درحالی که اجبارا ماسک زده بودم که بوی سیگار رو تحمل نکنم .. گوشه شالمم گذاشته بودم رو ماسک که مطمئن شم از هیچ درزی حتی بوی خفیف سیگار هم نمیاد ، عطرم زدم تو هوا .. خانمه اومد کافه ای که کنارمونه ، گفت سیگار وینستون داری ؟!😐 ول کن عاموووو ، زن چرا باید بو راننده خاور بده ؟! اول صبحی یه املت با پیاز بزن بوش قابل تحمل تره .. سیگار آخه !؟ چیه این کوفتی ؟! چطوری تحمل میکنن ..!! صاحب کافه میاد میگه سرما خوردی ؟! میگم نه واسه بوی سیگاره میگم جلو در بزن استعمال دخانیات برابر با فحشای اسمائه گفت بیا نوشتم زدم اینجا ، ولی میان همین جا زیرش میکشن ..😂 البته کم پیش میاد ، کی هر روز تقریبا چند نخو میکشه !؟ دکتر دیالیز ساختمون کناری !! 😕😐 بیمارا رو آماده میکنه تا کارشون انجام شه میاد میکشه میره !! نیکوتین خوب نیست دوستان ، نکشید ، لایه رسوبی ایجاد میکنه دندونا رو خراب می کنه ، پوست رو تحت تاثیر قرار میده .. به ریه آسیب میزنه ، قلب رو سنگین میکنه ، هیییچ سودی نداره این تلقینه که فکر می کنید سیگار آرومتون می کنه .. یه کتاب هست راجب ترک سیگار ، تو لیست کتابامه بعدا میخرمش ان شاءالله ، اگه تاثیر گذار بود بهتون معرفیش میکنم که این نخای بی مصرف بو گندو رو بندازید دور !! هم خودتون و اعضا جوارحتون ، و هم ما راحت شیم از این بو !!
یه تیکه شکلات تو دستم بود ، با نت +H ضعیف گوشی و شارژ ۳ درصد خودم ، تنهایی خونه آجیم نشسته بودم و می نوشتم .. از دیروز صبح که بیدار شدم فقط ۳ ساعت نهایتا خوابیده باشم .. چشام وا نمیشه اصلا ، وحشتناااک کمبود خواب دارم .. ولی خوشحالی دوماد و آجیم ارزششو داشت !! تا ۲ کار داشتم بعدش اومدم خونه تا دوماد آماده نشسته .. گفتم پاشو چندتایی ازت عکس بگیرم و گرفتم ، کیف کرد از دیدنشون .. گفتم وقتی عروسو دیدی ذوق کن براش ، لبخند یادت نره بهش بگو خودت ناز بود الان عروسک شدی .. گفت خوشتون میاد از این حرفا ؟! گفتم هاااا خیلی 😂😌 حین عکس گرفتن هم پایین دکمه کتش شکست !!😐 ولی انقدر خونسرد بود دوماد ، مثل داداشش (دامادمون)😂😂 خانوادگی آروم و صبورن ، آدمای عجله کننده ای نیستن .. با همکاری همدیگه دکمه رو اوکی کردیم و حرفه ای وصلش کردم براش😎 تا عروس آماده شه هم کلی با داماد حرف زدیم .. راجب هزینه ها و عقد و برنامه شون واسه بعده عقد و .. به حدی هوا گرم بود که نمیشد بریم بیرون عکس بگیرم .. خدایی آدم تو جنوب نباید تو تابستون جشن بگیره ، گرماش زیاده .. بعدش با دختر داییم که آرایشگره رفتیم از آجیم عکس گرفتم .. چقدر خوشگل تر شده بود با لباس محلی ؛ ماشاءالله😍 دامادمون وقتی دیدش گفت حواست باشه امشب چشم نخوری !! بعد رفتیم آرایشگاه دنبال عروس .. هزاااار ماشاءالله انقدر ناز شده بود ، عروووسک بود واقعا .. عروس حجاب زده بود و چقدر معصومانه تر شده بود خودشم صورتش بچگانه و ظریف بود !! منکه خیلی خوشم اومد 😍💕 چندتا عکس هم از عروس و دوماد گرفتم .. و بعدش راهیشون کردم سمت شهرمون و خودم مونده بودم خونه آجیم !! الان رسیدم خونه و چشام انقدر سنگینه و رو همه که به زور باز نگهش داشتم ولی روز قشنگی شد برام .. آدم وقتی احساس مفید بودن میکنه یه لبخند رضایت میشینه رو لباش !!😍
امروز جشن عقد داداشِ دامادمونه .. با عروس و داماد و آجیم و دامادمون اومدیم خونه آجیم تو مسیر آهنگ عروسی گذاشته بودم و کل می کشیدم .. دوماد می گفت دی جی اسمااااا 😂😂 دامادمون گفت فردا تا چند کار داری !؟ گفتم یک دو ظهر احتمالا .. گفت بعدش میتونی بیای بریم باغ چندتا عکس بگیری ازشون ؟! دوماد گفت عکاس و فیلمبردار داریم که .. گفت نه اسما کارش فرق داره اصلا .. گفتم حافظه گوشی و مموری دوتاش پره وقتم ندارم خالی کنم .. ببینم فردا چی میشه ، اگه شد چشم !! الانم یه نیم ساعت دیگه بیدار بمونم تلاشمو بکنم .. خودمم دوست دارم تا هوا روشنه چندتایی ازشون عکس بگیرم .. خدایاااا چقدر من عاشق عکاسی ام ، چقدر عاشق ثبت لحظه های قشنگم .. ان شاءالله بتونم خوشحالشون کنم امروز 😍💕🌸 خیلی قشنگه لحظه وصال دو عاشق .. الهی خوشبخت و عاقبت بخیر بشن و قسمت همه جوونا باشه 😍✨️
ما به زمینایی که توش سبزی ، بادمجون ، خیار گوجه و این چیزا رو میکارن میگیم لَته !! یه وقتایی که آجیم حوصله داشته باشه میریم رو لته سبزی ها .. و از همون جا واسه چند روزمون سبزی میخریم .. عاشق حال و هوای اونجام .. بوی نعنایی که تو فضا میپیچه .. و تو تصورت اونو کنار خورشت و بادمجون سرخ شده تصور میکنی .. ریحونی که کنار خیار ماست خیلی میچسبه .. تربچه ای که گوشه سینی دمپخت خودنمایی میکنه .. و جعفری ای که توی سمبوسه تازگی مزه ش به جون آدم میچسبه ..!! جای شما هم سبز وقتی قطره های آبپاش چرخشی خنکت میکنه .. وقتی پایین رفتن خورشید رو میبینی .. نور ملایم غروب به کوه و زمین و آدما ؛ رنگ نارنجی میپاشه .. و با خودت میگی چقدر همین چیزای ساده زندگیو قشنگ تر میکنه چقدر شکر داره خدایی که خالق این همه زیباییه !!💕😍🌱
بدون اینکه اطلاعی از لپتاپه داشته باشه یکی خریده بود برده بود مغازمون پیش آجیم ؛ گفته بود چه طوری روشن میشه !! و خوشحال بود که فردا اولین روز کاریشه ، کار سیستمی !!! کجا ؟! بانک !!!!!!!! احتمالا سال بعد هم رسمی میشه !! بلاخره آدم از یه جایی شروع میکنه ، همه از شکم مادر یاد نگرفتن که .. ولی اینکه بدون هیچ آزمونی یهو کارمند بانک بشی واقعا عجیبه !! البته تو این مملکت دزدی و اختلاس و پارتی بازی عادی ترین چیزه .. اما بازم واسه من عجیبه که چه طوری بعضیا میتونن این پولارو بخورن .. یاد تمام سالهایی افتادم که آشناهامون برام کار پیدا کردن .. من کارشناسی نرم افزار کامپیوتر رو سال ۹۷ تموم کردم .. از لحاظ مسئولیت و اخلاق و رفتار هم گزینه مناسبی بودم .. ولی بنا بر دلایلی از کار دولتی خوشم نیومد هیچوقت !! پتروشیمی و آموزش پرورش و کمیته امداد و شبکه های خبری حتی .. گفتم نه ، من آزمون ندادم و اگرچه مستحق داشتن شغلم اما اینطوری فکر می کنم شاید حق یکی دیگه رو ضایع کردم که اینجام !! و یه دلیل دیگه هم داشت که بماند !! برامم مهم نبود دیگران چی میگن و شماتت کنن مهم این بود که سرم پیش خدا بالا باشه ..!! چند روز پیش هم شنیدم یه سریا رو شرکت نفت جذب کرده اعتراضا بالا گرفته و چون نت قطع بوده مثل قبل پر رنگ نبوده چون وقتی تو مجازی مطالبه میکنن یا اطلاع رسانی میشه قطعا تحت فشار افکار عمومی نتیجه بهتری میگیره این اعتراضا !! خلاصه دیشب آجیم گفت اون یکی داداشش هم چند روزه نیستش یعنی مغازه ش یا بسته ست یا باباش سر میزنه اونجا احتمالا اونم قراره بدون آزمون جذب بشه جایی !! داداش سومشون در واقع بیشتر مستحق کار بود از اول چون اون دو تا مغازه داشتن ، سومیه بیکار بود تقریبا .. ولی حتی بین خودشون تو خانواده ، این بی عدالتی خودشو نشون داده .. خدایا شکرت که به ما وجدان دادی ، شرافت دادی .. و زندگیمون رو به خوردن نون حلال عادت دادی .. خدایا شکرت واسه هر شبی که با وجدان راحت سر رو بالشت گذاشتیم .. خدایا هیچوقت منو در مسیری که حق دیگران رو ضایع میکنه قرار نده .. خدایا هیچوقت اونقدر دنیا و مال دنیا رو برام ارزشمند نکن که پا روی اخلاق و حق و وجدانم بذارم .. الهی آمین ..💕✨️
☆
پ.ن : چه حقی از یه سریا تو این مملکت ضایع شده همیشه !!
پرسیده بود به خودتون تو رابطه چند میدید .. آخرین باری که من تو رابطه بودم یه دختر ۲۰ ساله بودم .. که قطعا بسیار زیاد از اون موقع تا الان تغییر کردم هم اخلاقی ، هم درکی ، هم دغدغه ، هم رفتار و برخورد !! ولی یه چیزی که از قبل بوده و هنوزم هست فکر کنم یکیش لجبازیمه ، البته دوزشو کنترل میکنم و مثل قبل نیست .. یکی حاضر جواب بودنمه که اینم تلاشی واسه کنترلش نمیکنم خیلی یه جاهایی اگه کوتاه بیای در حق خودت کوتاهی کردی!! یکی محبت کردنمه ، که چون ذاتا آدم مهربونی ام هر چقدم بخوام سیاست قاطیش کنم بازم از یه گوشه ای میزنه بیرون!! در واقع رابطه ای که بخوای سیاست قاطیش کنی مورد پسندم نیست !! دیگه فعلا همینا یادم اومد البته نمیدونم امتیازو کم میکنه یا کاملا طبیعیه و اخلاقای بدی نیستن اینا !! هر کسی تو رابطه ست به نظرم سه ماهی یه بار به طرف مقابل بگه بدون هیچ سانسور و رحمی ، هر چیزی که از اون رو مخش هست رو بنویسه و به همدیگه بدید ، اینطوری میتونید واسه دوام رابطه اونا رو کنترل کنید یا یه فکری به حالش کنید .. اگه قابل حل هم نباشه خب طرف مقابل متوجه میشه و سعی میکنه دیگه از اون رفتار زیاد دلخور نشه چون جزو اخلاقای ثابتت حساب میشه دیگه !! اینجوری خیلی از مشکلات حل میشه با یه گفتگوی ساده ..!! یا بگید کدوم ویژگی از منو دوست نداری ؟! یا بگید به عنوان یه نفر که تو زندگیتم چه توقعاتی از من داری ؟! یا بگید وقتی ناراحتی دوست داری چیکار کنم که آروم شی قلق همدیگه رو که پیدا کنید زندگی خیلی قشنگ تر میشه براتون !!
یعنی به طور جدی و زیاد برام سوال شده .. تهرانی ها یا کسانی که تو شهرای بزرگ زندگی میکنن چه آپشنی در خودشون دارن که دهاتی بودن رو فحش میدونن ؟! بارها همچین چیزی رو دیدم و شنیدم ازشون .. هرچی بیشتر فکر میکنم کمتر به جواب میرسم !! از هر طرف که به این قضیه نگاه میکنم کم و کسری خاص و تو چشمی تو زندگی دهاتی ها نمیبینم !! هم دست به خرج بودنشون قابل مقایسه با شهری ها نیست .. هم شاد بودن و حالشون و مرام و معرفتشون .. هم یک رو بودن و صاف و صادق بودنشون .. هم از لحاظ مالی و دارایی یه سریاشون تو سن زیر چهل وضعشون عالیه !! چند تا مغازه و خونه و زمین و ماشین و طلا و حتی باغ !! از لحاظ خورد و خوراک هم ارگانیک ترین چیزا رو میخورن .. میوه و ترشی و برنج و حتی تره بار و رب و آبلیمو و تخم مرغ و .. تو بعضی از روستاها هم از آب چشمه استفاده میکنن نه آب معدنی های بیسفنول آ دار مضر !! از لحاظ طبیعت هم که کاملا مشخصه دهات رنگارنگ و سرسبز قابل قیاس با خونه های بی روح و هوای معمولا آلوده شهرا نیست !! این نفرت و فاصله ای که گاهی وقتا بین مردم ما با پایتخت نشینا معمولا دیده میشه ؛ یه توهم کاذب از سطح بالا بودنه !! طرف فکر میکنه اگه فاقد شعور و شخصیت و ادب هم باشه اما همین که تو شهرای بزرگ زندگی میکنه پس برتری داره .. در حالی که هیچ آدم اصیل و درست حسابی ای حتی به ذهنش خطور نمی کنه که بالا بودن رو در محل زندگی و سطح درامد بقیه ببینه ..!! ما همیشه تو شهر زندگی کردیم ، حتی بالای ۱۵ سال شاید با اینکه بارهاااا اصرار کردم منو ببرید روستای پدریم کسی نبود که منو ببره و چند سال پیش بلاخره در حد یه ساعت رفتیم دور زدیم و برگشتیم یعنی میخوام بگم من بزرگ شده روستا و دهات نیستم ولی تعصبشون رو میکشم و همیشه برام آدمای محترمی ان ..!! اینجا یه روستا هست نمیدونم تعداد دقیقش چندتاست ولی چندین پزشک رتبه دو رقمی و مهندس و آدمایی با سطح سواد بالا توشون پیدا میکنی .. آدمایی که منش و شخصیتشون اونقدر بالاست که از حرف زدن باهاشون سیر نمیشی .. یا پیرمرد پیرزنایی که سواد هم ندارن ولی انقدر قشنگ صحبت میکنن انگار صد تا کتاب فن بیان خوندن !! انقدر قشنگ یه مشکل رو حل میکنن و شعور و درک دارن .. انگار صد تا دوره روانشناسی رفتن و مشاور بین المللن!! بنابراین از آدمایی که این اصطلاح رو به عنوان جایگزینی با آدمای سطح پایین به کار میبرن خیلی راحت فاصله میگیرم ..!! پزشکای اینجا اکثرا تو روستاهاشون خونه میسازن .. خونه های ویلایی خوشگل واسه آخر هفته ها یا ایام عید که اینجا بهشتی میشه واسه خودش .. چرا !؟ چون به اصل و ریشه شون که از کجا رشد کردن افتخار میکنن و این اصالت رو حفظ میکنن .. روستایی ها واقعا در دست و دل بازی و زحمت کشیدن و ادب حرف ندارن در دلسوزی و همدلی و شاد زیستن ، در غیرت و جنم و شرافت .. پس از خودمون شروع کنیم و این کلمات رو بعنوان فحش به کار نبریم ..!!