عشق نافرجام ..
🍭 اسما ..🍭 | 14:14 1405/5/12 | 10 نظر | 12 پسندتو را ای کاش در رخت عروسیّت نمی دیدم
منی که بوده چشمم تا حنابندان به دنبالت
"حسین غلامی خواه"
♡
یکی از دخترای فامیلمون دقیقا همین بود ، عاشق پسری بود و به هر دلیلی قسمت نشد ( اگه خواستید بعدا مفصل راجبشون میگم) ، پسره هم خیلی دوسش داشت ، در حالی که ما منتظر خبر نامزدیشون بودیم ؛ چون ۷ تا النگو واسه نشونش خریده بود پسره فکر کنم ؛ یهویی خبر نامزدیش با یه نفر دیگه به گوشمون خورد ، حتی تا یه شب قبل از عروسیش اون پسر امید داشت که خواب باشه و اینا کابوسش باشن و نبود !!!!
بدون یه درصد احساس خوشبختی یه سال و نیم زندگیشو ادامه داد دختره و یه ماه پیش شنیدم که طلاق گرفتن !!! ولی دیگه پسره و اون عشق زیاد رو از واسه همیشه از دست داد !!
شب عروسیش به من پیام داد گفت اسما چرا انقدر با ناز براش می رقصید 🥺 این دختر من بود!؟ چقدر قلبم شکست براش ولی خدا براش ویژه جبران کرد !!
این بیت شعرو خوندم یادشون افتادم !!!
چه عشق ها که تو اوج سختی ها دوام آوردن ، و تو آسونی یهویی از هم پاشیدن و خسته شدن !! چطوری میشه کنار یه نفر دیگه ادامه داد وقتی هنوز دلت پیش یکی دیگه ست ؟! وقتی اون همه خاطرات یقینا جلو چشمته !! آیا میشه خوشبخت شد وقتی رو شکستگی های قلب یه نفر دیگه خونه مشترکت ساخته میشه ؟!