دقت کردم مردای وبلاگ نویس چقدر با مردای عادی فرق دارن ، پر از حرفن ، روزانه ببین چندتا موضوع مختلف واسه بیان کردن دارن ؛ البته امیدوارم در زندگی واقعیشون هم همینطور باشن ، مثلا عاشقانه هاشونو همینقدر راحت بیان کنن ، ماجراهایی که براشون اون روز اتفاق افتاده ، یا بحث راجب سوالایی که تو ذهنشونه ، من که خیلی دوست دارم و مرد آرومی که به زور میخواد حرف بکشی از زیر زبونش باب میلم نیست !! از اینا خوبه که پر از انرژیه ، مثلا غذا میذاری جلوش به به چه چه میکنه ، میگه اینم یه ماااچ هدیه این غذای خوشمزه ت ، یا بی مناسبت گل به دست میاد خونه و بچه ها ازش یاد میگیرن و ارزش میده به همسرش ، یا جلو خانواده خودش هوای زنشو داره و پشتشه ، یا یهویی بگه پاشو جمع کن بریم مسافرت سه روزه اصلا ، یا همین بغل ، چمن زاری جایی ناهارمونو بخوریم و بیایم ، پایه عکس گرفتن باشه و نگه حال ندارم و اصلا خودش ایده بده واسه عکس ، یا با یه جعبه بزرگ آبنبات چوبی بیاد داخل بگه زنننن اینارو پاپیون بزن بریم بیرون هر بچه ای رو دیدیم بهش بدیم خوشحال شه ، یا خونه رو برات تزیین کنه بگه به مناسبت سومین سالگرد اولین قرارمون ، تصور کن مردی رو که تاریخ اولین قرارش یادش باشه ، و خیلی یا های دیگه !! خب دیگه از شدت بی خوابی تلپ شدم کف هال ، گوشیو بالا صورتم گرفتم و یه درصد قدرت دستم بیاد پایین تو پوزم میخوره و از این یا هایی که گفتم میپره بیرون 😂😂 الان تو بُعدِ توهمم ، مثل اینایی که مست میشن روحشون بین ابعاد مختلف به پرواز درمیاد ها ، جون بلند شدن ندارم ، میگم اسماااا تو که خودتو میشناسی ، چرا این همه لباسو انداختی تو تشت که خیس شه و مجبور شی تمومش کنی 😓😩 یا علییی گویان بلند شم ، غر کمتر بزنم ، بلکه تا اذون ظهر نصفش تموم شه !!🙁 نصفش !!!!
می گفت قبل از اینکه سبک زندگیتو بشناسم ، همیشه با خودم می گفتم این دختر چقدر سحر خیزه ، آفرین به این انرژیش ، بعدها فهمیدم هعییی دل خوش خیال ؛ این بشر مثل جغده !! 😂😂 لذاا هنوز بیدارم از دیروز ، و بسیاااار خوابم میاد !! دیشب قبل ۱۲ بود دوش گرفتم ، قطعاااا الانم قبل خوابیدن باید دوش بگیرم ، راست میگفتن حوله فرصت خشک شدن پیدا نمیکنه اینجا 😐 امروز مجبورم تا اذون ظهر مقاومت کنم ، چون لباسامم باید بشورم !! وای فکر کن تو این گرما لباس بندازی رو رخت آویز ، همون سانت کردنش که چروک نشه باعث میشه یه حموم دیگه بیوفته پات 😂 الان رفتم واسه ادامه کار لواشک ؛ اولین بار بود این مرحله رو میرفتم ، دفعه قبل من فقط میوه ها رو شستم و رفتم خونه آجیم ، مامانم همه کاراشو انجام داد ، نگو اینو باید ذره ذره از صافی رد کنی ، تازه باید مراقب باشی استخوناش دستتو پاره نکنه ، بعد بریزی تو قابلمه چند ساعت دیگه بپزه ، خنک که شد تااااازه میریزی تو ظرف که بره واسه خشک شدن !!! 😐😐 من اینا رو نمیدونستم که گفتم دستشو قطع میکنم اگه دست کسی اومد سمتش !! دست !؟ به کمتر از گردن نباید راضی شم !! الان ریختمش تو قابلمه ، باقیش دست مادرو میبوسه !! بابا هنگ بود که داشتم کار میکردم 😐😂 آخرالزمونه !! عاشق صدا و هوای اول صبحم ؛ صدای جیرجیرکا ، صدای جارو زدن حیاط زن همسایه ؛ صدای بلند سلام کردنشون تو کوچه ، صدای گنجشکا ، صدای بالا انداختن برنج محلی تو سینی واسه تمیز کردنش ، منم نیمی از حیاط رو شستم و بوی نم و خاک بارون خورده بلند شده ، آلبالوهای مامان هم مثل دونه های ماتیک سرخ زده زیر نور ملایم طلوع برق میزنه ، انگار لاک زرشکی زدی بهشون ، آخ دلم تنگه واسه باااارون ، واسه رعد و برق !! واسه داد زدن بابا که برم داخل چون برقش خطرناکه و من هی از خوشحالی جیغ بکشم و بلند بلند شکر بگم 😂😍 اگه عکسای اون یکی مموری بیاد بالا بعدا براتون از بارون و طبیعت و بهار قشنگ اینجا کلی عکس میذارم !! فعلا برم صبحانه بخورم و تا جایی که رخت آویز و چوب لباسی ها جا دارن لباس بشورم !! خدا به اسما توان بده !! 💕
بابا الان اومده خونه ، بار داداشم دیر رسید و تا خالی شد ساعت شد ۳ شب !!! قبلا راجب وضعیت جسمیش نوشتم ، اصلا یه جوون سالم و سرحال هم سختشه تحمل کنه تا این ساعت چه برسه به بابا !! صبح نشسته بودم سرم تو گوشی بود صدای ناله هاش رو می شنیدم ، از درد پا و کمرش که ساعت ها درگیر کارای مغازه بود !! به شدددت کمالگراست ، یعنی مغازه رو مثل طلا تحویلش بدی باز قبول نمیکنه میگه خودم باید اونطور که میخوام تمیزش کنم !! تازه تا حموم نکنه هم شام نمیخوره !! لجبازی و کمالگرایی و حساس بودن در تمیزی من هم عیانه که به کی کشیده دیگه !! 😁 داداشم هم بنده خدا باید بار دومو ببره شهر دیگه و اونجا خالیش کنه ، دم صبح میرسه خونه !!! بعد این سختی ها و زحمتا رو مردم حتی اگه ببینن سعی میکنن نادیده بگیرن !! قبل عید پارسال بود که داداشم یه تیگو خرید ، کسی که سه تا ماشین تو خونه ش بود و شغل دولتی با حقوق بالا داشت گفته بود از کجا داشته نقد بخره !!! لامذهب سیزده ساله داره قد ده تا جوون زحمت میکشه ، تازه بابامم هست ، آجیمم هست ، مامانمم کمکشون میکنه ، این یه شب در میون بی خوابی ، این همه تلاش رو چطور نمی بینید ، فقط اون نتیجه قابل رویته براتون ؟! انقدر از بقیه شنیدیم این چیزا رو که تایر ماشینش الکی الکی ترکید و خدا معجزه وار زنده به ما برگردوند خودش و خانوادشو ، بابا گفت فدا سرت فرض کن ماشینه رفته ته دره و خودت سالم اومدی بالا !! قبلش هم خیلی بهش گفتیم جای ماشین ملک بخر گوش نداد ، گفت مگه میشه واسه دهن مردم همیشه پولتو بدی ملک !؟ راستم میگه ولی خب یه سریا عادت ندارن خوشحال بشن از خوشحالی بقیه !! واقعا چرا ؟! مگه از مال اونا کم شده ؟! چطور میتونن ناراحت بشن که یه جوون به خواسته هاش برسه ؟! اونم وقتی خودش داره تو خواسته هاش زندگی میکنه !! واقعا ذات بد داشتن خیلی بده ، خدا از هممون دور کنه و همیشه قلب مهربونی بهمون بده که از شادی دیگران شاد بشیم !! چند نفر تو شهرمون لندکروز خریدن خدایی من هربار می بینمشون ماشآءَاللَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ میگم ، که چشم بد ازشون دور باشه ، میگم خدا براشون نگه داره !! اگه شما از خوشحالی دیگران خوشحال میشد ، از خوشبخت بودن دو نفر چشاتون قلبی میشه ، از موفقیت دیگران حالتون خوب میشه ، همیشه خدا رو بابت داشتن ذات درستتون شکر کنید !! و ازش بخواید مراقب قلب مهربونتون باشه !! یادمون باشه هرکی به هرچی رسیده قطعاااا خدا اجازه شو داده بهش ؛ حالا لایقش بوده یا نه وقتی خدا خواسته حتما دلیلی داشته !! سختی های پشت اون راحتی رو هم ببینیم و مبادا واسه شادی کسی آه بکشیم !! ان شاءالله خدا حس خوب رسیدن به آرزوهامون رو هم به ما هدیه بده !! اگه خیر و صلاحمونه !! الهی آمین !! 🌸💕✨️
مامانم رفته بود مراسم داماد عمه م ، قبل شام پا شده اومده خونه ؛ میگه دخترعمه م هرچی دستمو گرفت و کشید که شام بمون مامانم قبول نکرده و اومده !! گفت بنده خدا ها خودشون عزادارن ، حالا یکی میخواد درگیر شکم مهمونا باشه !! راست میگه واقعا ، اینجا هم جمعیت بالاست و از صبح تا آخر شب میخواد پذیرایی کنی ، واسه زنداییم یه هفته بیشتر همین وضع بود ، تازه چهلم و اینا هم به کنار ، اینکه هر هفته پنجشنبه ها هم از عصر تا آخر شب باید کلی رسیدگی میشد به کنار !! امام صادق علیه السلام فرموده غذا خوردن نزد مصيبت زدگان و با خرج آنان ، از رفتارهای جاهليت است و سنت پيامبر(ص) فرستادن غذا برای مصيبت زدگان است !! حالا سنت پیامبر(ص) چی بوده ؟! اینکه سه روز واسه خانواده مصیبت دیده غذا می فرستاده تا اونا تو اون شرایط به فکر غم خودشون باشن فقط !! امیدوارم ما هم همیشه این سنت رو حفظ کنیم ، مسلمانی فقط به نام نیست ، رعایت آدابش هم مهمه !! به مامان میگم انگار خیلی گریه کردی ، میگه آره خیلی زیاد ؛ چون فشار چشم داره نباید زیاد گریه کنه ، میگم خب چرا ؟! میگه چون از بچگی با داداشم بزرگ شد ، رفیق بودن ، کلی خاطره کنار هم داشتیم ، آدم شریفی بود ، حتی آب از دستِ کسی نخورد انقدر حلال و حروم براش مهم بود !! حیف بود .... راست میگه واقعا آدم آرومی بود ، این هفته ۳ نفر آدمای مهربون فامیلمون رو از دست دادیم که حیف بودن همشون !! واقعا خیلی مهمه آدم جوری زندگی کنه همه پشتش بگن حیف بود و خوب بود و خدا بیامرزش !! ان شاءالله ما هم اول پیش خدا و بعد خلق خدا آبرومند و عاقبت بخیر باشیم !! و دلی رو از خودمون نرنجونیم !! زبان رو اگه کنترل کنیم خیلی چیزا تو زندگیمون کنترل میشه ، فکر کن غیبت و تهمت و قضاوت و دروغ از زندگی آدم حذف شه ، بعدش عاقبت بخیری رو میشه نزدیک حس کرد !!!
همیشه تلاشم اینه بدون هیچ تعصبی و خارج از خط فکری ای که دارم راجب موضوعی بحث کنم ، الانم دقیقا همینه !! تعصب روی مخالفتت با یه حکومت نباید دلیلی باشه که چشم روی چیزی که حقه ببندی ، یا اگه از نزدیک چیزی رو لمس نکردی راجب حس اون لمس بنویسی !! یعنی به حدی نفرت دارم از استوری و متن های تکراری ؛ از اینکه یه نفر یه حرف مفتی میزنه بقیه تکرارش میکنن !! یکیش بحث پویش جان فداست !! میگن جانفداها اگه راست میگن الان برن جنوب ، اصلا تو از کجا میدونی مرز جنوب چه خبره و کیا رفتن که میگی جانفداها رفتن یا نه ؟! اصلا ربطی به خط فکری هم نداره ، هستن کسانی که طرفدار حکومت هم نیستن ولی الان رو مرزن !!! آیا تویی که این چرت و پرتا رو استوری میکنی اینو میدونی ؟؟؟ خودتونو مدیون همون یه نفرم نکنید !! اینکه تو میری گزینه لغو جانفدا بزنی یا از سر فضولی فقط سر میزنی اونجا واسه اون سیستم فرق نداره ، تورو یه نفر که سر زده به اون سایت حساب میکنه ، اینطوریه که آمار اون سایت لغو جانفدا میره بالا ، بعد مانور میدن که آرههههه دارن عقب نشینی میکنن !! والا مادر زن داداشم مریضه ؛ بهش میگم خاله تو چرا جانفدا ثبت نام کردی ؟! میگه یعنی عرضه ندارم یه نون بپزم واسه رزمنده ها ؟! یه بسته بندی ای چیزی انجام بدم !؟ میگم اگه بردنت مرز چی ؟! میگه الحمدالله از مرگ فاصله میگیرم و به شهادت نزدیک میشم !! جوون ۲۱ ساله قبل محرم جشن ازدواجش بود ، زنش میگه فقط سه روز همسرمو دیدم و رفته مرز !! خاکه دیگه ، این ماه و اون ماه نداره !! باید برن واسه دفاع !! داماد داییم سی سالش نشده ، پر از آرزو ، دخترش هنوز نرفته مدرسه ؛ وابستگی شدید به باباش داره ولی باباش یه هفته اینجا سر کاره ، واسه زندگیش تلاش میکنه ، یه هفته مرزای خطرناک غرب و جنوب !! داماد عموم دو هفته دو هفته میره مرز شلمچه ، این رفتن هم اینطوری نیست که بگیم فقط رفته و اونجاست !! شرایط سخت و دمای بالا و همون پشه هایی که قد یه زنبور نیششون درد داره و بدنو له میکنه و عرق سوز میشن و جزئیاتی که واسه مسائل امنیتی نمیشه گفت !! جوون چهل ساله خانومش تازه از شیمی درمانی برگشته ، نیاز به مراقبت داره ، ولی زندگیشو ول کرده رفته مرز که دشمن پاش به جزایز باز نشه !!! که من و تویی که زیر کولر لم دادیم بنویسیم جانفداها کجان؟! اینجان دوست عزیز ، ولی اهل نمایش نیستن ، حتی منی که اینارو میدونم بهم گفتن به کسی نگی هااا که فلانی رفته ، اصلا دفاع از مرز فراتر از هر خط فکریه !! یه مسیر شرافتی و غیرتیه ، انقدر دنبال تفرقه و جدایی و دعوا با هم نباشید ، چه اونی که چند ماهه تو خیابونه ، چه اونی که هنوز سنگ اون سگ زردو به سینه میزنه ، همه تو یه نقطه مشترک به نام ایران به هم وصلیم حتی اگه یکی نباشیم ، از وطن دوست تا وطن فروش زمین تا آسمون فاصله ست ، ولی جنگ این مرزو نمیشناسه ، و تو این شرایط حتی اگه اوقمون میگیره از بودن کنار هم باید اتحاد داشت !! پس لطفا هرچی که ترند میشه و معلوم نیست کدوم چیزکشی پوسته دلسوزی زده روش و باطن تفرقه داخلش هست رو استوری میکنه؛ ما تکرار نکنیم وقتی از واقعیت خبر نداریم !!! هرچی میخوام چیزی نگم واقعا یه جایی دیگه بم برمیخوره ، نیشخنده به جون این همه جوونی که از خانواده خودشون میگذرن واسه خانواده ما ، بعد بی انصافیه اینطوری بگیم !! شهرای دیگه رو نمیدونم ولی همین الان سپاه و بسیج و نیروهای دواطلب مردمی که شبا میرن تو خیابون ، آماده باش کامل واسه خدمات رسانی به مرزها هستن !! نذاریم دشمن بازم از طریق رسانه و سایبری مخمون رو تو این شرایط شستشو بده !! حتی اگه خط فکریمون چیز دیگه ست من اصلاااا و ابدا حوصله بحث ندارم ، اصلا !! پس لطفا اگه نظرتون مخالف منه و قصدتون راه رفتن رو مخ منه پیشنهاد میدم اینکارو نکنید چون تو همچین مواقعی بسیار آدم حرمت نگه نداری میشم !!! همین الان که شما به این جای نوشته من رسیدی رفیقم پیام داده که دستور تخلیه خارگ رو واسه زن و بچه ها دادن ! حرمت این آوارگی اجباری بقیه رو نگه داریم ، حتی اگه خونه آشناهاشون باشن بازم آدم حس آوارگی داره که خونه زندگیشو ول کرده رفته جای دیگه ، حرمت این خاکی که وجب به وجبشو دارن حفظ میکنن نگه داریم !!!
از دیروز بیدارم ، تا ۶ صبح داشتم خبرا رو می خوندم ، بوی جنگ زمینی میاد و طبیعتا خیلی از مردای لر آماده باشن واسه اعزام ، مثل این چند ماهی که نوبتی میرفتن مرز و یه دونه استوری نذاشتن ، چون دنبال تایید دیگران و لایک و ویو نیستن ، حتی می گفتن به کسی نگید که ما رفتیم !! برنو ها رو چرب کنیم واسه روز جنگ !! آجیم از کلت خوشش میاد من برنو !!
از ۶ تا ۸ هم دستم زیر آب بود ، سر پا به حالت نیم خیز داشتم میوه های لواشکی رو می شستم ، کمر و زانوم واقعا اذیت شد ؛ هرچی مامان گفت بشین رو صندلی گفتم نه !! از لواشک قبلیه دو سه تیکه کوچیک مونده ، اینم تا وسطای ماه احتمالا دوام میاره ؛ انگشت سمتش بره قطعیش ممکنه !! خدا شاهده اگه هزار دونه گیلاس بود تک به تک چکش کردم و شستمش ، آلو ها و شلیلا هم همینطور ، دستام پفکی دهه شصتی شده بود ، از اونا که باد میکنه 😂
مامان هم داشت آلبالوها رو دون میکرد واسه خشک کردن یا مربا !! بعدش رفت نون خرید و یه لقمشو خوردم ؛ عاشق نون تازه م ، اون بوی تازگی و خوشش که میپیچه تو حیاط بوی زندگی میده !! چشام نیمه باز بود ، بعدش اومدم داخل که جون بگیرم ببینم میتونم لباسامم بشورم یا نه ، که بعده اون برم حموم ولی گمون نکنم مقاومتم بیشتر از ساعت ۱۰ دوام بیاره !! الانم منتظرم آبی که جوشیده خنک شه یه مقدارشو بخورم احتمالا بعدش بخوابم ، اگه آب جوشیده نباشه حاضرم چند ساعت تشنگی بکشم اما آب تصفیه و لوله و معدنی نخورم !!! دیشب تا صبح مورچه ها از روی من رد میشدن و نمیدونم مبدا و مقصدشون کجا بود ، مامان میگه دیدن یه پل تپلی هست ازش رد شدن 😂😐 دلمم نمیاد بکشمشون ، احتمالا هی میخوان رو دستام باز تردد کنن و قلقلکم بدن ، امیدارم بذارن بخوابم و گاز نگیرن ، چون بدون شک دعوت میشن به جاروبرقی !! چند بار بهشون گفتم برید بیرون از اتاق گوش ندادن ، پس مرگ دور سرشون میچرخه 😁 یه بار دارچین گذاشتم که فراریشون بدم ، دارچینو بردن تو لونه شون واسه طمع غذاشون 😂😂 اگه دیشب خوابیده بودم امروز کل کارامو انجام میدادم !! ولی همینکه صبح یه کار مفید کردم حس خوبی داشت برام 😎 دیگه همینا ، امیدوارم روز خوبی واسه هممون باشه !! صدقه یادتون نره این روزا 💕🌸
ثواب خوندن این فاتحه رو هدیه کنید به چند تا از امواتتون که هیچوقت از یادتون نمیره !! ♡ 💕 الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 💕 ✨️✨️✨️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷﴾ ✨️✨️✨️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾ ✨️✨️✨️ پ.ن : امروز وقت نکردم به رسم پنجشنبه ها راجب یکی از امواتمون بنویسم ، الانم کار دارم تا آخر شب !! امروز چهلم حاجیه خانم بود ، خدا رحمتش کنه !! همین الان بابا زنگ زد و گفت داماد عمه م فوت کرده !! اصلا باور نکردنی بود ، بنده خدا چیزیش نبود ، یهویی بی حال میشه و پسرشم چون پزشک بوده خودش پیگیری میکنه و دارو میده بهش ، ولی علتش مشخص نمیشه براش ظاهرا ، میبرش شیراز و آزمایش و .. و همونجا فوت میکنه !! چقدر مردن الکی شده .. پریروز یه نفر ، دیروز یه نفر ، امروزم یه نفر دیگه !! چقدر راحت آدما میمیرن و فراموش میشن ، چقدر سرعت برگشتن به زندگی رفته بالا ، قبلا از مراسم عزیزانمون که بر می گشتیم تا چند روز بی حوصله بودیم ، مدام بهش فکر می کردیم ، گریه میکردیم ، الان بعده تشییع دیگه تموم !! اکثرا هم جوون ، تا قبل از کرونا اگه یه جوون میمیرد تا یه سال داغدارش بودن و کسی جشن نمیگرفت اینجا ، نمیگم اینجوری خوبه چون شخصا اعتقادی به این چیزا ندارم ، تاثیری در مرگ اون شخص نداره ، مگه قرانی خیراتی چیزی !! ولی اینکه حتی مرگ جوون عادی شده و به یه " آخی" تموم میشه ، یه جوریه برام !!! قدر زنده بودنمون رو بدونیم !!
خواب دیدم یه پسره تو وبلاگ پیدا شده که داره بیوگرافی وبلاگی ها رو افشا میکنه ، مثلا میگه فلانی اسم و فامیل واقعیش اینه و کارش اینه و .. در حال افشای دو تا از بچه ها بود که رسیدم ؛ بعد با خودم میگفتم الان اگه بگه من کی ام برام مهمه !؟ دیدم نه ، خب که چی ؟! اینم فامیل و محل زندگی و هرچیزی که کشف کرده به خیال خودش ، تو خواب پوزخند میزدم به همچین آدم الاف و بیکار و سطح پایینی که دنبال حاشیه ست !! خارج از خواب هیچوقت آدمایی که سرشون تو زندگی بقیه ست رو درک نمیکنم !! یعنی چقدر باید بی دغدغه بود که وقتتو ، اعصابتو ، تلاشتو بذاری واسه اینکه راجب کسی چیزی رو کشف کنی بعد بری پخش کنی !!! شما اگه بیوگرافیتون رو بقیه بفهمن آیا براتون مهمه !؟ فقط بحث نقض حفظ حریم خصوصی و امنیت هویتیه ، وگرنه فاااقد اهمیت !!!