🍭 اسما ..🍭 | 22:22 1405/4/8 | | من به طور کااااامل با عملای زیبایی مخالفم مگر در موارد خاصی ، مثلا رفع نواقص واقعی چهره ، بینی خیییلی بزرگ که اعتماد به نفس طرفو داغون کرده باشه و با این عمل روحیه ش خوب شه ، یا سوختگی ای چیزی که تو دید باشه !! یا دندونایی که خیلی به هم ریخته باشه و جذابیت چهره طرفو خیلی آورده باشه پایین !!
با یه نفر رفتم مطب زیبایی میخواست فیلر زیر چشم بزنه ، بهشم گفتم بخدا الکی هزینه میکنی ، زیر چشمت هیچیش نیست ، تازه این ژلا تزریق که میشه بیشتر گود میشه و دست نزن به صورتت ولی گوش نداد ، اونجا که نشسته بودم آدمایی رو میدیدم که حضورشون صرفا حاصل تبلیغات بود !! بلاگرا ، بازیگرا ، هرچی نگاشون میکردم نمیتونستم بفهمم واسه چی اومدن ، و بعد از بیرون اومدن از اتاق هم معلوم نبود چیکار کردن با چهره شون !! دکتره وقتی اومد یه گونی ژل با خودش آورد !!! فکر کن این مواد که معلوم نیست چیه و چند سال دیگه چه عوارضی داشته باشه ، فقط توی یه مطب از میلیون ها مطب زیبایی ، توی سه ساعت تزریق شد !!!
تو خیابونم که راه میرفتیم از هر نفر انگار سه نفر دیگه میدیدی ؛ زاویه های فک یکسان ، گونه ، لب ، فرم لب ، مژه و ابرو های شبیه به هم ، با احترام به انتخاب دیگران ، هیییچ زیبایی و جذابیتی از نظر من نداره این افراط در عمل ها !! کمتر کسی رو میبینی که حداقل یه حرکت روی چهره ش پیاده نکرده باشه !!! طرف لباش قلوه ای و خوشگل ، رفته ژل زده دونه های سفید روی پوست لبش مونده ، یا کج شده ، یا خط خنده شو پر کرده بعده چند ماه عمیق تر شده ، خب تا کی باید پر کرد و عمیق تر شد ؟! هر روز هم یه چیز جدیدی میاد که آدم هنگ میکنه ، عمل تغییر رنگ چشم ، هزینه نیم میلیااارد !!! خدایاااا چطوری یه نفر میتونه انقدر ریسک کنه روی بیناییش که واسه تغییر مصنوعی رنگ چشم اینکارو بکنه ؟!
دخترای دبیرستانی هم اومده بودن تو اون مطب ، چقدر قیافه هامون معصومانه بود اون موقع ، چقدر الان به بعضیاشون نمیاد دخترای دبیرستانی باشن !! انگار سی سالشونه !!! چی شد که دغدغه دخترای سیزده ساله شد عمل و تزریق !!!؟؟؟ چه اوضاعی شده !!! تا جایی که بتونم سعی میکنم به نوه هامون حس کامل بودن بدم که هیچوقت به این کارا فکر نکنن !! امیدوارم تاثیر گذار باشم !! خداروشکر هیچوقت به حرف دیگران واسه دست زدن به صورتم گوش ندادم ، و رک توپیدم بهشون ، که من مشکلی با خال های صورتم ندارم و اتفاقا خیلیم دوسشون دارم !! وگرنه هر روز میخواست با حرف اینا یه جاییت آمپول فرو کنی 😒😒
🍭 اسما ..🍭 | 08:08 1405/4/8 | | فکر کن اوضاع وبلاگا تو جاهای دیگه چطوریه
که اینجا جای پر رونقش حساب میشه !!
حس میکنم کلا صد نفریم که اینجا رو می چرخونیم !!😂😕
من که ازش خوشم میاد محیطشو ..
یعنی بعده این همه سال خوب ما رو جذب کرده ..
هر سری هم کلی آپشن اضافه میکنه و عالیه این توجه و اهمیت دادن به کسانی که اینجان !!
امیدوارم همیشگی باشه این توجه !! راستی صبحتون بخیر و شادی !!
🍭 اسما ..🍭 | 02:02 1405/4/8 | | خودمو زدم به خواب که لامپ اتاقو روشن نکنه ، چون بفهمه بیدارم ول نمیکنه ، میاد سوال میپرسه و اینا ، ولی صداشو می شنیدم که می گفت این دندونه رو اعصابمه ، سحر می گفت وقتش که برسه خودش درمیاد ، باهاش ور نرو ، میگفت ولی لق بودنش رو اعصابه !!
طنین ورژن تازه نفس و کوچیک منه ، بعدا اخلاقاشو میگم ، هر کی هم بهش میگه به کی کشیدی میگه خاله اسما ؛ مثلا حاضر جوابیش ، نترس بودنش ، روحیه جنگی و فضولیش و عاشق طبیعت بودنش و ..!! 😐😂
من متخصص کشیدن دندون های لق بودم از بچگی ، دندونای خودمو چطوری درمیاوردم ؟! یه چاقو میزدم بین دو تا دندون و رو به بالا فشار میدادم ، با انبر دست مشکی بابا می کشیدمش 😐 یه دختر اول دوم دبستانی تپل بودم ، و دیگران این صحنه از من یادشونه و هنوزم بهم میگن چطوری اینکارو میکردی 😂😂
خلاصه به یاد بچگی هام از فیگور خواب اومدم بیرون و گفتم طنییین بیا ببینم چی شده ؟! گفت دندونم لقه میتونی درش بیاری ؟! به شدت دختر تحمل کنی هست ، صبووور ، درد رو بروز نمیده ، عین من !! گفتم دستمال بیار و یه کم چپ و راستش کردم و کشیدمش ، خووون دهنشو پر کرد ولی آخ نگفت ، تکون نمیخورد !!
به آجیم میگم یه جوریه دندونه ، ریشه ش کو ؟! نکنه نصفه دراوردمش ، میگه نه همینطوریه دیگه !! در حالی که دستمالو چپونده بود تو دهنش ، دندونه تو دستش بود ، میگم میخوای چیکارش کنی ؟! میگه میذارمش زیر بالشتم که فردا فرشته ها برام هدیه بیارن!! به عباس میگم فرشته بخواب که بتونی فردا هدیه بیاری😂😂😂 هر بار به یه بهانه ای از باباش پول میکنه
چه دنیا عوض شده ، بعد به ما میگفتن دندونتونو بذارید زیر پهن گاو ، سبز میشه !!!🤣🤣🤣 فرشته ی ما قرار بود ثمر بده😂
لامذهب این چی بود به ما می گفتن و اونقدر ساده بودیم که باور میکردیم ، واقعا قایمش میکردیم زیر پِهِن گاو (چه مودب🤣🤣) و انتظار داشتیم سبز بشه ، حالا قرار بود درختش چه ثمری بده خدا میدونه !! هر روز جلو چشممون آتیشش میزدن اونجارو ها ، ولی بازم عقلمون کار نمیکرد که منتظر نمونیم !! مقایسه کنید با الان که فرشته ها هدیه میدن 😂😂😂
🍭 اسما ..🍭 | 01:01 1405/4/8 | | مامانم متعجب شده بود و می گفت اسما ببین این خبرو ، گفت اخبار میگه تو اروپا واسه دمای ۳۰ درجه مردم دارن میمیرن واقعی !! حالا چرا متعجبانه می خندید ؟! چون بابا زنگ زده که چای بیار برام 😕😂
بعد اینجا دما چنده !؟ چقدر هوا آتیشه !؟ ایرانیا از سلسله سخت جانان هستن !! من چای خور نیستم خیلی ، قوه و نسکافه و اینا هم نه ، ولی بابا صبح که میره یه فلاکس پر با خودش میبره ، ظهر یکی ، یه وقتایی هم شب یکی ، دیابتم داره ولی با قند میخوره ، یه وقتایی یواشکی هم بیسکوییت رنگارنگ میخره قایم میکنه ، یکی دو بار هم با یخمک رویت شده 🤣🤣
بعد میره آزمایش میده میگه وااای قندم رفته ۴۰۰ !! سه روز قندش تبدیل میشه به خرما ، همونم قند داره خب ، بعدش جمله همیشگیشو میگه " چاااای باااا قند " !! چای با کشمش دیگه چای نیست !!
شبم که میاد گاهی وقتا گله میکنه میگه امروز بهم اهمیت ندادید ، یکی نگفت یه چای بدم دست این مرد !! مرد کچل من😂😍
مامان میگه خب الان درست میکنم برات ولی اون قبول نمیکنه ، بعد به حالت قهر میره حموم ، میگه اصلا نمیخوام (نوموخام)😂😂
بیرون که میاد یادش میره قهر بوده ، کلا بابا دعواش یادش نمیمونه ، ممکنه بشوره پهنت کنه از روت رد شه ، دو دقه بعد عادی باشه !! البته منم به بابا کشیدم تو خیلی از اخلاقام ، قهری نیستم ، با مامان که بحث کنم یه وقتایی ، میرم باهاش حرف میزنم وقتی سر سنگین میشه یادم میوفته چه کردم !!
خلاصه داشتم می گفتم ظرافت آدمای اروپا خیلی بالاست ، ما زمختیم
یه سری شهرا البته سیستمشون اروپاییه ، بیان جنوب میرن زیر سرم 😂😕
کربلا که بودیم دمای اونجا انقدر بالا بود که ۷ صبح دیگه به سختی میشد راه رفت تو خیابون ، گرماش خیییلی زیاد بود ، بعد دختر کوچولوها تو دل خیابون ساعت ها سینی به دست میموندن و پذیرایی میکردن از زائرا ، با لبخند ها !!! بدون ذره ای غر و اخم و بدپوزی کردن !!
واقعا عجیب بود برام ، بعد ما رو به غش می رفتیم ، یا کف حیاط تنور داشتن و تو اوج گرما مثلا ۱۲ ظهر نون میپختن واسه یه وعده چند صد زائر ، هر وعده نون گرم بهمون میدادن ، کلا نون سرد شده نمیخورن !!!
ما که از کنارشون رو میشدیم حس میکردیم الان ذوب میشیم !! ظرفیت اونا هم خیلی برام عجیب بود ، هزار ماشاءالله ، پس زمخت تر از ما هم هست !!
حالا اونا به ما میگن چقدر ایرانیا سوسولن 😂😂
🍭 اسما ..🍭 | 00:00 1405/4/8 | | هیچوقت نفهمیدم وقتی حالم بده
چطوری باید از بقیه کمک بخوام !؟!؟
تو حال بد فقط غیب میشم ، وقتی خوب شدم بر میگردم !!
🍭 اسما ..🍭 | 07:07 1405/4/7 | | تو مناطق ما ، اکثر مردای لر از اینکه به حقوق زنشون دست بزنن حس خوبی ندارن و اینکارو نمیکنن و هرچقدر هم زنِ طرف کار کنه ؛ حقوقش برا خودشه ، دیگه انتخاب زنه ست که چطوری خرجش کنه !!
تا جایی که زن یکی پسرای فامیل که معلمه و حقوقش برا خودشه ؛ یه بار شوهرش بهش گفته بود تو هم خرج کن برا بچه ها و کلی از اطرافیان حرف خورده بود بابت این پیشنهادش 😕😂
که اون زنه و حقوقش واسه خودشه و هرکاریش بخواد می کنه و نباید توقع داشته باشی و ..تازه خرجی اونم باید جدا بدی اصلا !!
ولی از طرفی زیاااااد داریم فداکاری خانما رو ..
مثلا دخترعموم کل طلاها و ماشینشو واسه ساخت خونشون فروخت درحالی که میتونست اینکارو نکنه ولی میدونست این زندگی واسه دوتاشونه و اون خونه خونه ی مشترکشونه !! بعده این حرکت هم معمولا طرف خوشش میاد خونه رو میزنه به نام خانومش !!😂😎
یا زن همسایمون چون ماشین شوهرش قدیمی شده بود النگوهاشو فروخت و براش یه پارس صفر خرید ؛ شوهرش چقدر حرف زده بود بهش که چرا اینکارو کردی ، اونم گفته بود النگو ها الکی رو دستم بود ولی الان تبدیل شده به ماشین واسه شوهرم ، یعنی خوشحالی همسرش براش قشنگ تر از نمای اون النگوها رو دستش بود ..(عشقشون پایدار😍🌸💕)
لرا کلا عشقه طلان و خانوماشون معمولا کلی طلا رو دستشونه !! اینکه یه زن دستشو خالی از طلا حرکت فوق فداکارانه ای حساب میشه !!
یا یکی از دخترای فامیل شوهرش بدهی سنگینی بالا آورد ، کلی طلا براش فروخت حتی خونه ای که عاشقش بود رو فروختن که بتونن از اون شرایط گذر کنن و هیچوقت حتی به روش نیاورد ، خیلی سختی کشید سر اون قضیه ولی خداروشکر الان بهتر شده وضعشون و همسرش پول دستش بیاد میده بهش که طلا بخره که جبرانی باشه واسه اون روزاش !!
آجیمم همینطور !! خلااااصه مثال های این مدلی زیاد هست اینجا ، حتی تو دوران رل و دوستی هم ابداااا ندیدم و نشنیدم که پسری گفته باشه تو دونگ بده تا بریم بیرون !! حتی یک مورد !! هرچقدر هم طرف وضع مالیش ضعیف تر باشه اتفاقا بیشتر خرج میکنه !!!
بعد بعنوان یه دختر که تو همچین فضایی بزرگ شده
خیلیییییی برام مسخره و سطح پایینه ، خییلیییی بی عرضگیه وقتی میشنوم هستن پسرایی که سر یه کافه یا رستوران رفتن اسم دونگ دادن میارن !! واااای اصلا نمیتونم تصورش کنم ..😐😐
فکر کن با متین که یه پسر دبستانیه رفته بودیم جایی و می خواستم یه چیزی از سوپرمارکت بخرم ، بهش برخورد !! گفت وقتی با منی دست نکن تو جیبت زشته ، یه مردی گفتن !! یه چشم غره هم رفت بهم !!
باور کنید من فکر میکردم این یه حرف الکی و بی اساسه که از رو مسخرگی تو مجازی میزنن ، بعد که فهمیدم واقعیه هنگ کردم !!
اقوام دیگه رو نمیدونن ولی لرا این حرکت براشون خیلی زشته ؛ لرا تو خرج کردن واسه یه غریبه هم تو یه سطح دیگه ن اصلا ، چه برسه به خانواده و همسر !!! قشنگه ها ، که یه وقتایی طرف دعوتت کنه ولی دونگ دادن حرکت فوووق تبااااااهیه ، خییییلی تباه ..😐
اول صبحی یادم افتاد به این قضیه !! نرماله این کار !؟
🍭 اسما ..🍭 | 00:00 1405/4/7 | | روزایی رو به یاد بیار
که واسه داشته های الانت دعا میکردی ..
همیشه که نباید گله کرد ..
یه بار هم از ته دل بگو خدایا شکرت ..!!✨️🌸💕
🍭 اسما ..🍭 | 23:23 1405/4/6 | | دلمون واسه هر کی سوخت ..
نزدیکش که شدیم دیدیم حقشه ..!!
🍭 اسما ..🍭 | 18:18 1405/4/6 | | چند سال پیش که هنوز کوچمونو آسفالت جدید نریخته بودن یه بارون شدییییید چند ساعته و بی وقفه بارید ، تگرگ و باد و بارون و رعد و برقای زیاد ، جوری که کوچه ما بقول اون یارو تا چیز ، تا کمر رفته بود زیر آب 😂
میشد قایق بندازی داخلش پارو بزنی منم اصلا متوجه اوضاع کوچه نبودم ، تا اینکه یکی در میزنه و میرم بیرون تا همسایه ست (عمه قندی) گفت خاک اندازتونو بده میخوام آشغالای زیر پل رو رد کنم که آب ببرش و اینجا تلپ نشه !! بعد دیدم کوچه شده بندر😂😂 چون آب از اول شهر سرازیر میشد تو کوچه و کلی آشغال میاورد ، کوچه ما هم هممون رو تمیزی حساسیم و میخواست تمیزش کنه ، منم با تاپ زرد ، شلوار قرمز ، یه شال دور بازو و دمپایی ای که نمیدونم چطوری سر از حیاط دراورد رفتم جلو در و گوشیو هم با خودم برده بودم ..!! ولی خب آنتنا رفته بود و من هی عکس و فیلم می گرفتم که مسخره بازی دربیارم و استوری کنم که بقیه هم بخندن !!
دمپاییه رنگ و رو رفته و پلاستیکی و خییییلی قدیمی بود ، از اینا که چند سال تو حیاط پشتی افتاده بود و آفتاب داغ اینجا دهنشو سرویس کرده بود و رنگ به رو نداشت ، سفید و زرد شده بود ، فکر کنم یه لنگه بود و لنگه به لنگه رفته بودم جلو در .. خلاصه کارشو انجام داد و خاک انداز رو داد دستم و طی یک دقیقه همه همسایه ها یهو غیب شدن !! همزمان هم یه باد شدیدی اومد و تقققق در حیاطو بست ، هیشکی هم خونه نبود ، آنتنا هم رفته بود .. با اون وضع هم نمیشد تا وسط کوچه رفت ، چه برسه سر کوچه !! چون مغازمون سر کوچه ست و کلید زاپاس پیش بابا بود ..
آب تو کوچه هم هی می رفت پایین و هر لحظه ممکن بود یکی رد شه ، مونده بودم چیکار کنم که پسر همسایه رو دیدم ، عاقبت بخیر باشه الهی .. محمد رفت کلیدا رو برام آورد و شبش عکسارو استوری کردم ، من هیچوقت از اینکه از خودم عکسی تو پیجم بذارم خوشم نیومده و حس خوبی نداره برام !! نصفه و تار میذاشتم گاهی وقتا ولی کلا خوشم نمیاد !! با اینکه آجیم هر بار اصرار میکرد می گفت بذار دیگه عکستو ولی من مقاومت میکردم ..!! از اینا هم نیستم که عکس پا یا انداممو نامحسوس بذارم تو پیج ..خلاصه عکسی که از دمپایی سوژه م گرفته بودمو استوری کردم و کلی خندیدیم و تموم شد و رفت !! اینو داشته باشید این ور ..😕
.
من شدیدا اهل حد و حدودم تو زندگیم ، مجازی و واقعی فرق نمیکنه ، بسیار شوخ و شاد و شنگولم ماشاءالله ولی در ملا عام !! در خفا و دایرکت نه ، با مردا منظورمه ..!! مگه اینکه بشناسمش و بدونم از اینا نیست که فاز برداره و ..
احترام سن بالا ها رو هم دارم !! ولی اگه کسی چیزی بگه که نباید
یا حتی به اسم کوچیک صدام بزنه هشدار میدم بهش ، اینکه یه نفر فکر کنه میتونه باهام چت کنه یا احساس صمیمیت کنه برام زنگ خطره !! البته میگم نه هر کسی !! رفتار سردم مشخصه !! خلاصه یه مرد مسن از اینا که موهاش کامل سفیده سالها فالوورم بود ، همیشه هم بهم می گفت دخترم !! منم مودبانه جوابشو میدادم و آدم بسیااار مودبی بود ، مثلا بهش میومد نوه هاش هم سن من باشن .. چند ماه بعده اون قضیه بارندگی و اینا اومد بهم گفت یه عکس تو پیجتون گذاشته بودید الان هرچی میگردم پیداش نمیکنم .. گفتم چه عکسی ؟! ذهن من رفت سمت طبیعت و اینا .. گفت عکس پاهاتون بود ..😐😐😐😐😐😐
گفتم پااااا؟؟؟ من ؟؟؟ امکان نداره !! هیچوقت اینکارو نمیکنم ..
گفت چرا و آدرس اون روز بارونی و دمپای پلاستیکی رو داد !! 😂😐 گفتم حالا برا چیته عکس پای من ؟؟ هنگ کرده بودم ، در حال ترکیدن بودن و فحشام پشت سر هم ردیف میشدن که بشورمش بذارمش کنار !! گفت عکس قشنگی بود دوسش داشتم .. گفتم مرتیکه پیری فلان فلان شده و ... خلاصه اون فحشایی که من تو دایره فرهنگ لغتم دارمو نثار سر و ریش سفیدش کردم .. و وقتی قهوه ای شد انداختمش بلک لیست !! واااای منو میگی اصلااا حالم بد شده بود ؛ یارو فتیش پا داشت با اون سنش 😑 مگه میشههههه !؟ اصلا تو اون سن چطوری این فتیشه نمایان شده ؟!بعده اون قسم خوردم گفتم حتی رنگ پوست پامو حواسم باشه
که تو عکسای از راه دور هم نذارم ..!!
.
بلهههه دور و اطراف ما ممکنه کلی آدم وجود داشته باشه که حتی در سن لب گوری حشریت از چشاشون بزنه بیرون و به جای جمع کردن توشه واسه آخرتشون دنبال دست و پای زنا باشن .. بعد به خودم حق دادم که عکسمو در ملا عام نذارم ، از تصور اینکه یه دوزاریه چرک بخواد هر تصور نکبتی کنه اوقم میگیره !!! فلذا گذاشتن عکس از خودم کنسل تر از قبل شد ..
.
مرتیکه نکبت ، آخه پاهای ظریف و ناخنای کشیده و لاک زده رو
تو کفش و دمپایی های جذاب و خاص دیده بودی ؟! پاهای تپل همچون کائنان معبد عامون و دمپایی پلاستیکی آخه !؟
بعدا یه قضیه دیگه رو هم تعریف میکنم که حواسمونو بیشتر جمع کنیم !!!😕😕