♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

امروز فکر کنم ساعت از پنج گذشته بود که خوابیدم ، ساعت ۹ بود که بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد !! ناهار غذای مورد علاقه من بود ، دمپخت 😌 بشقابا رو هم دواطلبانه تقبل کردم که بشورم ؛ گفتم سالی یه بار فقط این اتفاق میوفته !! رفت تا سال بعد ، هرچی دخترعموم گفت پس قابلمه چی ، سبد چی ؟! گفتم اصلااا ، فقط بشقابا !!😂 بعدش رفتیم خرید و الان اومدیم ، معمولا وقتی میرم خرید بیشتر از اینکه دنبال این باشم چیزی واسه خودم پیدا کنم ، یه لیست پس ذهنم هست که دلم میخواد واسه اونا هم چیزی پیدا کنم !! 😕 یه سری تاپ و اینا برا خودم خریدم ، جلو خودمم گرفتم که دیگه شلوار عروسکی نخرم ، نوه عموم میگفت اسماااا بیا شلوارایی که دوست داری ، گفتم نه دیگه نمیخرم ، دارم !! 😄 واسه دختر آینده م هم سه تا جوراب خریدم 😍🎀 وقتی رفتیم که فروشگاهه هنوز باز نکرده بود ، گفتم به اینا میگن مشتری ها ، میمونن تا باز شه ، گفت ببینم خرید میکنید یا نه ، گفتم ببینم جنساتون اونقدر خوب هست که خرید کنیم یا نه ؟! 😎 گفت بذار سیگارمو بکشم بعد میریم داخل ، حییییف این جوونا ، که لب به این کوفتی میزنن !! خلاصه بعد خرید یه بستنی زدیم بر رگانمان که خیلیییی خوشمزه بود و چسبید ، هوا هم خوب بود ولی یه کم گرم بود ، ساعت ۳ ظهر بود البته
یکی از رو مخ ترین حرکتایی که بعضی از فروشگاه های بزرگ انجام میدن اینه که یارو مثل دمممم دنبالت میچرخه !!!! چقدر زشت و مزخرف !! همشون که بارکد دارن ، اگه کسی بخواد چیزی ببره بوق میزنه ، اصلا آدم حس خریدش میپره !! هی خواستم بگم دنبالم نیا بعد گفتم ولش کن  !!! 


جورابای دخترم 😍🎀🌸✨️💕