♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

دیگه اختیار اشکام دست خودم نیست ، سکوت میکنم و حواسمو پرت میکنم و یهو مثل امروز عصر لامپو خاموش میکنم و میشینم کف اتاق و بی صدا گریه میکنم ؛ حتی آرومم‌ نمیشم ، پکر بودن من ، حرف نزدن من ، سکوتم ، یعنی حالم عادی نیست !! یعنی باید مراقب روانم باشم و کنترلش کنم !! رفیقم پیام داده میگه اسما نمیدونی زندگی کردن تو ترس چقدر سخته ، اینکه ندونی فردا چشم باز میکنی یا نه ، کجایی اصلا ، چی به سر زندگی و عزیزات اومده !! خونشون جزیره خارگه ؛ قبل از جنگ برامون عکس و فیلم از آهو های اونجا گذاشته بود ، گفت اسما آهوها رو کشتن خوردن ..گفت کاری از ما برنمیاد دیگه ، و من اشکم پشت سر هم میریخت ، حتی همین الان که دارم‌ مرورش میکنم !! 
گفت امروز وسط غذا درست کردنم گاز کپسول خونه تموم شد و زار زدم فقط ، نه واسه غذا ؛ واسه نفت و گازی که زیر پامونه و این وضعمونه !! واسه اینکه حق ما این نبود !! 😔
از اون طرف سر کاروان پیام داده که امسال گلچین کرده واسه کربلا ، گفت صندلیتو گذاشتم تلاش کن برسونی خودتو ، گفتم اونجا منم یاد کنید 😭 گفت ان شاءالله جور میشه میای ، گفتم مگه معجزه بشه !!! 
مثل پارسال که معجزه شد ، مثل هر سال !! تو این شرایط نمیدونم اوضاع چه جوری میشه ، اصلا میذارن مرز باز بمونه یا نه !! حتی اگه گره هایی که الان هست وا بشه ، حریف نگرانی بابا میشم یا نه ، فقط میدونم یه ساله روزشماری کردم واسه اربعین ، و الان قلبم‌ مچاله ست از این دوری !! 
من آدم بیان کردنه اینکه حالم بده نیستم ولی واقعا حالم عادی نیست !! از خدا خودش میخوام که آرامش بده بهم ، یه وقتایی از شدت پر بودن حس خفگی داره آدم ، مثلا بری جایی که کسی نیست و بلند بلند گریه کنی ، واسه این هفت ماهی ‌که ریختی تو خودت و دم نزدی !! 
تمام توانمو گذاشتم که چیزی استوری نکنم فقط ، مثل تمام این سالها ، که گوشه یادداشتم نوشتم و سکوت بودم ، امیدوارم موفق باشم !!