♡ stay strong ♡

الهی به امید تو ..💕✨️🌸

چند سال پیش که هنوز کوچمونو آسفالت جدید نریخته بودن یه بارون شدییییید چند ساعته و بی وقفه بارید ، تگرگ و باد و بارون و رعد و برقای زیاد ، جوری که کوچه ما بقول اون یارو تا چیز ، تا کمر رفته بود زیر آب 😂
میشد قایق بندازی داخلش پارو بزنی منم اصلا متوجه اوضاع کوچه نبودم ، تا اینکه یکی در میزنه و میرم بیرون تا همسایه ست (عمه قندی) گفت خاک اندازتونو بده میخوام آشغالای زیر پل رو رد کنم که آب ببرش و اینجا تلپ نشه !! بعد دیدم کوچه شده بندر😂😂 چون آب از اول شهر سرازیر میشد تو کوچه و کلی آشغال میاورد ، کوچه ما هم هممون رو تمیزی حساسیم و میخواست تمیزش کنه ، منم با تاپ زرد ، شلوار قرمز ، یه شال دور بازو و دمپایی ای که نمیدونم چطوری سر از حیاط دراورد رفتم جلو در و گوشیو هم با خودم برده بودم ..!! ولی خب آنتنا رفته بود و من هی عکس و فیلم‌‌ می گرفتم که مسخره بازی دربیارم و استوری کنم که بقیه هم بخندن !!
دمپاییه رنگ و رو رفته و پلاستیکی و خییییلی قدیمی بود ، از اینا که چند سال تو حیاط پشتی افتاده بود و آفتاب داغ اینجا دهنشو سرویس کرده بود و رنگ به رو نداشت ، سفید و زرد شده بود ، فکر کنم یه لنگه بود و لنگه به لنگه رفته بودم جلو در .. خلاصه کارشو انجام داد و خاک انداز رو داد دستم و طی یک دقیقه همه همسایه ها یهو غیب شدن !! همزمان هم یه باد شدیدی اومد و تقققق در حیاطو بست ، هیشکی هم خونه نبود ، آنتنا هم رفته بود .. با اون وضع هم‌ نمیشد تا وسط کوچه رفت ، چه برسه سر کوچه !! چون مغازمون سر کوچه ست و کلید زاپاس پیش بابا بود ..
آب تو کوچه هم هی می رفت پایین و هر لحظه ممکن بود یکی رد شه ، مونده بودم چیکار کنم که پسر همسایه رو دیدم ، عاقبت بخیر باشه الهی .. محمد رفت کلیدا رو برام آورد ‌و شبش عکسارو استوری کردم ، من هیچوقت از اینکه از خودم عکسی تو پیجم بذارم خوشم‌ نیومده و حس خوبی نداره برام ‌!! نصفه و تار میذاشتم گاهی وقتا ولی کلا خوشم نمیاد !! با اینکه آجیم هر بار اصرار میکرد می گفت بذار دیگه عکستو ولی من مقاومت میکردم ..!! از اینا هم‌ نیستم که عکس پا یا انداممو نامحسوس بذارم تو پیج ..خلاصه عکسی که از دمپایی سوژه م گرفته بودمو استوری کردم و کلی خندیدیم و تموم شد و رفت !! اینو داشته باشید این ور ..😕
.
من شدیدا اهل حد و حدودم‌ تو زندگیم ، مجازی و واقعی فرق نمیکنه ، بسیار شوخ و شاد و شنگولم ماشاءالله ولی در ملا عام !! در خفا و دایرکت نه ، با مردا منظورمه ..!! مگه اینکه بشناسمش و بدونم از اینا نیست که فاز برداره و ..
احترام سن بالا ها رو هم دارم !! ولی اگه کسی چیزی بگه که نباید
یا حتی به اسم کوچیک صدام بزنه هشدار میدم بهش ، اینکه یه نفر فکر کنه میتونه باهام چت کنه یا احساس صمیمیت کنه برام زنگ خطره !! البته میگم نه هر کسی !! رفتار سردم مشخصه !! خلاصه یه مرد مسن از اینا که موهاش کامل سفیده سالها فالوورم بود ، همیشه هم‌ بهم می گفت دخترم !! منم مودبانه جوابشو میدادم و آدم بسیااار مودبی بود ، مثلا بهش میومد نوه هاش هم سن من باشن .. چند ماه بعده اون قضیه بارندگی و اینا اومد بهم گفت یه عکس تو پیجتون گذاشته بودید الان هرچی میگردم پیداش نمیکنم‌ .. گفتم چه عکسی ؟! ذهن من رفت سمت طبیعت و اینا .. گفت عکس پاهاتون بود ..😐😐😐😐😐😐
گفتم پااااا؟؟؟ من ؟؟؟ امکان نداره !! هیچوقت اینکارو نمیکنم‌ ..
گفت چرا و آدرس اون روز بارونی و دمپای پلاستیکی رو داد !! 😂😐 گفتم حالا برا چیته عکس پای من ؟؟ هنگ کرده بودم ، در حال ترکیدن بودن و فحشام پشت سر هم ردیف میشدن که بشورمش بذارمش کنار !! گفت عکس قشنگی بود دوسش داشتم .. گفتم‌ مرتیکه پیری فلان فلان شده و ... خلاصه اون فحشایی ‌که من تو دایره فرهنگ‌ لغتم دارمو نثار سر و ریش سفیدش کردم .. و وقتی قهوه ای شد انداختمش بلک لیست !! واااای منو میگی اصلااا حالم بد شده بود ؛ یارو فتیش پا داشت با اون سنش 😑 مگه میشههههه !؟ اصلا تو اون سن چطوری این فتیشه نمایان شده ؟!بعده اون قسم خوردم‌‌ گفتم‌ حتی رنگ پوست پامو حواسم باشه 
که تو عکسای از راه دور هم نذارم ..!!
.
بلهههه دور و اطراف ما ممکنه کلی آدم وجود داشته باشه که حتی در سن لب گوری حشریت از چشاشون بزنه بیرون و به جای جمع کردن توشه واسه آخرتشون دنبال دست و پای زنا باشن .. بعد به خودم حق دادم که عکسمو در ملا عام نذارم ، از تصور اینکه یه دوزاریه چرک بخواد هر تصور نکبتی کنه اوقم میگیره !!! فلذا گذاشتن عکس از خودم کنسل تر از قبل شد ..
.
مرتیکه نکبت ، آخه پاهای ظریف و ناخنای کشیده و لاک زده رو 
تو کفش و دمپایی های جذاب و خاص دیده بودی ؟! پاهای تپل همچون کائنان معبد عامون و دمپایی پلاستیکی آخه !؟
بعدا یه قضیه دیگه رو هم تعریف میکنم که حواسمونو بیشتر جمع کنیم !!!😕😕