♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

امشب جدی جدی تصمیم داشتم دوازده بخوابم و اتفاقا خوابمم میومد ، عباس رفته واسه بار و تا صبح نمیاد ، متین عصری یه کم گلو درد داشت که با دارو بهتر شده بود ، یهویی ساعت ۱.۵ تبش رفت روی ۳۹ ، سحر بنده خدا فکر کنم سومین روزیه که نخوابیده و سرش گیج میرفت دیگه ، من موندم پیش طنین و سحر با اسنپ بردش بیمارستان !! 
قطعا تا ۶ که نمیان بعدش هم باید طنینو آماده کنه واسه مدرسه و لقمه بگیره و ..
بعدشم لابد میخواد ناهار درست کنه و علنا یه نصف روز دیگه بیدار میمونه !! یه وقتایی دیگه هنگ میکنه بدنش و فشارش به شدت افت میکنه یا میره بالا ، مثلا آخرین بار رفته بود روی ۱۷ ، دکتر گفت تو چطوری هنوز سر پایی ، اتفاقا عباس هم خونه نبود و به دخترخالم گفته بود بیاد پیش بچه ها و تنهایی رفته بود بیمارستان ساعت ۴ صبح !!!
میگم چه بلایی داری سر خودت میاری ؟! تو این سن عصب دستت داغون شده ، فشار گرفتی ..
میگه چیکار کنم ؟! بعد که یکی یکی میشماره میبینم راست میگه ؛ تا بخواد غذا درست کنه ظهر شده ، تا بخواد ناهار بهشون بده و جمع و جور کنه و درسشون بده عصر شده ، دوباره شام و درس و گاهی مهمون و ..
دو سه ساعت شب میتونه بخوابه اونم بچه ها بیدار میشن واسه دستشویی سحرم بیدار میشه و ..

نمیدونم بعضی از خانوما چطوری میتونن انقدر بیخیال زندگی کنن؟! طرف حتی نمیدونه معلم به بچه ش چی گفته ؟! ساعت ۱۱ ظهر تازه بیدار میشه آیا غذا درست کنه یا نه ؟! خونه شون هم عادیه ، حساس نیستن روی برق انداختن خونه ، کلا سخت نمیگیرن هیچیو ، حرص نمیخورن ‌، از قضا بعضیاشون بچه هاشون گرگی ان برا خودشون ، سر و زبون دارن و چقدر محکم حقشونو میگیرن !! بعد بچه های ما تو خونه جکی جان ، تو مدرسه پشه تو دهنشون میمیره انقدر آرومن ..دخترامون باز بهترن ، ایلیا و متین خیلی مودب و آرومن ..

هوففف ، خیلی سخته خیلی ..
امیدوارم ویروس نباشه و یه تب ساده باشه و نخواد بستری بشه ، متین مثل خیلی از مردا به شدت بد مریضیه ، از بدو تولد همین بوده ها ؛ دارو نمیخورد ، بعد استرس میگیره و روحیه ش ضعیف میشه ..
میگم خب سرما خوردن مگه چیه ؟!
ولی اخلاق مردونه بد مریضی رو داره دیگه ..

خدا نکنه بابا بفهمه ، دیگه زار میزنه که متین مریضه و بدنش ضعیف میشه و وای یه اوضاعی ..
اون روز چقدر واسه طنین غصه میخورد ، بغض داشت همش ؛ میگم خدایی چرا اینطوری اید شما ؟! بچه مریض میشه سرما میخوره ، اصلا گوشش بدهکار نیست ..

هرچی بابای من اینطوریه عباس آروم و خونسرده 😂
سحر حرص میخوره میگه تو چرا هیچی نمیگی ، میگه خب شما الکی شلوغش می کنید 😐😂

خدا به خیر کنه نصف شبی ..

پ.ن : خب سحر اینا برگشتن ، خداروشکر نیاز به بستری نبود اما کلی دارو براش نوشت ، حالا خوراندن دارو به متین خودش یه پروسه دیگه ست 😐

بلا از همه دور باشه الهی 💕✨️🌸