♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

چند سال پیش تو یکی از شهرای اطراف یه قتل اتفاق افتاد ..

یه جوون ۲۹ ساله بود که جنازه ش رو روی یه تپه 

بالای بیمارستان پیدا کردن ..

و قاتل که عموش بود بعد از کشتنش میره خودشو معرفی میکنه ..

شایدم خودش آدرس جنازه رو داده بوده ..!!

میتونم بگم ۹۹ درصد آدما بهش گفتن دم غیرتش گرم‌ ..

چرا ؟! چون برادرزاده ش به دختر ۹ ساله ش تجاوز کرده بوده ..

و وقتی پدرش اینو متوجه میشه اونو میبره بالای تپه

اونقدر به قفسه سینه ش با چاقو ضربه میزنه 

که پسره میمیره و سینه ش هم تیکه تیکه میشه 

یعنی میشه تصور کرد اون لحظه چقدر در عذاب بوده

چقدر عصبی بوده و با گریه و خشم دستشو بالا میبرده 

و با قدرت فرو میکرده تو سینه ش ..!!

حتی بعد از اینکه فهمیده مرده بازم دلش آروم نشده

به اون لحظه که زجه های بلند مردونه ش رو جمع کرده

و با قدمای آروم رفته و خودشو معرفی کرده فکر میکنم‌ ..

اینجا بعضیا این مسائل ناموسی رو به دادگاه نمیسپارن‌ ..

حوصله مراحل قانونی و سرد شدن اون داغو ندارن

و خودشون دست به کار میشن ..

البته که اینطوری درست نیست به نظر من ..

حیفه که یه نفر دیگه واسه یه آدم کثیف بخواد کشته شه ..

همون لحظه کشیدن صندلی از زیر پاش 

فکر کنم واسه کاری که کرده کافی باشه !!

هرچند تو ذهن اون دختر یه سری چیزا مثل قبل نمیشه!!

نمیدونم تهش چی شد و چه‌ حکمی براش زدن ..

نمیدونم اصلا پدرشو آزاد کردن یا هنوز تو بنده ..

ولی میگم اون آدم شاید هیچوقت پشیمون نباشه ..

و اگه هزار بار برگرده عقب بازم اینکارو انجام بده ..

اینو از اون ضربه های پشت سر همی که 

زده بود تو سینه برادرزادش میشه فهمید ..!!

بعد تو یه گروه داشتن راجبش حرف میزدن

یه مرد که چند تا دختر هم داره یه چیزی گفت

که هنوووز یاداوریش به همم‌ میریزه واسه چند لحظه !!

گفت باید دختره رو هم می کشت ..

و من نفهمیدم دختر ۹ ساله ای که بهش تجاوز شده

چه گناهی مرتکب شده که حق زندگی نداشته باشه !!

به دختراش فکر کردم که قراره چطوری بزرگ بشن

وقتی پدرشون همچین تفکری تباهی داره !!

چطور یه مرد میتونه ازدواج کنه و بچه دار شه

در حالی که درکی از کلمه تجاوز و تعرض نداره ؟!

اون حامی بودن و تکیه کردن یه دختر به پدر رو

چطوری باید بهشون نشون بده ؟!

چقدر بچه همچین پدرایی بودن باید سخت باشه ..

تراپی و مشاوره و اینا هم که لابد سوسول بازیه براشون ..

بچه هاشون حتی اگه تو شرایط سخت قرار بگیرن

احتمالا با توجه به شناخت پدرشون ترجیح میدن سکوت کنن

اما واسه چیزی که مقصرش نیستن کشته نشن !!

با چه ذهن و روحیه ای قراره اون اتفاقا رو تو دلش نگه داره

و جوری زندگیشو ادامه بده که انگار اتفاقی نیوفتاده ..!!