♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

یه تیکه‌ شکلات تو دستم بود ، با نت +H ضعیف گوشی
و شارژ ۳ درصد خودم ، تنهایی خونه آجیم نشسته بودم و می نوشتم ..
از دیروز صبح که بیدار شدم فقط ۳ ساعت نهایتا خوابیده باشم ..
چشام وا نمیشه اصلا ، وحشتناااک کمبود خواب دارم ..
ولی خوشحالی دوماد و آجیم ارزششو داشت !!
تا ۲ کار داشتم بعدش اومدم خونه تا دوماد آماده نشسته ..
گفتم پاشو چندتایی ازت عکس بگیرم و گرفتم ، کیف کرد از دیدنشون ..
گفتم وقتی عروسو دیدی ذوق کن براش ، لبخند یادت نره
بهش بگو خودت ناز بود الان عروسک شدی ..
گفت خوشتون میاد از این حرفا ؟! گفتم هاااا خیلی 😂😌
حین عکس گرفتن هم پایین دکمه کتش شکست !!😐
ولی انقدر خونسرد بود دوماد ، مثل داداشش (دامادمون)😂😂
خانوادگی آروم و صبورن ، آدمای عجله کننده ای نیستن ..
با همکاری همدیگه دکمه رو اوکی کردیم و حرفه ای وصلش کردم براش😎
تا عروس آماده شه هم کلی با داماد حرف زدیم ..
راجب هزینه ها و عقد و‌ برنامه شون واسه بعده عقد و ..
به حدی هوا گرم بود که نمیشد بریم بیرون عکس بگیرم‌ ..
خدایی آدم تو جنوب نباید تو تابستون جشن بگیره ، گرماش زیاده ..
بعدش با دختر داییم که آرایشگره رفتیم از ‌آجیم عکس گرفتم ..
چقدر خوشگل تر شده بود با لباس محلی ؛ ماشاءالله😍
دامادمون وقتی دیدش گفت حواست باشه امشب چشم نخوری !!
بعد رفتیم آرایشگاه دنبال عروس ..
هزاااار ماشاءالله انقدر ناز شده بود ، عروووسک بود واقعا ..
عروس حجاب زده بود و چقدر معصومانه تر شده بود
خودشم صورتش بچگانه و ظریف بود !! منکه خیلی خوشم اومد 😍💕
چندتا عکس هم از عروس و دوماد گرفتم ..
و بعدش راهیشون کردم سمت شهرمون و خودم مونده بودم خونه آجیم !!
الان رسیدم خونه و چشام انقدر سنگینه و رو همه 
که به زور باز نگهش داشتم ولی روز قشنگی شد برام ..
آدم وقتی احساس مفید بودن میکنه یه لبخند رضایت میشینه رو لباش !!😍