فنون همسرداری ..
🍭 اسما ..🍭 | 12:12 1405/3/27 | 10 نظر | 9 پسنددایی آرمین تعریف میکرد می گفت اون موقع که می رفتم آموزش
چون داییم سنش کم بوده و هنوز مستقل نشده بوده
از بابابزرگم پول تو جیبی می گرفته (۱۷ سالش بوده احتمالا)
بابابزرگم اون اواخر دیگه حرکتاش آهسته شده بود
و ننه بهش می گفت مثلا فلان کارو بکن و اینا
بابابزرگم یه کم فکر میکرد بعد کارشو انجام میداد ..!!
میگه به مامان گفتم بهم پول بده و عجله هم داشتم ..
ولی ننه پولو برده گذاشته تو جیب بابابزرگ
گفت پیراهن باباتو بهش بده تا اون بهت پوله رو بده !!
گفت تعجب کردم که چرا لقمه رو دور سر بچرخونم؟!
بهش گفتم خب چه کاریه خودت بهم بدش دیگه
گفت نه ، اون مرد خونه ست اینطوری براش حس خوبی داره
درسته سنش بالاست ولی ستون این خونه ست و اینو باید حس کنه ..
مرد تا غرورش زنده ست سرپاست ..!!
وقتی دایی اینو تعریف کرد افتخار کردم به فهم و سیاست زنانه مامان بزرگم
شکر کردم بابت داشتن همچین خانواده ای که احترام براشون
خیلی جایگاه ویژه ای داره و رفتارشون درس و تجربه میده .. !!
منم اینو تو یادداشتم نوشتم همون موقع که یادم بمونه
الانم برا شماها تعریف کردم
که شما هم فنون زندگی پایدار و زیبا رو یاد بگیرید !!
ننه من با اینکه سواد درسی نداره ولی پر از سواده واسه زندگی ..
کلی چیزای قشنگ ازش یاد گرفتم تا الان ..
و یه عادت دیگه که داره ، ارزش دادن به بچه ها و نوه هاست ..
مثلا یه مناسبتی پیش اومده بود دختر خالم قرار بود یه شعری بخونه
ننه یه کم مریض احواله و سختشه جایی بره ..
ولی چند ساعت رفته بود تو اون جلسه که دل گرمی باشه واسش ..
یا وقتی از کربلا برگشتم اولین کسی بود که حلقه گل انداخت گردنم
روز تولدم اول صبح اومد خونه هدیه شو داد و رفت ..
بسیار زن با سیاست و عاقلیه ، خیلی زیاد ..
به هر بهانه ای سعی میکنه بچه هاشو دور هم جمع کنه
میگه خانواده باید همیشه پشت همدیگه باشن ..!!
خدا حفظش کنه ان شاءالله 😍💕✨️