یه ساعت خوابیدم و خواب دیدم برقا رفته و تاریکه شبا ..!! زیر ساختارو نزنن یه وقت تو این گرماااا و اوضاع !!☹️☹️ به رفیقم پیام بدم اینو بگم میگه پاور بانکمو پر کنم پس انقدر به خوابای من اعتقاد داره 😂😂 هر بار گفتم خواب جنگ دیدم ، دقیقا چند روز بعدش جنگ شده .. حتی خواب یکی از افرادی که ترور کردن رو هم از قبل دیدم می گفت اسما اگه خواب دیدی این سری واقعی میزننش !! گفتم احتمالا خونشون تهرانه ، دو ماهه نیومده ، پیام دادم بهش گفتم میای خودت یا با نیت بخوابم ؟! یهو دیدی خواب جنگ دیدما !؟؟ میگه تورو به جدت نخواب فقط ، تازه مغازه اجاره کردیم 😂😂 البته رویای صادقه و خوابای معنا دار خودش مشخصه .. که تو اون ایام بارها از افراد مختلف شنیدم که اونا هم خواب دیدن ان شاءالله که اینم خیر باشه و برعکسش اتفاق بیوفته واقعا تصور یک روز بی برقی هم زجرآوره خصوصا واسه جنوب !! . پ.ن : با اینکه بیدارم ولی حوصله فوتبال دیدنو ندارم .. یعنی علاقه ای ندارم بهش ، و دلم نمیخواد وقتمو صرفش کنم !! چشامم هنوز سنگینه ، امروزم کلی کار دارم ، خدا کنه تا عصر تموم شه !!
فصل امتحانا که میشه پرت میشم به گذشته ها .. به روزایی که کف حیاط آسفالت مدرسه با فاصله از هم می نشستیم و امتحان میدادیم ؛ از این برگه های آبی رنگ امتحانم میبردیم و سوالا رو می نوشتیم و جواب میدادیم .. امتحان آخر همیشه یه حال و هوای دیگه داشت چون بعدش قرار بود تا چند ماه خوش بگذرونیم و مثل سگ پا سوخته محله رو فتح کنیم اون موقع بابا بنا بود و ظهرا دو سه ساعت میومد خونه .. یه ساعتشو فیلم هندی میاورد نگاه می کردیم ، دو ساعتشو می خوابید .. به پهلو ، یه دستشو دراز میکرد ، یه دستشم رو شکمش بود و پشه زن تو دستش ، حالا واسه پشه بود یا ما دقیقا یادم نیست !! با اینکه خیلی مهربون بود ولی ازش حساب میبردیم جرات فضولی کردن نداشتیم چون خسته بود ، جرات بیرون رفتن هم !! اگه داشتیم ساعت دو ظهر هم کوچه رو ول نمی کردیم .. داداشم خیلی فضول بود .. یه ملافه های نرم شطرنجی رنگی بود ما بهش میگیم چارشو .. هرکی یکیشو مینداخت رو خودش و می خوابید .. در واقع الکی خودمونو می زدیم به خواب .. چارشوی داداشم اندازه مردک چشمش سوراخ بود .. از همون جا ما رو نگاه میکرد و شکلک درمیاورد می خواست ما بلند بخندیم و بابا بیدار شه 😂😂 به محض اینکه بابا میرفت ، دمپایی پلاستیکی ها رو می پوشیدیم و الفرار !! کل محله رو دور میزدیم ، اصلا چیزی به نام جنسیت معنا نداشت .. همه دختر پسرا یه جا جمع میشدیم عکس بازی میکردیم .. توی جا شامپویی سدر صحت ماسه می ریختیم واسه عکس پرتابی .. تا آخر شب انواع بازی ها رو تو کوچه ها از سر می گذروندیم ... و وقتی میومدیم خونه انقدر خسته بودیم که سرمون به بالشت نرسیده خوابمون میبرد !! اونقدر عمیق که انگار یه سال نخوابیده بودیم !! دلم همون روزا رو میخواد ؛ همون خواب عمیق رو .. ما دهه هفتادیا این روزامونو هرطور که می گذرونیم ولی بچگی قشنگی داشتیم ، لحظه به لحظشو زندگی کردیم .. به پرخاشگری نسل الان که نگاه میکنم حق میدم بهشون .. اینا به دنیا که اومدن یا جنگ بود یا بیماری و قرنطینه .. از همون بدو تولد معنای فاصله و دور بودن واسه زنده موندنو چشیدن .. با گوشی بزرگ شدن ، از گوشی یاد گرفتن ، به گوشی اعتماد کردن .. و چه حاصلی میشه انتظار داشت !! اون روز داشتم دعوای نوه هامون روی گوشی مامانشونو میدیدم با خودم گفتم یا عکس بخرم عکس بازی کنم باهاشون .. یا از این آتاری های قدیمی که یه سری بازی باحال داشت .. و نوبتی بدم دستشون که از گوشی فاصله بگیرن یه کم .. خودمم کلی بازی کنم باهاش به یاد قدیم 😂 دلم بازی جی تی آی هم میخواد ، اون کد زدنا ، لب ساحل رفتنا حرکت پهلو شکستن موقع راه رفتن دخترا تو خیابون .. حسابی یاد همون روزا بخیر !!!
داره میشه ده سال که شبات بدون شب بخیر کسی به خیر گذشته و به هر طریقی که گذشته به صبح رسیده .. آدما تو تنهایی نمیمیرن ولی از بودن با آدم اشتباه پژمرده میشن !! به کیفیت اهمیت بدید ، ضرر نداره توش !! ☆ شب بخیر به تو که هیچکس امشب بهت شب بخیر نگفت !!
آخرش ما نفهمیدیم ، واقعا چشامون خوشگله .. یا این مردا الکی به همه دخترا میگن !!!😂😂 بیشتر از دو دهه ست من اینو میشنوم ها .. یه کم خلاقیت به خرج بدید ، گوگولی های عاشق تکراری 😂😂
چند سالیه که همسرش مثل قبل باهاش گرم رفتار نمی کنه .. حالا به هر دلیلی !! از لحاظ پاکی آدم سالمیه ، یعنی دلیلش خیانت نیست .. هرچی هست بین خودشونه ، بعد خانمش به آجیم گفته بود که به همسرش گفته حتی اگه از ته دل نباشه هم ، ابراز علاقه کن بهم گفته من نیاز دارم که از تو بشنوم که بهم میگی دوسم داری .. وگرنه خیلیا هستن که اینکارو میکنن ، یعنی هشدار داده بوده بهش !! طرفم ظاهرا رفتارش سردتر شده ، اینم واسه خودش زندگی میکنه استوری میذاره از عکسای خودش ، و قطعااا هستن مردایی که بهش بگن تو خیلی خوشگلی و حرفای این مدلی !! به این چیزا اگه عمیقا فکر کنم ، دوز سر دردم میره بالا .. که چرا یه مرد اونقدر کمبود ایجاد کنه که یه زن به زبون بیاره و بهش بگه حتی به دروغ بهم بگو دوسم داری !!! ☹️ چرا یه زن به روش غلط ، نیازِ به توجه رو در خودش رفع کنه .. در حالی که میدونه این حسا کاملا کاذب و آنی ان ، عمق ندارن .. و خود اون خانم هم لذتی براش نداره ، عذاب وجدان میگیره .. تا چند سال باید اینطوری ادامه داد ؟! سرد ، کم روح .. اون حس حیف شدن آدمو به هم میریزه اصلا !! خانمه زن قانعیه ، و باور دارم زنی که همیشه قانع باشه .. مردو بد عادت میکنه ، فقیرش میکنه ، چون فشاری نمیاره به اون .. طرف هم رو همون پله نگه میداره ، میگه خب قانعه ، بیخیال !! شاید اگه خانمه استقلال مالی داشت شرایط خیلی فرق میکرد .. یا اگه به خودش و حالش بیشتر رسیدگی میکرد .. مثلا ورزشی ، کلاس آموزشی ای چیزی .. خلاصه دیدن این چیزا ناراحت کننده ست .. درک نمیکنم چرا باید کم بذاری واسه همسرت ، چه مرد چه زن .. اگه میتونی نگهش داری ، بسم الله ، سنگ تموم بذار اگه نمیتونی غلط میکنی ازدواج میکنی که بخوای کم بذاری !! آدمای سرد و بی ذوق خسته کننده ن ، و باید اونقدر ترد بشن که یا گرم بودن و اهمیت دادن رو یاد بگیرن ، یا تنها بمونن !! بارها زوج های این مدلی دیدم ، که به مرور ذوق طرف مقابلو کور کردن اصلا آدم باید دنبال بهانه باشه واسه گرم کردن رابطه ش .. الانم مثل قدیم نیست ، کلی مناسبت هست ، کلی بهانه .. یه شاخه گلی ، هدیه ای ، غذای مورد علاقه ای ، یه کاغذ رنگی ای که روش جمله های عاشقانه بنویسی بزنی به درد یخچال .. اصلا بگو سورپرااایز بعد یه آبنبات بده بهش و بگید بخندید .. این یبس بودنا چه گلی به سر زندگیاتون زده که روان نمیشید ؟! آدم ناراحت میشه یه سری چیزا رو میبینه !!! ای بابااا !!
دردا مدلای مختلفی دارن ، بعضیاشون نفرت انگیزن .. بعضیاشون عصبی کننده ن ، بعضیاشون نفس گیرن .. بعضیاشون حال به هم زنن ، بعضی هاشون هم فقط حوصله سر برن !! ولی قطعا یه هشداره که بیشتر مراقب باشی ، مثل چشم درد .. که وقتی دوزش میره بالا به دور چشم و شقیقه و سر درد میرسه !! این یه ماه به شدتتتتت کم خوابی کشیدم ، کیفیت خوابام پایین بوده .. هر بار میام خونه میگم سیر میخوابم ولی قبل زنگ خوردن گوشی خودکار بیدار میشم ، تلاشم میکنم بخوابم ولی بین خواب و بیداری ام !! از دیشب انگار یه سنگینی قده دستمال کاغذی رو پلکم حس میکردم از ظهر شده قده یه گوجه سبز (چون مورد علاقمه 😕) ان شاءالله مسکن جواب بده و به سنگینی بالشت نرسه !!! اصلاااا حوصله چشم درد رو ندارم الان ، کلی کار دارم .. وقتی شدید میشه ، دیگه تا حالت تهوع میره ، نه میشه بخوابی نه میاری بالا ، نه میتونی دراز بکشی ، نه خوابت میبره .. یَکککک حال مزخرفیه که ان شاءالله هیچوقت تجربه ش نکنید !! انگار قلبت رفته تو تخم چشات و هی میتپه !! ببینیم امشب زور مسکن بیشتره ، یا ناز و نوز چشامون ؟!
☆
پ.ن : یار اگه بودید تو همچین شرایطی بهش بگید دردت من تیام !!
اون قرمز شدنام از شدت نفس تنگی واسه بالا رفتن از کوه ارزششو داشت .. دلم میخواد این هوا رو فریز کنم ، سیو کنم ، و هر بار خواستم برم اونجا از اون بالا گلای رنگارنگ و طبیعت و چشمه فصلی رو ببینی .. بازی بچه ها ، رقص بزرگ ترا ، شلوغی ایام عید ، مهمونای نوروزی .. من مال این هوام ، اصلا نفسم اینجا صد برابر بالا میاد .. امیدوارم تابستون پر برکتی داشته باشیم ، پر از سفر حال خوب ، دورهمی ، گشت و گذار ، خرید ، رسیدن ها .. و با شادی به پاییز برسیم ؛ و با عشق به زمستون و با ذوق به بهار !! ☆ آدرس : بهار شهرمون ، همون حوالی 😌
هر سال یه آخوند جوونی از اصفهان میاد حسینیه و ده شب محرم رو خیلی قشنگ برامون صحبت میکنه ، من که استفاده میکنم از حرفاش .. دیشب آخرای سخنرانیش بود یادم افتاد به یه موضوعی سریع رو کاغذ نوشتم دادم به یکی از دخترا گفتم بده دستش!! نوشتم راجب شرک بودن مراجعه به رمال و فالگیر حرف بزنه !! چون متاسفانه خیلی زیاد شده ، جوری که واسه ساده ترین چیزا سحر و جادو میگیرن بعضیا ، البته بهش میگن دعا !! یعنی از اینکه چه نیروی سیاهی رو با دست خودشون وارد زندگیشون میکنن خبر ندارن ، بعضیا واقعا نمیدونن اینو !! خب خیلی قشنگ توضیح داد ، منم بطور کلی اینجا میخوام اعلام کنم این کار چه واسه هدف خیر باشه چه شر ، شرک مطلقه !!! دخالت تو نظم و کار خداست ، مثل خودکشی !!! شاید اون قسمت یکی دیگه باشه ، وقتی به زور اونو با بخت خودش میخواد گره بزنه ، حق اونی که جفت واقعیش بوده ضایع میشه و کلا یه سری نظم ها دستکاری میشه که قطعا تاوان سنگینی داره ..!! دعا ، نورانیه ، روحانیه ، تسلیم در برابر چیزیه که خدا واسه ما میخواد .. واسطه های ما اهل بیتن ، کتاب خداست ، کلام خداست .. ولی رمالا واسطه شون نیروهای شیطانیه ، سیاهیه ، مسیر اشتباست .. اگه کسی هم نمیدونسته و اینکارو انجام داده ، حتما توبه کنه رد مظالم بده بلکه حقی که به گردنشه کمتر بشه .. با افرادی که اهل این چیزا هستن هم ارتباط نگیرید خیلی .. ان شاءالله هر کسی از این کارا میکنه اول که به سمت درست هدایت بشه ولی اگه قابل هدایت نیست ، شرش به خودش برگرده !!
به یاد غمی که بر دل عمه زینب (س) سنگینی کرد .. برای داغ آتشی که خیمه ها را خاکستر کرد .. به یاد ناله یتیمان ، میان بدن های پاره پاره ؛ میان سر و دست های از تن جدا شده ..!! برای همدردی با زنان و کودکان بی محرم مانده .. برای تسکین دل امام زمانمان ، شمعی روشن می کنیم .. از ما همین کم را بپذیر یا اباعبدالله .. و برایمان دعا کن تا سپیدی کامل موهایمان .. تا آخرین نفسی که از سینه بیرون می آید .. نام تو را نه روی تکرار ، که از درک عمیق آنچه که هستی فریاد زده و همیشه در مسیر حق و حق خواهی قدم برداریم .. که هیچ چیز چشم ما را بر حقیقتی که پیش رویمان است نبندد و امام زمانمان را آنگونه که باید بشناسیم .. الهی ما و نسل های بعد از ما ، به درک حقیقی آزادی که حسین(ع) والا ترین نماد آزادی خواهی در جهان است ؛ برسیم ، و حق طلبی و مبارزه با ظلم را در خود تقویت کنیم !! آنچه که در کربلا اتفاق افتاد ، از عدم شناخت امام زمانشان بود .. ان شاءالله که مسیر امام زمان خود را شناخته .. و یاری گر و دوست دار واقعی او باشیم!! اللهم عجل الولیک الفرج .. ♡ بزرگترین اعتبار و افتخار قلبم ، لطفیه که خدا با دادن عشق اهل بیت به زندگیم در حق من کرده .. و دعای همیشگی من همینه ، که تا نفسی هست این عشق رو فریاد بزنم ، با رفتار ، با اخلاق ، با عمل !! فریاد به تنهایی اثر گذار نیست شاید !! ما باید تلاش کنیم حسینی بودنمون رو بدون فریاد هم ببینن ..