه عکسای قشنگ تری میشه ثبت کرد !!
خلاصه هر چیزی مد میشه رو نیاز نیست حتما اجرا کرد ..
خصوصا اگه طرفتون کلا حوصله این چیزا رو نداره
و یه طرفه ست این رقص و انرژی ها ..
هم اون اذیت میشه هم فیلما اونطور که باید نمیشه احتمالا !!
من وقتایی که میخوام عکس و فیلم بگیرم
حتی از بچه کوچولوها ، میگم اصلا فرض کنید من نیستم
به منم نگاه نکنید واسه خودتون بچرخید ..
حرف بزنید ، قدم بزنید ، بخندید ..
و چقدر زیبا میشه خروجیش ..
هرچی طبیعیش قشنگ تره از نظر من ..
چه چهره ، چه فیلم ، چه رفتار ..
ادا رو دوست ندارم هیچوقت ، با آدمای ادایی هم راحت نیستم ..
خاکی و صمیمی و ساده بودن مورد پسندمه !!