♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

قبل از اذون‌ بود ، به آجیم گفتم چند وقته دلم رفتن به امامزاده رو میخواد ، اطراف شهرمون چندتایی امامزاده هست ولی امامزاده ای که گفتم همه ی کسانی که میرن اونجا آرامش اون مکان رو کاملا احساس میکنن ، فصل بهارش انقدر قشنگه که دیوونه کننده ست ، خلاصه رفتیم و اذون مغرب اونجا بودیم ؛ دو رکعت نماز زیارت و حاجت هم به نیت همه روی کاشی نزدیک ضریح خوندم ،چون وقتی دستمو میذارم رو کاشی حس میکنم مستقیم وصل شدم به زمین و انرژیش ، و داریم تبادل انرژی انجام میدیم !! نمیدونم اعتقاد دارید یا نه ولی من به سهم خودم دعاتون کردم ، یکی از دخترا رو هم ویژه دعا کردم که میدونم اعتقادی نداره 😄 

شما هم هر وقت می چسبید به ضریح پولاشو نگاه می کنید و یه کم حساب کتاب می کنید ؟! 😂😂

بعد وسط نماز یاد کتری واتوره افتادم 🤣🤣 یهویی کتریش اومد جلو چشمم !!😐😂 خلاصه زیارت کردیم و اومدیم بیرون همسایه مون هم با بچه هاش اومده بود ، گفتیم بریم پارک بشینیم بچه ها بازی کنن خودمونم چایی چیزی بخوریم ، فله ای و یهویی رفته بودیم البته 😂 ولی کلی خوش گذشت ، چقدر زن و مرد همسایه مون دعای خیر کردن برامون ، می گفت مامانتون خیلی در حق ما لطف کرده و یادمون نمیره ، حالا لطفش چی بوده ؟! چند باری که اینا کربلا بودن واسه دختراش غذا برده !! عادی ترین کاری که مامانم میکنه وقتی یکی از آشناها و همسایه ها زنِ خونه شون اینجا نباشه !!

مامانم خارج از اینکه مادر منه واقعا زن مومن و خوبیه !! حتی یک نفر ازش آزرده نشده تا الان ، امشب می گفت آروم بودن من به هیچ کدومتون نرسیده ، گفتم آره ما خیلی جنگی ایم😂😂 حتی صدای مامانم آرومه ولی ما نه ، عادی هم حرف میزنیم تن صدامون بلنده !!

بعدشم اومدیم خونه و دعوا شد تو کوچه ، چندتا از بچه دبستانی ها دعوا کرده بودن و یکیش چاقو و رینگ بوکس داشته ظاهرا ، مامانش اومده بوده داد و قال با پدر و مادر پسر همسایه ، اینا گفتن پسرتو تربیت کن اونم گفته چیزخوریش به تو نیومده و .. بعد هم رفته پیش بابام گله کرده که تو به متین گفتی با پسر من نگرده !! چون پسرش شر بود بابا گفت نگرد باهاش ، البته کاری به متین نداره و خدایی تعصبشو میکشه همیشه ولی کلا اهل دعواست و فضوله !! 

گفتم سحر به عباس بگو تا یه دیه نیوفتاده پات بیا دنبالمون 😂😂 برادرزاده عباس گفت خودم میخوام برم ، دیگه باهاش اومدیم ساعت یک ، الانم قطعا خوابم نمیبره ، وایسم نماز بخونم‌ ان شاءالله بعدش بخوابم تا ۷ ، دو ساعتی بخوابم هم خوبه !!! اینم اندر احوالات امروز ما !!! 

ان شاءالله فردا با حالی خوش بریم به استقبال شهریور ..😍💕✨️

پ.ن : آب چشمه امامزاده هنوز از عید برقرار بود ، چند سال بود خشک شده بود ، به لطف موشکای ایران به امارات و کویت و پایگاه های آمریکا تو عراق ، و نابودی دکل های از بین برنده ابرها ، عید پر بارشی داشتیم و خداروشکر هنوز این چشمه رو هست 😍💕 چقدر خوشحال شدم دیدمش 😍