🍭 اسما ..🍭 | 04:44 1405/4/4 | | زیر و رو شد زندگی ،هر جا حسین(ع) دل را گرفت ..
برد ما را سوی عشق و خستگی مان را گرفت ..
صبر ، عهد و عشق و هر درسی ز عالم دیده ایم ..
همه را تنها به یک مکتب ، ز عاشورا گرفت ..
در هیاهوی جهان هر چیز کرد آشوبمان ..
صبر زینب(س) آمد و بی تابی ما را گرفت ..
هر کجا غم آمد و تاب و توان ما برید ..
عَلَم عبّاس همچون یک عصا ، ما را گرفت ..
تا که شد بر قلبمان ، آوار ، غم های جهان ..
دست طفلی آمد و ویرانی ما را گرفت ..
در جوانی ، کربلا ؟! در خواب میدیدم مگر ..
گفت جوانِ کربلا آمد براتش را گرفت ..
با سری افکنده و بار گناه و روی تار ..
با خطاهایی که ارزش ها و عزت را گرفت ؛
با همین بد ها ، تنها با کلام " یا حسین(ع)"
آبرو داد و سیاهی های دفتر را گرفت !!
لوح ما را پاک ، چون طفلِ تولد تازه ای ؛
داد بر دست و کنارش باز دستم را گرفت ..
آنکه تنها ماند در بین هزاران بی وجود ..
شد پناه و بی پناهیِ هزاران را گرفت ..
از تضرع هر که حاجت برد بر درگاه حق ..
عاقبت خیری ، سرانجام ، سائلانش را گرفت !!
اسما_ک
🖤
آنکس که سیاه ترین روزهایش را دیده باشد ؛
آنکس که از غم قلبش صدپاره شده باشد ؛
آنکس که روح و روانش را مچاله دیده باشد ؛
آنکس که آرامشش را گم کرده باشد و نداند به کدام کنج پناه ببرد ؛
نداند دردهایش را به که گوید ؛ کجا مَحرمی بیابد
و سپس خداوند روضه حسین(ع) را به دادش رسانده باشد ؛
میداند که عاشق حسین(ع) شدن چه ها می کند ..
از کدام فرش به کدام عرش میبرد آدمی را ..
می داند که معجزه چگونه جلوی چشمانش اتفاق می افتد ..
درمان می دهد ، مداوا می کند ، واسطه میشود ، درس می دهد ،
پناه میشود ، رشد می دهد تا آدمی را به بالاترین مقام های انسانیت برساند
با حسین(ع) بودن سراسر عزت است ، سراسر خیر ، سراسر آرامش ..
هزار و چهارصد و اندی سال میگذرد و آنچنان حق است که پرچمش
هر روز برافراشته تر میشود ، محبین او بیشتر ، راهش روشن تر می شود ..!!
الهی به حق امام حسین(ع) #اللهم_عجل_لولیک_الفرج🌸✨️
الهی به حق شهدای کربلا هممون عاقبت بخیر باشیم 🙏🏻✨️
الهی همیشه ما رو در راه درست و حق ثابت قدم بدار ..
الهی اگه تا این لحظه اموات ما رو نبخشیدی و نیامرزیدی
به حق این صبح پر از حزن از داغ سنگین اهل بیت ..
قلم عفو بر همه گناهاشون بکش و اونا رو بیامرز !!
آمین یا رب العالمین !!
🍭 اسما ..🍭 | 03:03 1405/4/3 | | شده یه وقتایی دلت پر باشه ،یه بغض بزرگ گوشه گلوت باشه ..
چشات پر از اشک ؛ ولی پیش آدما محکم خودتو نگه میداری ..
که مبادا اشکی از چشمت بریزه ، چون هیشکیو امن و قابل اعتماد نمیدونی
حرفاتو کنج دلت نگه میداری که پیش آدم امنت بازگو کنی
با خودت میگی "این مردمان محرمشان هم نامحرم است .."
همش دلت میخواد بری یه کنج خلوت ، یه جا که هیچکس نباشه ..
یه دل سیر با صدای بلند گریه کنی و لا به لای هق هق کردنات درد و دل کنی
همه حرفاتو بدون هیچ ترسی به زبون بیاری ..
و بدونی اون کسی که پیشش خودتو رو کردی کارای بزرگی ازش برمیاد ..
حضرت ابوالفضل(ع) همون رفیق امنه واسه من ..
معجزه ها میکنه این عموی با غیرت ، آبرودار درگاه خداست عباس(ع) ..
درد نا امیدی رو با تمام وجودش درک کرده ..
واسه همین هیچ دستی رو خالی و نا امید بر نمیگردونه ..!!
یا عباس (ع) !! به اشک های ریخته شده در این شب پر از غم ..
به ناله های پر از حزن شنیده شده در کربلا
هر کسی هر جای دنیا اسم تو رو از روی امید میاره ..
به حق باب الحوائج بودنت نا امیدش نکن ..!!
راس همه حوائج ، خدایا به خون ابوالفضل(ع) قسم
✨ اَللّهُمَّ عَجِّل لِولیکَ الفَرَج ️✨️
پسر ام البنین(س) !! همه تورو به وفا میشناسن
وفا به عشق خودت و اهل بیت رو در قلبمون همیشگی کن ..
و توفیق درک و اشک بر مصیبت کربلا رو به ما بده ..
دعامون که همیشه سمت حق بایستیم ، و ظلم رو نپذیریم ..
آمین یا رب العالمین ..
تاسوعای حسینی 1405/03/03
🍭 اسما ..🍭 | 20:20 1405/4/2 | | ساعت ۰۵:۰۵ بود که فیگور خواب گرفتم ..
ساعت ۷ به زور بیدار شدم گفتم چون کارمون امروز خیلی سنگینه
احتمالا تا ۴ عصر هستم بعدش میخوابم تااا ۹ شب ..
اماااا الان تو راه برگشت به خونه م و هی بغضمو میخورم ..
چرا ؟! چون شب تاسوعاست و معلوم نیست چطوری برسم حسینیه ..
از ۸ صبح تا الان پست سیستم بودم ، ناهارم نرفتم خونه ..
خبر از زانو و کمر و سر و چشم و مچ دستم ندارم ، پام ورم بادکنکی کرده ..
انقدر خسته م ، انقدر سنگینه چشام که خدا میدونه فقط ..
هرچی به عموم گفتم شب میمونم فردا میرم فکر کرد تعارف میکنم
زورکی واسه من داره این همه راهو میره که به حسینیه برسم 😐
میگم همینجا میرم مسجد میگه نههه من خودم میخوام برم اصلا !!
خدا خودش توان بده ، واقعا نمیدونم چطوری تا ۱۲ شب دوام بیارم ..
فرصت یه دوش گرفتم ندارم ؛ اصلا اعصابم خورده ..
وقت نکردم یه استوری هم آماده کنم ، هعییی 😢
🍭 اسما ..🍭 | 22:22 1405/4/1 | | به یاد همه شهدایی که علی اکبری رفتند ..
و علی اصغری بازگشتند ..!!
🍭 اسما ..🍭 | 19:19 1405/4/1 | | چند بار گفتم چقدر گرمه اینجا ولی بازم نمیتونم اشاره نکنم
تا حالا صورتتون رو کنار تنور نون پزی نگه داشتید ؟!
یا نزدیک کردن به تنه چوبی بزرگ درخت در حال سوختن ؟!
یا یک میلی متری یه اتوی داغ شده !؟ باور کنید دقیقا همچین چیزیه
انقدر از شدت گرما اخم کردم که یه خط خفیف اخم افتاده بیخ ابروم
در حد چند قدم از دفتر تا برسم به ماشین چنان باد فوق داغی میومد
که انگار یکی با دست آتشین سیلی میزد به صورتم ..
تو گرما صورتم قرمز میشه ، یه سال تو مسیر کربلا یه خانمی زد به لپم
گفت مراقب خودت باش ماهی قرمز ، انقدر قرمز شده بودم 😕😂
امروزم تا کولر ماشین بخواد جواب بده لپام داغ شده بود ..
بعد گفتم اینایی که تو عسلویه که از اینجا خیییلی گرم تره
و تو هوای بیرون کار میکنن چطوری دارن طاقت میارن ؟!
یکی از دایی هام سالها میرفت تو این لوله های بزرگ آهنی و رنگشون میکرد
اون مناطق هم چون نفت و گازیه ، یه سری لوله نفتی هستن
که خروجیش شعله های چند متری آتیشه و کارشون نزدیک لوله ست !!
واسه ماهی چقدر ؟! ۲۰ ، ۳۰ شاید ۵۰ ؛ شاید باور نکنید !!!
تو دیوار بزنید هم قیمتا رو میتونید ببینید !! مجبورن تحمل کنن 🙁🙁
از خدا میخوام که به تنشون توان و سلامتی و به مالشون برکت بده !!
عموم می گفت تازه امروز اول تابستونه ، خدا باقیشو به خیر کنه ..
والله ظلمه که تو این وضع ، برق جنوب کشورو بخوان قطع کنن ..
یعنی ساعت خاموشی مایی که دمای ۵۰ درجه رو داریم الان
با شهری که ۷ درجه ست باید یکی باشه ؟! لاشی های نکبت
اگه کارای دیگشون رو انقدر دقیق انجام میدادن خوب بود ..😒🔪
در جهنم خواهند سوخت ، واسه حق الناس این همه آدم ..
تازه تو این نوسانا یه سریا کولر و وسایل برقیشون هم ممکنه بسوزه 🙁
حالا ما یه جوری تحمل می کنیم ، بچه های نوزاد و کوچیک ظریفن
اونا مثل ما طاقت ندارن ، پارسال یه نوزادو گذاشته بودن تو یخچال
تا خنکش بشه تو اون دو ساعتی که برق نیست !!
خدایا ازش خواهش میکنم شعله شو کم کن ، بخار پز میشه آدم ☹️
🍭 اسما ..🍭 | 15:15 1405/4/1 | | چه باحال شده بلاگیکس ، با تشکر از دست اندر کاران 😍🌸💕
کلا فضای اینجا رو دوست دارم ، یه سریا دوست دارن شلوغ باشه
ولی من برام فرقی نمیکنه ، کیفیت مهمه !!
یه قسمت اضافه شده که کاربرای بدون ثبت نامی نمیتونن کامنت بذارن ..
گزینه باحالیه ، انگار مخاطبینت رو خودت انتخاب کنی ..
وقت نکردم زیر و روش کنم ، قطعا چیزای دیگه ای هم اضافه شده ..
امیدوارم اینجا مثل بیان نشه و همیشگی باشه ..!!💕🌸
🍭 اسما ..🍭 | 05:05 1405/4/1 | | امشب خونه آجیم تنها بودم ، ساعت ۲ بود که برگشتم خونه ..
نمیدونم چطوری بیدار شم ساعت ۷ صبح 😐😐
ولی بخشی از کارایی که باید رو انجام دادم و خیالم راحت شد تا حدودی ..
من از اینایی نیستم که بگم تو تنهایی میترسم و کارام لنگ میشه و ..
ولی امشب یه لحظه به اطرافم نگاه کردم ، به سکوت حاکم بر خونه ..
گفتم اگه آدم تو سن هفتاد سالگی تک و تنها باشه چقدر بده ..
به عمه م فکر کردم ، به زن عموم ، به زن همسایه مون وقتی زنده بود ..
اینایی که اهل گوشی هم نبوده و نیستن ، تو تنهایی چیکار میکنن ؟!
یه بار از عمم پرسیدم جدی تو خونه چیکار میکنی ؟!
بسیار آدم اشکش دم مشکشی هست !! دل نااازک اماااا فوق جنگی😂😂
مثلا در عین حال که میتونه یه طایفه رو بشوره پهن کنه ، دل رحمه
اسم عموی خدابیامرزم که میاد اشکای حجم دار و بزرگ میچکه از چشاش
بدون اینکه زار بزنه و پلک بزنه ، یعنی چشاش یه ثانیه ای پر میشه
میگه دوتا از داداشام مرده باشن بعد من زنده ؟! ☹️
گفتم فکر کنم همش میشینی غصه بقیه رو میخوری گریه میکنی
گفتم عمه یه گوشی بخر سرگرم میشی لاقل ..
گفت عمه واقعا زنده بودن من به درد چی میخوره ؟! چه سودی دارم 🙁
گفتم نگو اینطوری ، و چقدر درک کردنشون سخته ..
تنها بودن تو خونه بدون گوشی ، خیلی سخته ، خیلییی ..
واسه همون روزای پیری هم که شده ، به ازدواج میشه فکر کرد !!
هرچند تضمینی نیست که تا اون موقع زنده بمونه یا کلا کنارت بمونه !!!☹️
چه میدونم ، ان شاءالله هر چی خیره برامون پیش بیاد !!