آه از آن رفتگان بی بازگشت !!
🍭 اسما ..🍭 | 10:10 1405/3/19 | 6 نظر | 10 پسندمامان زنگ زد و بغض کرده ازش حرف میزد ..
گفت عکسشو چاپ کرده بودن یکیشو آوردم خونه !!
گفت اسما میدونی چطوری فوت شده !؟
بیدار که شده به دختر داداشش گفته دلم نون گرم میخواد
میشه برام نون بخری ؟! بنده خدا هم میگه چشم و میره ..
وقتی برمیگرده جسم نحیفشو کف پذیرایی خونه میبینه
و هرچقدر احیاش کردن دیگه بی فایده بود ..!!
گفتم مامان !! یه عمر تو این شهر مردم از دستش نون خوردن
تهش چشم انتظار یه نون گرم موند و رفت !!
سکوت کردیم دو تامون ، گوشیو که قطع کردم نشستم کف هال
هی چشام پر شد و خالی شد ، پشت سر هم ، بی وقفه ..
یه سال بیشتره که نرفتم قبرستون ، امروز باید برم تشییع حتما
خدا بیامرزتش ، یقین دارم به اندازه یه کف دست نون هم
این دنیا رو جدی نگرفت هیچوقت ، مگه واسه جمع کردن ثواب !!
سومین خواهر هم مثل دو خواهر خوب دیگه ش، یهویی رفت !!