جواب رد دادن به پسرای پولدار یه جور دیگه ای به آدم می چسبه !! منظورم ایناییه که فکر میکنن واسه داراییشون قطعاااا جواب مثبت میشنون و دختره براشون له له میزنه !! یکی از خواستگارام خییییلی پولدار بود ، خیلیا ، قشنگم هست پسره ، از این آرتامایی که تو رماناست😂 مادری بسیار مهربون هم داره ، ولی پسره ته وجودش یه مقدار فیس داراییشو میکرد ، و چندتا مورد جزئی که از چشمم دور نموند ، خودشم البته میدونست من دارایی برام ملاک نیست ، جواب رد دادم بهش !! مرد باید خاکی باشه ، باید خودش بدون مالش خیلی بیارزه ، که اگه جز تمبون تو پاش چیزی نداشت ؛ بگی اشکال نداره چون خودش مااالیه !! از مردایی که استوری میذارن از خودشون و لبشونو ماری میکنن ، قِیچ قِیچ طور خوشم نمیاد ، اینایی که لخت میشن تو باشگاه عکسشونو میذارن زور میکنن هم آره !!! چه معنی میده اصلا 😒 خلاصه بعدش هم یه حرف مفتی زد شکافتمش سپس بلاکش کردم و هنوزم بعده چند سال بلاکه !! چی شد یادش افتادم ؟! چند شب پیش تو خیابون دیدمش ، احوالپرسی گرم ، خدایی گوگولیه از نزدیک 😂😂 اماااا عمرا از بلاکی درش بیارم ، آروم تر شده انگار ، ولی حتی یه درصد دلم نمیخواد با این بشر حتی در حد یه ریپلای ارتباط بگیرم ، وای به روزی که یه نفر از چشم اسما بیوفته !! 😒 حالا بیاد جمعش کنه 😁 دقیقا یادمه بهش گفتم حیف که مامانت زن خوبیه وگرنه فحش ناموس بهت میدادم فلان فلان شده 🤣🤣🤣
یه هفته ست که پناش بر خدا ، دلم شور میزنه ، ان شاءالله خیر باشه و واسه کم خوابی هام باشه که قلبم گاهی تند میزنه ، گاهی یه تپششو جا میذاره !! یه جوریه اصلا !! هی ذکر میگم آروم میشه دوباره بیدار میشم چند لحظه ای میره رو همون حالت !! به حدی مزخرف خوابیدم امروز ، که برسم خونه سریع باید مسکنو بخورم فکر کنم ، اسمایی که تو درد زیاد هم سعی میکرد مسکن نخوره ، الان انقدر بی حوصله ست واسه درد کشیدن که حس کنه میخواد شب سختی رو بگذرونه ، پیشگیری رو به درمان ترجیح میده !! کلی کار دارم که انجام بدم و فقط دو روز آخر هفته رو دارم ، کمالگرایی هم این وسط گاهی جولان میده و گرد و خاک میکنه !!!! کتاباشو خیلی وقته نخوندم ، باید سعی کنم مرورش کنم که برنگرده به دوز شدید قبلی 🙁 چیه این کمالگرایی ، خدا کنه هیچکس در دوز بالا گرفتارش نشه ، چون ضررش بیشتر از سودشه !! ۹۰ درصد میری جلو یهو مثل فنر میکشت عقب ، اووفففف !!
یه سری چیزا اصلااااا جذابیتی برام نداره ، مثلا عکسایی که با هوش مصنوعی درست میکنن !!! لباسا و آرایشی که فیکه !!! چهره و اندام و حتی حضور در مکانی که فیکه !!! به چیزی که هستم بر میخوره اگه اینکارو کنم ، یه سری آپشنای باحالی داره ها ، مثلا بالا بردن کیفیت عکسا ، حذف قسمتایی که نمیخوای یا .. ولی اگه دوز فیکیت خودِ واقعی بره بالا ، دیگه جذاب نیست !!!
با اینکه کلا حوصله آرایش کردن ندارم ، منی که وقتی بیست ساله بودم از سایه چشم هم نمی گذشتم ، سالهاست اگه حسش باشه به یه آرایش ساده بسنده میکنم ؛ امروز خودمو تو آیینه دیدم ، کمبود خواب تو چهره م معلوم بود ؛ لذا یک خط چشم ریز در بن مژه و یه خط کمرنگ لب کشیدم ، چه تغییری کردم ، شبیه اینایی شدم که هفت ساعتو تختتتت خوابیدن 😂😂 هر بار تو اینستا یه نیم رخی از خودم میذاشتم و ریپلای های تعریفی دریافت میکردم ، همیشه بهشون می گفتم به عکسا اعتمادی نیست ، چهره واقعی ۶ صبح وقتی بیدار میشه طرف !! 😕 من همون موقع هم هر طور راحت بودم رفتار میکردم .. مثلا حسش نبود ، بی آرایش میرفتم بیرون ، سی سالگی به بعد اصلا دوز این بی اهمیت بودن نسبت به یه سری چیزا چند برابر شده ، نمیدونم خوبه یا ناخوبه !؟ به سمت بی حسی بیشتر نریم حالا ؟! بحران سی سالگی جدیه ؟! 😕😕
مردا از چه دخترایی خوششون میاد ؟! تا الان اینا رو فهمیدم که : - بستن موی گوجه ای و دم اسبی خانما .. - موی بلند .. - ناخن های طبیعی .. - شیطنتای دختری که با بقیه سرد و جدیه .. - دیدنشون تو لباس خونگی عروسکی یا لانگ .. - چشاشون بلا استثنا 😂😂 - دختری که قدر خودشو میدونه و قویه .. - دختری که روتین روزانه ش سالمه .. - اهل پارتی و دود و اینا نیست !! از چه دختری بدشون میاد ؟! نمیدونم ، از هیچ دختری 🤣🤣🤣
اون اشتیاق و تلاش واسه حفظ روابط رو سالهاست عمدا کنار زدم !! یعنی یک درصد حس کنم کسی خودشو میگیره محاله برم سمتش چون از طرف خودم مشکلی سراغ ندارم ، که کسی بخواد فاصله بگیره !! مگه اینکه طرف به هر دلیلی با من حال نمی کنه که قابل احترامه ولی عمراااا اون روی قبلی منو نخواهد دید دیگه ، دو بار صمیمی نمیشم !! اینکه گاهی آدم خسته ست ، حوصله نداره ، تو لاک خودشه ، قابل درکه ، ولی یه سری رفتارا بی احترامیه دیگه ، یه سری چیزا متقابله ، نمیشه یه طرفه تو تلاش کنی رابطه ت رو با کسی حفظ کنی ، بودید خوش ، نبودید آبگوشتمون رو بر می داریم شبم میخوریم ازش !! 😒 با پیاز بنفش 😂😂
عباس وقتی میاد بوق میزنه که بچه ها برن درو باز کنن ، سحر میگه درو باز کردم ولی همچنان بوق بوق ماشین عروسی طورش به راه بود ، گفت چی شدههههه ؟! گفت عروس آوردم 😂😂😂 و بلهههههه بلاخره بعده یه سال شایدم بیشتر ، مرغ عشقا یه همسر زیبا براشون پیدا شد ، آبیه قدیمی تر و سن بالاتره ، آبی کمرنگه تازه نفسه 😂 ولی زورش به آبیه نمیرسه ، مثلا اینو میزنه نمیذاره کاهو بخوره ، یه وقتایی هم با هم جورن ولی چون دو تاشون نر تشریف دارن به هم نمیسازن !! آبیه یکی دو سال پیش شب بود که افتاد تو حیاط خونه آجیم ، متین کلی از در و همسایه ها پرسید صاحبش پیدا نشد و چون مرغ عشق ، بیرون اگه باشه میمیره و پرنده های دیگه میزننش ، باید تو قفس نگهداری شه ، واسه همین نگهش داشتیم ولی تنها بود تا یه سال .. یه روز گفتم عباس شیر مادرت قسم یه جفت براش بخر ، قسمش دادم که تنبلی نکنه مثل این یه سال 😕😕 گفت باشه و عصرش رفت این آبی کم رنگه رو خرید ، مرده گفته بود ماده ست ولی از روز اول سر جنگ داشتن با هم ، گفتم بخدا این نره وگرنه چرا باید بزنتش؟! و بلهههه چند روز پیش یه پسربچه که خیلی کفتر بازه اومده بود کبوترشو از پشت بوم برداره که مرغ عشقا رو میبینه و تو یه نگاه میگه اینا که دوتاشون نرن !!! گفتم یه ساله بنده خدا تمایلی به هم ندارن به زور می خواستید اینا رو گِی کنید !! ولی خودشونو حفظ کردن 😕 امروز عباس اومد تا یه مرغ عشق خوشگل ناز ماده خریده 😍💕 گفتم حالا این برا کدومشونه ، این دوتا چرا زندگیشون اینجوریه ☹️ خب یکیشو ببر تا زن پیدا کنن براش ، دو زن یه مرد باز یه چیزی ولی اینطوری نه خودشون قبول میکنن نه شدنیه اصلا !!! با آبی کمرنگه جیک تو جیکه ، آبی پررنگه دچار کمبود اعتماد به نفس شده ☹️☹️ حس میکنه زشته یا پیره که انتخاب نشده !! ببینیم عروس خانوم کدومشونو پسند میکنه !! حالا جدیده نمیذاره آبیه دون و کاهو بخوره ، آجیم میگه دست بالای دست بسیاره 😂😂 یه سال اونو منع میکرد اذیتش میکرد حالا سر خودش اومد ولی اون جوونه قشنگ داره مخ میزنه ها ، اون یکی حوصله ش نمیشه انگار ، خسته ست !!😂☹️
یا گذشته است ، یا یک روز خواهد گذشت ؛ غمی که به قلب دیگران هدیه داده اید ؛ اشکی که به ناحق به چشمشان آورده اید ، غصه ای که بر روی دوششان انداخته اید ، دلی که در اوج اعتماد از آن ها شکسته اید ،اعتمادی که آن را در هم کوبیده اید ، محبتی که حیف و میل کرده اید و قدر ندانستید ، عشقی که به بازی گرفتید ، قضاوتی که با آن رگ های قلبشان را تحت فشار گذاشتید .. تهمت هایی که با آن ها نفس شان را به تنگ آوردید !! تمامی بدی ها ، نامردی ها ، نمک نشناسی ها ، تمامی نابالغ بودن هایتان در حق دیگران ، تمامی آنچه که خدا را نشناختید و بر سر بنده هایش آوردید ؛ یک روز تمام خواهد شد ، آدمی از نو بلند خواهد شد ؛ چه شکسته ، چه خسته ، چه ناتوان ؛ پر از امید بلند خواهد شد ، اما پشیمان نبودنتان دمار از روزگارتان در خواهد آورد !! یک شب میان گریه هایشان شاید بخشیده شوید اما ذوق تان برای دیدن حال بد آدم ها از چشم خدا دور نمانده و نخواهد ماند !! یعنی چگونه تاوان خواهید داد ؟! چگونه دوام خواهید آورد ؟!
من به طور کااااامل با عملای زیبایی مخالفم مگر در موارد خاصی ، مثلا رفع نواقص واقعی چهره ، بینی خیییلی بزرگ که اعتماد به نفس طرفو داغون کرده باشه و با این عمل روحیه ش خوب شه ، یا سوختگی ای چیزی که تو دید باشه !! یا دندونایی که خیلی به هم ریخته باشه و جذابیت چهره طرفو خیلی آورده باشه پایین !! با یه نفر رفتم مطب زیبایی میخواست فیلر زیر چشم بزنه ، بهشم گفتم بخدا الکی هزینه میکنی ، زیر چشمت هیچیش نیست ، تازه این ژلا تزریق که میشه بیشتر گود میشه و دست نزن به صورتت ولی گوش نداد ، اونجا که نشسته بودم آدمایی رو میدیدم که حضورشون صرفا حاصل تبلیغات بود !! بلاگرا ، بازیگرا ، هرچی نگاشون میکردم نمیتونستم بفهمم واسه چی اومدن ، و بعد از بیرون اومدن از اتاق هم معلوم نبود چیکار کردن با چهره شون !! دکتره وقتی اومد یه گونی ژل با خودش آورد !!! فکر کن این مواد که معلوم نیست چیه و چند سال دیگه چه عوارضی داشته باشه ، فقط توی یه مطب از میلیون ها مطب زیبایی ، توی سه ساعت تزریق شد !!! تو خیابونم که راه میرفتیم از هر نفر انگار سه نفر دیگه میدیدی ؛ زاویه های فک یکسان ، گونه ، لب ، فرم لب ، مژه و ابرو های شبیه به هم ، با احترام به انتخاب دیگران ، هیییچ زیبایی و جذابیتی از نظر من نداره این افراط در عمل ها !! کمتر کسی رو میبینی که حداقل یه حرکت روی چهره ش پیاده نکرده باشه !!! طرف لباش قلوه ای و خوشگل ، رفته ژل زده دونه های سفید روی پوست لبش مونده ، یا کج شده ، یا خط خنده شو پر کرده بعده چند ماه عمیق تر شده ، خب تا کی باید پر کرد و عمیق تر شد ؟! هر روز هم یه چیز جدیدی میاد که آدم هنگ میکنه ، عمل تغییر رنگ چشم ، هزینه نیم میلیااارد !!! خدایاااا چطوری یه نفر میتونه انقدر ریسک کنه روی بیناییش که واسه تغییر مصنوعی رنگ چشم اینکارو بکنه ؟! دخترای دبیرستانی هم اومده بودن تو اون مطب ، چقدر قیافه هامون معصومانه بود اون موقع ، چقدر الان به بعضیاشون نمیاد دخترای دبیرستانی باشن !! انگار سی سالشونه !!! چی شد که دغدغه دخترای سیزده ساله شد عمل و تزریق !!!؟؟؟ چه اوضاعی شده !!! تا جایی که بتونم سعی میکنم به نوه هامون حس کامل بودن بدم که هیچوقت به این کارا فکر نکنن !! امیدوارم تاثیر گذار باشم !! خداروشکر هیچوقت به حرف دیگران واسه دست زدن به صورتم گوش ندادم ، و رک توپیدم بهشون ، که من مشکلی با خال های صورتم ندارم و اتفاقا خیلیم دوسشون دارم !! وگرنه هر روز میخواست با حرف اینا یه جاییت آمپول فرو کنی 😒😒