♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

فصل امتحانا که میشه پرت میشم به گذشته ها ..
به روزایی که کف حیاط آسفالت مدرسه با فاصله از هم می نشستیم 
و امتحان میدادیم ؛ از این برگه های آبی رنگ امتحانم میبردیم
و سوالا رو می نوشتیم و جواب میدادیم ..
امتحان آخر همیشه یه حال و هوای دیگه داشت چون بعدش قرار بود 
تا چند ماه خوش بگذرونیم و مثل سگ پا سوخته محله رو فتح کنیم
اون موقع بابا بنا بود و ظهرا دو سه ساعت میومد خونه ..
یه ساعتشو فیلم هندی میاورد نگاه می کردیم ، دو ساعتشو می خوابید ..
به پهلو ، یه دستشو دراز میکرد ، یه دستشم رو شکمش بود 
و پشه زن تو دستش ، حالا واسه پشه بود یا ما دقیقا یادم نیست !!
با اینکه خیلی مهربون بود ولی ازش حساب میبردیم
جرات فضولی کردن نداشتیم چون خسته بود ، جرات بیرون رفتن هم !!
اگه داشتیم ساعت دو ظهر هم کوچه رو ول نمی کردیم ..
داداشم خیلی فضول بود ..
یه ملافه های نرم شطرنجی رنگی بود ما بهش میگیم چارشو ..
هرکی یکیشو مینداخت رو خودش و می خوابید ..
در واقع الکی خودمونو می زدیم به خواب ..
چارشوی داداشم اندازه مردک چشمش سوراخ بود ..
از همون جا ما رو نگاه میکرد و شکلک درمیاورد
می خواست ما بلند بخندیم و بابا بیدار شه 😂😂
به محض اینکه بابا میرفت ، دمپایی پلاستیکی ها رو می پوشیدیم و الفرار !! 
کل محله رو دور میزدیم ، اصلا چیزی به نام جنسیت معنا نداشت ‌..
همه دختر پسرا یه جا جمع میشدیم عکس بازی میکردیم ..
توی جا شامپویی سدر صحت ماسه می ریختیم واسه عکس پرتابی ..
تا آخر شب انواع بازی ها رو تو کوچه ها از سر می گذروندیم ...
و وقتی میومدیم خونه انقدر خسته بودیم که سرمون به بالشت نرسیده 
خوابمون میبرد !! اونقدر عمیق که انگار یه سال نخوابیده بودیم !!
دلم همون روزا رو میخواد ‌؛ همون خواب عمیق رو ..
ما دهه هفتادیا این روزامونو هرطور که می گذرونیم
ولی بچگی قشنگی داشتیم ، لحظه به لحظشو زندگی کردیم ..
به پرخاشگری نسل الان که نگاه میکنم حق میدم بهشون ..
اینا به دنیا که اومدن یا جنگ بود یا بیماری و قرنطینه ..
از همون بدو تولد معنای فاصله و دور بودن واسه زنده موندنو چشیدن ..
با گوشی بزرگ شدن ، از گوشی یاد گرفتن ، به گوشی اعتماد کردن ..
و چه حاصلی میشه انتظار داشت !!
اون‌‌ روز داشتم دعوای نوه هامون روی گوشی مامانشونو میدیدم
با خودم گفتم یا عکس بخرم عکس بازی کنم باهاشون ..
یا از این آتاری های قدیمی که یه سری بازی باحال داشت ..
و نوبتی بدم دستشون که از گوشی فاصله بگیرن یه کم ..
خودمم کلی بازی کنم باهاش به یاد قدیم 😂
دلم بازی جی تی آی هم میخواد ‌، اون کد زدنا ، لب ساحل رفتنا
حرکت پهلو شکستن موقع راه رفتن دخترا تو خیابون ..
حسابی یاد همون روزا بخیر !!!