تیراندازی ..
🍭 اسما ..🍭 | 09:09 1405/6/4 | 10 نظر | 16 پسنددلم عمیقاااا یه صندوق تیر برنو میخواد ، تو فصل بهار ، هوای خنک ، نشونه بذارم و پشت سر هم تیر بزنم ..
سنگینی هیکلش تو دستم حالمو خوب میکنه ، لحظه کشیدن گردالی گلنگدن و جا کردن تیر تو مخزنش ، که مثل یه قطعه پازل سر جای خودش قرار میگیره ، تمرکزی که واسه نشونه گرفتن داری و اون لحظه هیچی جز هدف جلوی چشمت نیست !! انگار دکمه سکوت تمام صداهای تو ذهنت زده میشه و منتظر شکستن اون سکوت با صدای تیره ..
حالمو خوب میکنه اون قدرتی که به شونه م ضربه میزنه موقع رها کردن تیر ، مثل یه ماساژه با دستای قوی و پر قدرت .. از صداش لذت میبرم ، صدایی که همین الان تو ذهنم داره رو تکرار پلی میشه !!
از همون چند ثانیه ای که طول میکشه تا تکون خوردن سنگ هدفو ببینی !! دقیقا مثل بچگی ها که بابا تفنگو میگرفت و میگفت ماشه رو فشار بده ، همیشه واسه فشار دادن ماشه برنو ذوق دارم ..
جمعه عروسی داریم ، فکر کنم رسم تیراندازی رو تا حدودی دارن جمع میکنن ، لاقل اونجا صداشو بشنوم ، دلتنگشم ، به خیر و شادی البته ☹️
♡
یکی از قشنگ ترین صحنه ها ، لحظه تمیز کردن و روغن کاری تفنگه ؛ انقدر براق میشه ، عروووسک ..
اصلا عجیب دلم خواستش ، کاش خونه بودم الان لاقل نگاش میکردم ، اشک دلتنگی تو چشممه !!
قطعا خیلیاتون درکم نمی کنید !! ☹️😂