اوقات خوب ..
🍭 اسما ..🍭 | 15:15 1405/6/3 | 14 نظر | 16 پسنداین دو روز روزای پر کاری بود برام ، دیشب تا ساعت ۱۰ شب بیرون بودیم با سحر و بچه ها ، وای وای چقدر گرووون شده همه چی ، دو تا جوون از کنارمون رد شدن میخواستن برن پیتزا بخرن ، رفیقش گفت اگه بیشتر از ۳۰۰ بشه میگه موجودی کافی نیست ، انقدر سحر فحش داد ، می گفت حسرت یه پیتزا رو هم به دل این جوونا گذاشتن !!
وقتی برگشتم انقدر خسته بودم که اگه دوش نمی گرفتم چشام باز نمیموند که کارامو انجام بدم ..
الان دیدم اوقات عزیز من و وبلاگمو از نگاه خودش با قلم زیباش توصیف کرده ، فارغ از اینکه چند درصد نگاهی که به من داره درسته ؛ از اینکه یه نفر میتونه ساده از کنار همه چیز بگذره ولی ترجیح میده مکث کنه و با هنری که داره دل دیگران رو شاد کنه خیلی برام ارزشمنده ، و فکر می کنم آدمایی که خوش قلب هستن این مدلی ان که میگن بذار من یه کاری کنم که امروز یه نفر لبخند به لبش بیاد و حس خوبی لا به لای خستگی هاش پیدا کنه !!
هر توصیفی که نوشته میشه از نظر من یه جمله نیست فقط ، توجهه ، وقت گذاشتنه ، که عمیق بخونی و سرسری رد نشی !!
ممنونم اوقات عزیز و خوش ذوق و خوش قلم ، منم وبلاگ شما رو خیلی دوست دارم ، حجم و عمق نوشته هات مثل خوردن سالاد ماکارونیه ، حتی اگه سنگین باشه بازم مزه تازگی داره برام و دوست دارم دنبالش کنم 😂
یه جاهایی انقدر ما رو میبری تو دل ماجرا که گویی کتابی ، دفتری ، مجسمه ای ، دکمه لباسی چیزی تو اون محیط هستیم و داریم از نزدیک همه چیو تمام بعدی می بینیم !!
مرسییییی که وقت گذاشتی و یه پست از وبلاگتو هدیه دادی به من ، خیلی برام ارزش داره و تو ذهنم میمونه همیشه ، امیدوارم منم یه روز بتونم این حال خوب و شادی ای که بهم دادی رو برات جبران کنم !!
خوشحالم که این محیط باعث شد با دوستان خوبی مثل شما آشنا بشم ؛ ان شاءالله این دوستی ادامه دار باشه و سال بعد این موقع بگم بیا منو از اول و با شناختی که بعده یه سال داری بنویس ، قطعا اون موقع جنگی بودنم دیگه به چشمت نمیاد 😂😂
خیلی خیلی ممنونم ازت ، حالا سلاح تقدیم کنیم یا گل !؟ 🌸🔪😂