♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

یه سیگار گوشه دهنش بود ، تو این هوای گرم قطعا سیگار نمیچسبه ، قد بلند ، موهای کم پشت ، یه کم خمیده ، تو حال و هوای خودش ، لباسای ساده ، درست چند قدمی منی که رو صندلی پشت میز نشسته بودم توقف کرد ، انگار یه چیزی توجهشو جلب کرده بود رو زمین ، بعد از چند ثانیه مکث مسیرشو ادامه داد ، تو اون گرمای وحشتناک که هییییچکس مطلقا تو خیابون نبود حتی با ماشین !! تو اون چند ثانیه چشم چرخوندم ببینم چاقویی چیزی این اطراف هست و دوتا دیدم ، خیالم راحت شد که اگه غریبه ای خواست بیاد داخل دستم پره !! هرچند اینجا هیچوقت از این موارد اتفاقا نیوفتاده ، ولی فکر کردم شاید مثل اون پسره که از درس خوندن زیاد دیوونه شده و یهویی ممکنه با لبخند بیاد سمتت ، مسیرش بخوره این طرف !! به اون چاقو رو نشون بدی میره !! شقایق (خواهر کوچیکه) گفت بیا جای من چند لحظه ، میخوام برم مامانو از مصلی بیارم ، وقتی برگشت که پسره ته پیاده رو بود ، گفت میشناسیش!؟ گفتم نه !! گفت پسر فلانیه که از عشق زیاد اینطوری شده !! گفتم یعنی دیوونه شده !؟ گفت نه ولی اگه دارو نخوره رفتار دیوونه طوری از خودش نشون میده !! گفت عاشق دختر فلانی بود ، خانواده ها نذاشتن احتمالا ، به هر دلیلی که نشد ، دختره ازدواج کرد اینم روانی شد ، الان با دارو آرومه !! گفتم یعنی یه دختر میتونه احساس خوشبختی کنه وقتی یه جوون سالم واسه اون به این روز افتاده !؟ نه اینکه بخوام بگم حق خوشبختی نداره ، وقتی به هر دلیلی قسمت نبوده ، بازم فکر نکنم آدم بتونه وجدانشو اونقدر بیخیال کنه که به این جوون فکر نکنه !!! اگه بحث نخواستن یه نفر بود یا یه طرفه بود باز قضیه فرق میکرد ، ولی اگه علاقشون دو طرفه بود ؛ اگه من بودم و یه نفر انقدر عاشقم بود ، جلو کل طایفه می ایستادم ، شده تا آخر عمرم عشقشو تو دلم نگه دارم ، نگه میداشتم ولی به اون عشق و ارزشش پشت نمیکردم !! البته هر دختری اینجا شاید نتونه اینطوری باشه ، حاضر جواب ، سرخود ، حق شناس و حق طلب !!! وقتی سنی نداشتم هم جلوی ریش سفید فامیل محکم ایستادم و گفتم نه !!! به خواستگاری کسی که از بچگی اسمش رو من بود !! از اون موقع به من گفتن دختر سرخود !!! هیچوقت پشیمون نشدم از اون نه قاطع !! از اینکه وقتی چیزی باب میلم نبود نمی پذیرفتمش !! عشق واقعی ارزش پس زدن همه آدمایی که لفظشو میان رو داره ، آدمایی که میدونی اختلافتون اونقدری هست که بعدها اون تب و تاب اولیه رو کمرنگ کنه و به زدن تو سر و کله هم برسه !! یعنی من تو این دنیای به این بزرگی ، سهمی از یه عاشق واقعی ، یه عشق واقعی ، دارم !؟ امیدوارم داشته باشم ، مطلقا واسه خودم نیستم ها ، حیفه این همه عشق و ایده های عاشقانه ای که تو ذهنم دارم نصیبت کسی نشه !! یه نفر میتونه خیلی احساس خوشبختی کنه !! ان شاءالله هرچی خدا بخواد !! ولی زندگی واسه اینایی که به هم نرسیدن و قراره تنهایی ادامه بدن چطوری میگذره ؟! وقتی همه میدونن عاشقی ، میدونن کی ته قلبته ، اون مردی که عشق این جوون الان زن خونه ش شده ، چه حسی داره که یه نفر هر لحظه ش رو به زنش فکر میکنه !؟ چه حس مزخرفی !!!