دیگه اختیار اشکام دست خودم نیست ، سکوت میکنم و حواسمو پرت میکنم و یهو مثل امروز عصر لامپو خاموش میکنم و میشینم کف اتاق و بی صدا گریه میکنم ؛ حتی آرومم نمیشم ، پکر بودن من ، حرف نزدن من ، سکوتم ، یعنی حالم عادی نیست !! یعنی باید مراقب روانم باشم و کنترلش کنم !! رفیقم پیام داده میگه اسما نمیدونی زندگی کردن تو ترس چقدر سخته ، اینکه ندونی فردا چشم باز میکنی یا نه ، کجایی اصلا ، چی به سر زندگی و عزیزات اومده !! خونشون جزیره خارگه ؛ قبل از جنگ برامون عکس و فیلم از آهو های اونجا گذاشته بود ، گفت اسما آهوها رو کشتن خوردن ..گفت کاری از ما برنمیاد دیگه ، و من اشکم پشت سر هم میریخت ، حتی همین الان که دارم مرورش میکنم !! گفت امروز وسط غذا درست کردنم گاز کپسول خونه تموم شد و زار زدم فقط ، نه واسه غذا ؛ واسه نفت و گازی که زیر پامونه و این وضعمونه !! واسه اینکه حق ما این نبود !! 😔 از اون طرف سر کاروان پیام داده که امسال گلچین کرده واسه کربلا ، گفت صندلیتو گذاشتم تلاش کن برسونی خودتو ، گفتم اونجا منم یاد کنید 😭 گفت ان شاءالله جور میشه میای ، گفتم مگه معجزه بشه !!! مثل پارسال که معجزه شد ، مثل هر سال !! تو این شرایط نمیدونم اوضاع چه جوری میشه ، اصلا میذارن مرز باز بمونه یا نه !! حتی اگه گره هایی که الان هست وا بشه ، حریف نگرانی بابا میشم یا نه ، فقط میدونم یه ساله روزشماری کردم واسه اربعین ، و الان قلبم مچاله ست از این دوری !! من آدم بیان کردنه اینکه حالم بده نیستم ولی واقعا حالم عادی نیست !! از خدا خودش میخوام که آرامش بده بهم ، یه وقتایی از شدت پر بودن حس خفگی داره آدم ، مثلا بری جایی که کسی نیست و بلند بلند گریه کنی ، واسه این هفت ماهی که ریختی تو خودت و دم نزدی !! تمام توانمو گذاشتم که چیزی استوری نکنم فقط ، مثل تمام این سالها ، که گوشه یادداشتم نوشتم و سکوت بودم ، امیدوارم موفق باشم !!
یه وقتایی دیگه جای یه درصد شک برام نمیمونه که یه سری دشمن نفوذی داخلی هست ، که هیچ فرقی با اسرائیل و آمریکا ندارن ، دقیقا مهره اوناست ، و تو اوج گرما برق و آب مردم رو قطع میکنن که اینا عصبی بشن و بریزن تو خیابون و دوباره خون پاک بگیرن از مردم واسه فعال کردن اعمال شیطانیشون !! واسه بالا بردن نیروی سیاهشون تو این کشور !!! وگرنه اصلا عادی نیست ، درسته نیروگاه های برق رو زدن ، و خب آب هم به برق وصله بخش پمپ و ایناش ، ولی اگه بخوان میتونن مدیریتش کنن !! لامذهب دمای ۵۳ میدونید یعنی چی ؟؟؟؟ یعنی دمپایی پلاستیکی میچسبه به کف آسفالت ، یعنی دو دقیقه بیرون بودن اونقدر باعث تعریق میشه که منیزیم بدن افت میکنه و طرف ممکنه غش کنه بیوفته ، حالا ما یه جوری سر میکنیم ، بچه ها ، نوزادا ، بیمارایی که با برق کار میکنه دستگاهشون ؛ اینا باید چیکار کنن ؟! از دیشبم که دیگه حرکت جدید زدن و نتو قطع کردن ؛ سه ساعته نت قطعه و الان اومد ، حتی آنتن هم نبود !! زن عموم اینا دو ساعت اینجا بودن ، الان حنا اومد دنبالشون رفتن خونه حنا چون برق منطقه ما رفته بود و واویلا گرم بود ، یه اوضاعیه اصلا !!! یعنی نمیشه برق مناطق سردسیر رو قطع کنن به تلافی تمام این سالهایی که نفت و گاز و برق و آب جنوبو بردن واسه شهرای دیگه ، یه درصدشو صرف خودشون کنن ؟! هوفففف ، بی وجدانا !! چقدر غر زدم و حق داشتم ، اصلا تو گرما آدما یه جور دیگه میشن ، عصبانی و غر غرو مثلا ..😓
عموم زنگ زد فکر کردم میخواد بیاد دنبالم ، گفت خونه سحری ؟! بیدارید ؟! گفتم آره !! با زن عموم و عموم و خودش اومدن اینجا ، عااااشق زن عمومم ، مامان حناست !! خیلی باحاله ، اسم سفر مشهد اومد به عموم گفت بریم مشهد !؟ عمومم می گفت اگه بلیطمو حساب کنی خیلیم عالیه 😂 حالا کارتای عموم کلا دست خودشه ، گفت چشم من حساب میکنم بریم ، یه ماه پیش هم مشهد بودا ، عشقه عشق !! میخواستن برن مراسم دخترعموی بابام ، شوهر این بنده خدا خیلی سال پیشا ازدواج میکنه و خانمش بچه دار نمیشه ، طلاق میگیره که شوهرش ازدواج مجدد کنه ، اجبار بوده یا اختیار نمیدونم ، با دخترعموی بابام ازدواج میکنه و چندتا پسر و دختر هم به دنیا میاره که یکی از دختراش سندروم داون داره فکر کنم ، یهویی سرطان میگیره و چند سال درگیر بوده و پریروز فوت میکنه ؛ زن عموم گفت زن اولش هیچوقت ازدواج نکرد ، اون بنده خدا هم حالش خوب نیست و سرطان داره !! یادمه ده سال پیش نهایتا پیرمردی پیرزنی فوت میکرد ، طی این پنج سال اخیر این همه جوون که گرفتار سرطان و بیماری های خود ایمنی شدن ، واقعا آمار وحشتناکیه !! که یکی از عوارض واضح واکسنای کرونا و خود ویروسای کرونا همین بوده ، نون دراوردن واسه اقتصاد از طریق بیمار کردن مردم !! توسط سازمان کشتار جهانی !! این چند روز هم که نیازه هرکی میتونه بره جنوب ، یه ویروس ول دادن بیرون و اطرافیانمون رو گرفتار کرده ، حتی عباس بیدار شد گفت بدونم کوفته ست !!! تا جایی که میتونید آب رو بجوشونید ، آلودگی از طریق آب هم ممکنه!!! نفوذی و دشمن در همه بخشا هست متاسفانه !! مینو محرز نکبت هم که تایید میکنه یعنی عمدیه !!!! مراقبت کنید از خودتون !! از امروز باید اولترا ویتامین سی رو شروع کنم ، در نطفه خفه شه ان شاءالله قضا و بلا از همتون و من دور باشه 🎀
البته نمیدونم چقدر درسته ، ولی تا جایی که تحقیق کردم مردا موقع حموم کردن رو به دوش حموم می کنن !! 😐😂 اگه واقعیت داشته باشه خییییلی عجیبه !! اون فضای خالی و زیاد تو حمومو ول کنی بری بیخ دوش که چی ؟! 😂
چند روزه قفلی زدم رو این ریمیکس که صدای یاس اول و آخرشه !! با اینکه خیلی وقته تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم آهنگ گوش ندم ، یعنی واقعا تاثیر گذاریشو میشه حس کردا ، وقتی زیاد آهنگ غمگین گوش میدی ناخوداگاه غمگین میشی ، انگار یه چیزیته !! ولی همون تایمی که میخوام گوش بدم سعی میکنم گلچین کنم !! داشتم میگفتم ، چقدر من این آدمو دوست دارم ، صداش تا عمق وجودم میره !! انگار داره حرفاتو از دلت درمیاره و تبدیل به آهنگ میکنه ، بعد هم میشینه رو به روت و برات میخونه !! خودش واویلا قشنگ بود ، ریمیکسه هم واویلاترش کرد ، سرمو تکیه دادم به مبل و چشامو بستم ، از شدت تاثیر گذاریش دارم سرمو چپ و راست تکون میدم ، پامم خودش ضربه میزنه به زمین !! با اینکه تصویر هیچکس مطلقا نمیاد جلو چشمم ، هیییچکس واقعا ، ولی غمش جوریه که گویی یه نفر بعد از سالها عاشقی ولت کرده رفته !! تو چی هستی مرد !؟ چطور میتونی انقدر قشنگ بخونی !! چی میشد به جای این دگوری های صدا زشت ، تو برامون کنسرت میذاشتی و من اولین تجربه کنسرت رفتم کنسرت تو بود !؟ 🙁
بالای پنجاه سالشه ، گفت حقوقت ماهی چقده ؟! گفتم شکر ، گفت نه خدایی چقدره ؟! گفتم نمیخوام بگم ، شکر !! متین گفت من میدونم ، بگم ؟! گفتم دلیلی نداره بگی !! گفت آره راست میگی شکر !! تعارف نداشتنم رو دوست دارم ، حفظ حد و مرزم رو ، اجازه ندادن به آدما واسه سرک کشیدن تو زندگیم رو ، بعد طرف فکر میکنه بیاد گفتمان و از خودش بگه میتونه زیر زبونم حرف بکشه یا صمیمی بشه !!! من اگه همین الان حتی اسم بابامم بگم عین خیالم نیست ، ولی وقتی ترجیحم این باشه چیزی رو نگم ، نخواهم گفت !! هیچ وابستگی ای به کسی ندارم ؛ هیچ تعارفی ، اون روز یه نفر کامنت داده چرا خشونت داری ؟! گفتم خشونت من این نیست ، این جدی بودنمه !! وقتی از هر ده تا سوالت یکیشو جواب میدم اونم سر بالا ، وقتی رک میگم فلان چیز سکرته و دوست ندارم راجبش حرف بزنم ، اینکه چوب میکنی تو پهلوی یه نفر ، همیشه باعث نمیشه اون جوابتو بده که تو گورتو گم کنی ، گاهی همون چوبو فرو میکنه تو حلقت ، من از این دسته م !! پس حد نگه داشتن و نپرسیدن سوالی که دونستنش هیچ جای زندگیتو تحت تاثیر قرار نمیده ؛ ارزش اینو نداره که یه نفر رنگ بپاشه از سر تا پاتو !! تمام !
عموم رفته اداره ثبت کار داره ، منم تو ماشینش جلو در نشستم تا بیاد بعد بریم دفتر ؛ تو مسیر که بودم یه نفر بهش زنگ زد ، ظاهرا سفارشش رو کرده که مسئولی رو ببینه ، گفت اگه نذاشتن بری داخل به من بگو ، الان گوشیش دست منه که یه پولی رو واسه یه نفر دیگه انتقال بدم ، خودش رفته داخل ، اون شخص مجدد زنگ زده ولی من اجازه جواب دادن ندارم که همینو بهش بگم ، عموم هم اصلااا عادت اینکه کسی بهش زنگ بزنه جواب نده رو نداره ، جوابم بدم کار نداره ولی جواب نمیدم !! با خودم میگم حالا طرف با خودش چه فکری میکنه ، میگه عمدا جوابمو نمیده ؟! فحشی چیزی ؟! اگه تو همه لحظه های این مدلی موقعیت طرف مقابلو می دیدیم ، شاید بهتر درک می کردیم که یه سری حرفا ، رفتارا و برخوردا ، دلیلش چی بوده و کمتر به دل می گرفتیم !! واسه همین سعی میکنم تا جایی که میتونم تو ذهنم قسمت مثبت یه چیزی رو در نظر بگیرم ، اگه فلانی این رفتارو داشته ، از کمبوداشه مثلا ، وگرنه آدمی که روان سالمی داشته باشه ، دنبال آزار دادن کسی نیست ، دنبال زندگی بقیه و سرک کشیدن تو جزئیاتش نیست !! اگه فلان کارو انجام نداده حتما دلیلی داشته ، واسه همین اون دنیا خیلیا رو بهتر میتونیم ببخشیم ، احتمالا !! چون اونجا حتی ذهنیت آدما رو نسبت به ما نشون میدن !!
مرغ عشقا رو تو اون نیم ساعتی که بخوام صبحانه بخورم و لباس بپوشم میذارم بیرون ، چون بیرون کلا گرمه و همش تو خونه ن گناه دارن حوصلشون سر میره ، وقتایی هم که میرن بیرون کلی گنجشک میاد پیششون ، دیشب داشتم تو کیفم دنبال چیزی میگشتم که این گندما رو دیدم ، جشن دندونی نگارین زهرا بود ، عروسکی که بعده ده سال معجزه وار به زندگی پدر و مادرش هدیه داده شد ، بعدا بیشتر تعریف میکنم براتون 😍🌸 خلاصه به رزقی که قسمت هر موجودیه فکر کردم ، این گنجشکا از روزی که این گندما تو زمین ریخته شده ، رشد کرده ، خوشه داده ، درو شده ، بسته بندی شده ، خریداری شده ، دوباره بسته بندی شده ، حتی رسیدنش به دست من ؛ گذاشتنش تو کیف ، اینجا دیدنش ، حتی چه صبحی پیدا شدنش ، واسه اینا تقسیم بندی شده بوده که به دستشون برسه ، در زمان درست خودش ، بعد میگم همه چیزایی که ما گاهی نگرانشون میشیم ، مثل همین رزقن ، باید حرکت کنیم بریم جلو ، خودش در زمان درستش به دست میاد ، فقط باید ایمان داشت که خدا هوامونو داره !! دیشبم یه چیزی شد که آروم تر شدم !! الهی رزقتون همیشه برقرار باشه ، چه مالی ، چه حالی ، چه سلامتی ؛ چه فرزند ، چه شغلی ، چه هر چیزی که به چشم رزق و روزی بهش نگاه می کنید !! البته در مسیر حلال و پر برکت ان شاءالله !! 💕😍🌸✨️
من از این حال که به هم ریخته باشم و ندونم چطوری خودمو آروم کنم بدم میاد !!! مثل یه اضطراب و استرس بی دلیل ، مثل یه دلشوره یهویی که با نفس عمیق هم از بین نمیره ، مثل کلی کار که میدونم دارم و نمیدونم چطوری تمومش کنم !! از یه طرف فکر کربلام ، هر سال این موقع همه کارام اوکی بود و امسال در بلاتکلیف ترین حالت ممکنم ؛ الان آجیم زنگ زده میگه بیمارستان پر شده و بابا حالش بد شده باز ، هفته پیش حالش بد بود فکر کردیم گرما زده شده ، یه سرم زد بهتر شد دوباره میگه حالش بد شده ، دخترخالم هم زنگ زد ، هفته پیش خوب شد ، میگه باز حالم بد شده و صدام گرفته ، پسر خالمم تب و لرز و حالت تهوع اینا ، معلوم نیست باز چه خبر شده ، گفتم آب جوشیده خنک شده بخورید فقط ، آلودگی از طریق هوا و آب ممکنه !! نوروبین و ویتامین دی و آهن و ب کمپلکس نزنید ، فقط ویتامین سی ، مصرف گوشت و لبنیات تا ۲۸ روز کنسل ، و چیزای آهن دار و کلسیم دار !! هر بار میرید بیرون وقتی برگشتید آب نمک قرقره کنید ، بلکه این مریضی دست از سر مردم برداره !!! مامان بابا چیزیشون میشه به هم میریزم اصلا !!!