♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

اولین بار که فهمیدم چیزی به نام مرگ و رفتن هست
کلاس اول دبستان بودم ..
جمعیت خیلی زیادی که خونه عمو حاجیم جمع شده بودن
و گروه گروه میومدن و می رفتن ..
از صبح تا آخرای شب خونه عمو با اون بزرگی پر بود ..
قدیما مثل الان نبود ، تا روز چهلم مردم میرفتن مراسم ..
من درکی از این قضیه نداشتم ..!!
با اینکه همیشه معدلم بیست بود ولی از معلممون حساب میبردم
وقتی اومده بود مراسم واسه اینکه نبینمش
دویدم و تنهایی رفتم کوچه پشتی ..
یه سوراخ کوچیک تو در پشتی خونه عمو بود ..
هنوزم هست ..
و من از اونجا داشتم صحنه هایی رو می دیدم
که یقینا مناسب سنم نبوده و هنوزم تو ذهنم مونده ..
عموم که گریه میکرد و غم چهره ش کاملا واضح بود ..
ننه که با آرامش چشاشو بسته بود ..
مثل وقتایی که روی گلیم فرش دست بافت قدیمیش
چشاشو می بست و یه چرت کوچیک عصرگاهی میزد ..
اون روز ، روز تشییع بود 
و یکی از عموم همون جا تو حیاط بالایی
یه پرده کشیده بود و تنهایی داشت ننمو غسل میداد ..
وقتایی که میرفتم پیش ننه یواشکی میبردم تو اتاقش
از گوشه روسری حریر مانند محلیش پول درمیاورد
و می چپوندش تو دستم و می گفت به کسی نگیا 
و من شاد و خوشحال می رفتم واسه خرید بادکنک شانسی
و دل خوش بودم که یه روزی بلاخره بادکنک بزرگه مال من میشه ..
یا تمبر و پفکای سبز تپلی می خریدم ..
خرامان و شاد با اون لپای گردالیم و موهای چتریم
بالا و پایین می پریدم ..
و خوشحال از اینکه ننه انقدر منو دوست داره ..!!
اما اون‌ لحظه با دیدن اون صحنه ها
مطمئن بودم که دیگه ننه جون رو نمیبینم
و این خیلی حقیقت تلخ و غمگینی بود ‌..
ناخوداگاه گریه م گرفته بود و اشکم می ریخت ..
اون موقع هنوز خونه های کوچه پشتی ساخته نشده بودن ..
قطعه بندی شده بودن که برن واسه ساخت .
یادمه رو دیواره های کوتاهی که تو زمینا بود راه میرفتم
یواشکی گریه میکردم بلکه آروم شم ..
و بعد که برگشتم خونه با بچه ها بازی کردم
از همون بچگی انگار بهم برمیخورد
که دیگران اشک منو ببینن و بفهمن غمگینم ..
هنوزم همون اسمای بچگی ام ..
اشک و ناراحتی هام رو واسه خودم نگه میدارم 
و تا جایی که بتونم سعی میکنم حتی بروز ندم حالمو ..!!
شب پنجشنبه ست و یاد ننه جونم افتادم امشب ..
گفتم واسه همه وقتایی که دلیل شادی من شد
امشب خوشحالش کنم و یادشو زنده نگه دارم !!
شادی روح اموات هممون و ننه جونم 
ممنون میشم فاتحه و صلواتی بفرستید !!🌸
.
پ.ن : تصمیم دارم پنجشنبه هر هفته
از یکی از رفتگانمون یاد کنم اینجا ..
واسه ما یه فاتحه خوندن ساده ست ، یه صلواته
ولی یقینا اونا جور دیگه ای خوشحال میشن ..!!