دیشب سحر ریز ریز می خندید ، میگم چیه !؟ میگه فکر کن تو بگی میخوام برم دیت بعد چیزای عاشقانه بذاری استوریت 😂😂😂
گفتم سن من از دیت گذشته ، مستقیم محضر 😂😂
و خب من در رابطه م برعکس الانم و برخوردم با افراد عادی به شدت آدم اهمیت بده طوری میشم ، یه جاهایی از دستم در میره ، دیگه خیلی زیاد میشه این محبته ؛ از اونا که طرفو هار میکنه 😂😂
ورژن احساسی منو هر کی ببینه باور نمیکنه من همون اسمایی ام که با بیل میزنم تو سر اینایی که بهم ابراز علاقه میکنن 😂😂
جالبه همه اطرافیام میگن دوست داریم بدونیم تو عاشق میشی چه شکلی میشی 😐😂
ولی یه تصمیم که به طور جدی میخوام عملیش کنم اینه که به هیچ وجه مسائل خصوصی و فیلمای شخصیمونه تو پیجم عمومی نمیکنم ، نهایتا دو تا دستی چیزی ، اونم شاید !! برعکس راهی که بعضیا میرن و سریع از مرحله به مرحله خواستگاری و اینا میذارن تو پیجشون ؛ من حس خوبی بهم نمیده اینکار ؛ همونطور که این همه سال فعالیتم تو اینستا باعث نشد یه پست که عکس تکی خودم داخلش باشه بذارم ، با اینکه سحر خیلی اصرار میکنه که بذار دیگه عکستو 😄
استوری چرا ، نصف و نیمه ای تاری چیزی میذاشتم ، یا کلوز ؛ ولی اونم دیگه تصمیم ندارم بذارم !!
حالا ببینیم آقاییمون نظرش چیه🤣🤣🤣 نه که منم خیلی حرف گوش بده به آقایی ام 😂😂