مرغ عشقا رو تو اون نیم ساعتی که بخوام صبحانه بخورم و لباس بپوشم میذارم بیرون ، چون بیرون کلا گرمه و همش تو خونه ن گناه دارن حوصلشون سر میره ، وقتایی هم که میرن بیرون کلی گنجشک میاد پیششون ، دیشب داشتم تو کیفم دنبال چیزی میگشتم که این گندما رو دیدم ، جشن دندونی نگارین زهرا بود ، عروسکی که بعده ده سال معجزه وار به زندگی پدر و مادرش هدیه داده شد ، بعدا بیشتر تعریف میکنم براتون 😍🌸 خلاصه به رزقی که قسمت هر موجودیه فکر کردم ، این گنجشکا از روزی که این گندما تو زمین ریخته شده ، رشد کرده ، خوشه داده ، درو شده ، بسته بندی شده ، خریداری شده ، دوباره بسته بندی شده ، حتی رسیدنش به دست من ؛ گذاشتنش تو کیف ، اینجا دیدنش ، حتی چه صبحی پیدا شدنش ، واسه اینا تقسیم بندی شده بوده که به دستشون برسه ، در زمان درست خودش ، بعد میگم همه چیزایی که ما گاهی نگرانشون میشیم ، مثل همین رزقن ، باید حرکت کنیم بریم جلو ، خودش در زمان درستش به دست میاد ، فقط باید ایمان داشت که خدا هوامونو داره !! دیشبم یه چیزی شد که آروم تر شدم !! الهی رزقتون همیشه برقرار باشه ، چه مالی ، چه حالی ، چه سلامتی ؛ چه فرزند ، چه شغلی ، چه هر چیزی که به چشم رزق و روزی بهش نگاه می کنید !! البته در مسیر حلال و پر برکت ان شاءالله !! 💕😍🌸✨️
من از این حال که به هم ریخته باشم و ندونم چطوری خودمو آروم کنم بدم میاد !!! مثل یه اضطراب و استرس بی دلیل ، مثل یه دلشوره یهویی که با نفس عمیق هم از بین نمیره ، مثل کلی کار که میدونم دارم و نمیدونم چطوری تمومش کنم !! از یه طرف فکر کربلام ، هر سال این موقع همه کارام اوکی بود و امسال در بلاتکلیف ترین حالت ممکنم ؛ الان آجیم زنگ زده میگه بیمارستان پر شده و بابا حالش بد شده باز ، هفته پیش حالش بد بود فکر کردیم گرما زده شده ، یه سرم زد بهتر شد دوباره میگه حالش بد شده ، دخترخالم هم زنگ زد ، هفته پیش خوب شد ، میگه باز حالم بد شده و صدام گرفته ، پسر خالمم تب و لرز و حالت تهوع اینا ، معلوم نیست باز چه خبر شده ، گفتم آب جوشیده خنک شده بخورید فقط ، آلودگی از طریق هوا و آب ممکنه !! نوروبین و ویتامین دی و آهن و ب کمپلکس نزنید ، فقط ویتامین سی ، مصرف گوشت و لبنیات تا ۲۸ روز کنسل ، و چیزای آهن دار و کلسیم دار !! هر بار میرید بیرون وقتی برگشتید آب نمک قرقره کنید ، بلکه این مریضی دست از سر مردم برداره !!! مامان بابا چیزیشون میشه به هم میریزم اصلا !!!
هرگاه که وطن به جنگ مبتلا شد فقیران را صدا میزنند برای دفاع از آن ، و هرگاه که جنگ تمام شد مسئولین را صدا میزنند برای تقسیم شدن غنائم !! محمد الماغوت ◇ از طرفی به آدم فشار میاد که این همه جوون ، این پدرای سن بالا ، زندگیشونو ول کردن و رفتن مرز ، چون اوضاع چیزی نیست که پنهان میکنن !!! این جوونایی که بچه هاشون هنوز الفبا رو یاد نگرفته ولی غیرتشون اجازه نمیده اینجا بمونن و میگن خاک بحثش فرق میکنه !! بعده جنگ هم یه مشت بی شرف یقه ببندن و بشن مسئول فلان جا و خون مردمو بکنن تو کیسه ، دوباره فشار اقتصادی بیارن و یه سری جوون دیگه رو بکشونن تو خیابون و بازم کشته بدن و بازم اونا روی سمت خودشون باقی بمونن !!! مسیر اعتراض وقتی اشتباه باشه حاصلی نداره .. کاش به جاش شعارای پوچی که هیچ آورده ای نداشته و نداره هیچوقت ، شعار حق خواهی میدادن ، شعار اعدام این نکبتای اختلاس گر رو ، و سفت و سخت مثل این چند ماه با رعایت چهارچوب اعتراضی میرفتن خیابون و حقشون رو فریاد میزدن دشمن داخلی کم از دشمن خارجی نداره ، ولی مرگ بر آمریکا گفتن نماش بیشتره ظاهرا !!
استان ما یکی از استانایی بود که کمترین میزان وقوع جنگ رو تو دوره های قبلی داشت ، ولی دیشب یاسوجو زدن ، امشبم بهبهان ، پتروشیمی ها رو هم میگن دارن میزنن 🙁🙁 خیلی شدت حملات این سری بیشتره ، خدا خودش به داد مردم کشورمون برسه 😢😢 چه گرفتاری کرده مردمو این مرتکیه نکبت روانی !! بتمرگ سر جات خب ؛ پدوفیلی حرومی ، یه مشت احمق دیگه هم هستن که خوشحال میشن از جنگ ؛ مثل اون احمقایی که تو زمان صدام جاسوسی ایرانو میکردن و به خیال خودش مخالف حکومت بودن و واسه همین به دشمن این خاک کمک میکردن ، در حالی که همیشه به بدی و خیانت کاری ازشون یاد میشه !! الانم مهم نیست چه حکومتی سر کاره ، مرز خط فکری و عقاید تو زمان جنگ دیگه میره کنار !! فقط وطن و خاک مهمه !! هر کی هم بخواد خیانتشو توجیح کنه بی غیرتی خودشو توجیح کرده !! آخ از این همه جوونایی که زن و بچه شون رو گذاشتن و رفتن ، یکیش داماد عمومه ، یکیش داماد داییم، خدا به جوونیشون رحم کنه😢
اگه با اولین کسی که اومد تو زندگیتون ازدواج می کردید به نظرتون الان زندگیتون چه شکلی بود !؟ من فکر کنم در بهترین حالت زنده نگهش داشته بودم ولی جدا شده بودیم همون سالها قبل که بسیااار چموش بودم !! البته هنوزم حرف زور و بی احترامی تو کتم نمیره ، ولی الان سیاستم سر بریدن با پنبه ست ، اون موقع وحشی طور بودم !! با اینکه واقعا دختر مهربونی بودم ولی اون جنگی بودنه رو داشتم 🙄😕 ولی پاکی اون روابط که اوج گناهش گرفتن دست طرف بود و بابتش کلی عذاب وجدان میگرفتی و توبه میکردی ؛ حسش جوری بود که دیگه با هیچکس تکرار نشد !! نه اینکه بگم عشق بود و فراموش نشدنی ، ولی حسش خاص بود چون انگار معصوم بودیم 😕
دیشب حنا می گفت اولین هدیه ای که تو مسافرتم خریدم یه صندل تابستونه واسه زن داداشم بود ، گفت با یه چیز کوچیک هم خوشحال میشه ، ولی چیزی که باعث میشه هر جا میرم واسه خودش یا بچه هاش هدیه بخرم ، خوشحالی مادرمه !! گفت اگه زن داداشم خوشحال میشه ؛ مامانم صد برابر خوشحال میشه و همین برق شادی تو چشمش یه دنیا میارزه برام !! زن عموم واقعا زن خوش قلبیه ، خیلی زیاد دوسش دارم ، پایه سفر و گشت و گذار و همه چیه ، با اینکه سنش بالاست ولی اصلا کنارش حس نمیکنی که درکی از سن تو نداره !! چقدر من عاشق آدم حسابی های فامیلمونم ، خدا سلامتی بهش بده ، امیدوارم عروسا هم قدر این خوبی هاشونو بدونن !! یه وقتایی تعجب میکنم از بعضی رفتارا ، مثلا طرف واسه مادر شوهرش کلی کار خیر میکنه ، هواشو داره ، احترام میذاره بهش ، یا فلانی چقدر به عروسش بها میده و طرفدارشه ، ولی اونطور که باید قدر دونسته نمیشن ؛ کم لطفی میشه در حقشون !! یا اینکه بهشون بر میخوره که پسرشون واسه مادرشون خرج میکنه ، من اگه باشم خودم پیشنهاد کمک کردن به مادرشو بهش میدم ، یا پیشنهاد رفتن به خونه شون ؛ هدیه خریدن واسه نوه هاشون !! همون رفتاری که دلم میخواد داداشم یا خودم با مادرم داشته باشیم رو ، باید رضایت بدم که اون با خانوادش داشته باشه ، احترام به خانواده همسر ، احترام به همسره !! اگه خودش عزیزه پس پدر و مادرش هم عزیزه !! مثلا من واسه زن داداشم ابدااا از این خواهر شوهرای سلیطه نیستم ، برام خیلی مسخره ست که تو زندگیش دقیق بشم و تجزیه تحلیلش کنم !!! بگم چی خریده چی میخره چقدر خریده ، اتفاقا خودم بهش پیشنهاد دادم گوشیشو عوض کنه گفت نیاز نیست باطریشو عوض میکنم فقط ، یا پارسال رفته بودیم بهبهان ، گفتم فلان طلا خوشگله بخرش ، که بازم خودش گفت فعلا نه !! اصلا این همه بی خوابی و زحمت رو داداشم تحمل میکنه واسه چی ؟! که خانوادش در رفاه باشن دیگه ؛ حالا در قالب خواهر شوهر درسته که بخوام تو این رفاه دخالت کنم ؟! قطعااا خیر !! پس همیشه در همه زمینه ها جوری با دیگران رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنن !!
همین الان یهویی یاد رفیقم افتادم که تا الان قسمتش نشده مادر بشه ، تصور کردم اگه یهویی ببینمش و بگه سوپرایز دارم برات و جعبه رو باز کنم و یه جفت جوراب بچگانه داخلش باشه چقدر خوشحال میشم ، بعد اشکم همینطور داره میچکه پایین 🙁 امیدوارم خیر و صلاحش باشه و یه روز همچین صحنه ای رو زندگی کنم ، دلم میخواد ازش صد تا باشه تو دنیا ، انقدر که دختر خوبیه !! خودش میگه تسلیم خدام ، اگه خواست شکر ، اگه نخواست هم شکر !!
خداییش من اهل ادا و اینا نیستم اصلا ، ادبم هم نرماله ، آدم تعارفی ای هم نیستم ، ولی هیچوقت نتونستم تو فضای عمومی حتی به این اشاره کنم که الان تو فلان دوره م یا پی ام اس و اینام .. نه اینکه بگم گفتنش بی حیاییه چون بلاخره طبیعت انسانه !! ولی فکر می کنم این چیزا خیلی شخصی تر از اینه که صد نفر تاریخ مسائل خصوصی تورو بدونن ، حس خوبی نمیگیرم و دلیلی براش نمیبینم !! از قضا کسی هم که راجب این چیزا با جزئیات میگه حس خوبی برام نداره ، یعنی لحنشو متوجه میشم انگار ، اونی که هدفش بیانه فقط ، و اونی که دنبال توجهه !! چقدر چندش واقعا !! اینجا هم یکی از جاهاییه که آدم دچار شرم نیابتی میشه ، یعنی چی انقدر با جزئیات میگی زن ؟! 😒
با سحر اومدیم پیش حنا ، به شدت دختر نوستالژی دوستیه ؛ تم سنتی خیلی دوست داره ، مثل من جمع میکنه وسایل قدیمی رو ، میگه اسما اینا همشونو کش رفتم 😂😂 از زن عموم به زور میگیره میاره برا خودش ، گفتم منم دارم از این استکانا ، هرچند خیلی چای خور نیستم ، ولی گفتم خدایی از این بعد خواستم چای بخورم تو همین زیر استکانای گلی میخورم ، از وقتی لیوانای دسته دار اومده مزه چایی ها مثل قبل نشد ، سه تاشو میخوری معلوم نی چی میخوری ، ولی اینا انگار مزه زندگی میده !! یه قالی هم مادر شوهرش بهش داده که واسه جهیزیه عروسی خودش بوده ، چقدر عروسش خوبه که از دختراش ردش کرده دادش به حنا 😌 اینم عکس قالیچه سنتیشه که طرحش لریه 😍🎀✨️
بعدش هم یه آش ماست لری خوردیم که جاتون سبز خیلییی خوشمزه بود . ما به آش ماست آبکی میگیم دووا dova ، به آش ماستی که بشه با دست گلوله ش کرد و شکل داد بهش و دوغش به خوردش رفته میگیم لبنی !! روغن حیوونی و آویشن و سیر و پیاز سرخ شده هم میریزیم روش !! شبای سیزده بدر همیشه لبنی داریم ، دور آتیش میشینیم و شعر میخونیم و دست میزنیم و میرقصیم تا آماده شه 😍🎀✨️🌸
محفلمون محفل دختر عمویی بود ، کلی تجزیه تحلیل کردیم ، بچه ها هم کلی بازی کردن ، و اینگونه بود که شبمون رو نذاشتیم ساده بگذره !! همین دیدار های یهویی خیلی انرژی میده به آدم ، واسه همین انقدر به صله رحم سفارش شده !! حتی اگه با فامیل حال نمی کنید چندتاییشون که اوکی تر باشن و بی حاشیه ن تو لیست دیدارتون باشه ، و هر از چند گاهی سر بزنید بهشون !! واقعا حال خوب کنه این دیدارا 😍🎀